
تب طلای استان؛ قمار یا سرمایهگذاری؟
این روزها پای صحبت هر کس در تاکسی، مغازه و دورهمیهای خانوادگی در استان مینشینیم، حرف از طلا و دلار است. همه نگرانیم و تب خرید، بازار خراسان جنوبی و
صفحه اصلی / دیدگاه

این روزها پای صحبت هر کس در تاکسی، مغازه و دورهمیهای خانوادگی در استان مینشینیم، حرف از طلا و دلار است. همه نگرانیم و تب خرید، بازار خراسان جنوبی و

این روزها مدام در اخبار و جلسات مسئولان استان میشنویم که میگویند «بهرهوری فلان است»، «دستگاهها باید بهرهور شوند» و «جذب بهموقع بودجه خودش اوج بهرهوری است»! دستمریزاد، حرفهای قشنگ

به عنوان یکی از شهروندان بیرجندی که روزانه از مسیر بلوار شهید ناصری تردد میکنم، وظیفه خود دانستم تا نگرانی عمیق خود و سایر همشهریان را نسبت به وضعیت ناایمن

پیشبینیهای هواشناسی مبنی بر ورود به فاز قدرتمند پدیده «النینو» و احتمال وقوع بارندگیهای چشمگیر در پاییز و زمستان پیشرو، بیشک موجی از امید و سرور را در میان مردم،

از استاندار محترم استان خراسان جنوبی استدعا داریم مسئولان شرکت پخش فرآورده های نفتی را ملزم به توجه بیشتری به سوخت رسانی به موقع به جایگاه های بین راهی روستایی

وقتی تصاویر آقای پزشکیان را پشت تریبون سازمان ملل دیدم، حس غریبی از غرور و همبستگی در وجودم زنده شد. این تنها یک سخنرانی نبود بلکه انعکاس صدای ملتی بود

همیشه در گزارشها و آمار رسمی با غرور میخوانیم که خراسان جنوبی بهشت زمینشناسی و عیار معدنی کشور است؛ استانی که روی رگههای درخشان طلا، مس، بنتونیت، زغالسنگ و سنگهای

در هر تقاطع و میدانی از شهر که میایستیم، چهرههای آشنایی به سراغمان میآیند؛ افرادی که شاید برخی از آنها به واسطه شرایط اقتصادی به این ورطه افتاده باشند و

واقعیت این است که دیگر از نگاه کردن به صورتحسابهای بانکیمان هم میترسیم! انگار بانکها به جای اینکه محلی برای نگهداری و رشد سرمایههای خرد مردم باشد، به دستگاههای قطرهچکان

بیرجندِ امروز، با بیرجندِ یک دهه پیش تفاوتهای ماهوی دارد. گسترش بیوقفه کالبدی شهر و افزایش سرسامآور تعداد خودروها، زیرساختهای ترافیکی را به یکی از حیاتیترین نیازهای پایتخت خراسان جنوبی

جامعه ما در بیرجند و استان، با دو پدیده فرهنگی-اجتماعی دستبهگریبان است که اگر از دریچه آسیبشناسی سنتی به آنها نگریسته شود، مانع توسعهاند؛ اما با نگاهی راهبردی میتوان آنها

بسیاری از مردم بیرجند و حتی شهرستانهای اطراف، وقتی بیمار میشوند یا نیاز به ویزیت پزشک متخصص پیدا میکنند، به جای اینکه خیالشان از بابت دسترسی به درمان راحت باشد،

چند وقت پیش یکی از همشهریها گفته بود به بیرجند رسیدگی نمیشود. حرف درستی هم بود، اما واقعیت این است که ماجرا فقط «نرسیدن» نیست؛ انگار یک جور بیخیالی و

خبری خوندم که واقعاً نگرانکننده است؛ اونم خبر کاهش ولادت در استان. البته که یکی دو سالی هست از این دست خبرها زیاد خوندیم، شاید دیگه چندان هم تعجب برانگیز

شهرستان عشقآباد که حدود دو سال پیش از بخش به شهرستان ارتقا یافت, این روزها حالوهوای تازهای دارد. در این مدت کوتاه, اقدامات قابلتوجهی برای این شهرستان صورت گرفته است.

به عنوان یک شهروند بیرجندی که هر روز شاهد کوچ رفقا و نخبگان این دیار است، خواهشمندم این درددل و یادداشت کوتاه را در ستون صدای مردم یا صفحه یادداشت

بلوار پیامبر اعظم (ص)، ناصری و صیاد شیرازی؛ این نامها این روزها بیش از آنکه یادآور معابر اصلی و شریانهای عبوری شهر باشند، در حافظه جمعی و اخبار روزانه به

این روزها که هر کوچه و خیابان بیرجند را که نگاه میکنی، رد پای وعدههای رنگورنگ دیده میشود، دلم میخواهد ای کاش جایی بود، یک سامانه یا یک دفتر محکم،

در ماه ربیعالاول قرار داریم؛ ماهی که با میلاد پیامبر رحمت حضرت محمد(ص)، میلاد امام جعفر صادق(ع) و مناسبتهای شادیآفرین دیگری همراه است. در ماههای پیش رو نیز اعیاد و

سلام مطلب شما را در خصوص تعیین تکلیف دو روستای حاجی آباد و امیراباد خواندم تاسیس شهرداری جدید در این مناطق علاوه برصرف هزینه های هنگفت که در این شرایط

خراسان جنوبی را بهدرستی میتوان یکی از استانهای معدنی و «بهشت معادن» کشور نامید؛ استانی که در اغلب شهرستانهای آن، از طبس و نهبندان تا سربیشه، قائنات و بهویژه خوسف،

هر وقت خبر یک تصادف تلخ منتشر میشود، اولین واکنش خیلی از ما این است که فوراً مسئولان استان را مقصر بدانیم؛ از وضعیت جاده گرفته تا کمبود علائم، ضعف

یزدان دیگر فقط یک نام در گوشه نقشه خراسان جنوبی نیست؛ این منطقه مرزی، ظرفیت بزرگی است که سالها چشمانتظار دیدهشدن و بهکارگرفتهشدن بوده است. حالا که با احیای فعالیتهای

این روزها که پس از سالها انتظار، محور بیرجند-قاین به بزرگراهی دو بانده و استاندارد تبدیل شده، دلم میخواهد میان انبوه گزارشهای تصادف و دلایل تکراری، یک سؤال صریح بپرسم:«حالا