
عملکرد بانکهای استان، کارآفرین را دلال میکند
عجب پارادوکسی است این مسیرِ خدمت به وطن! از یکسو مدام دعوت میشویم که پای توسعه اقتصادی کشور بمانیم و چرخ تولید را بچرخانیم، و از سوی دیگر، با هر
صفحه اصلی / دیدگاه

عجب پارادوکسی است این مسیرِ خدمت به وطن! از یکسو مدام دعوت میشویم که پای توسعه اقتصادی کشور بمانیم و چرخ تولید را بچرخانیم، و از سوی دیگر، با هر

سالهاست در همین روزنامه و در همین ستونها، با زبانهای مختلف از یک درد مشترک نوشتهایم: بیبرنامگی و نبود آیندهنگری برای بیرجند. نه از سر بدبینی، نه برای سیاهنمایی؛ از

واقعاً آیا کسی هست که به این پرسش پاسخ دهد که صدای وحشتناک موتورسیکلتها در شهر بیرجند تا چه زمانی قرار است ادامه داشته باشد؟ آیا هیچ نهاد یا سازمانی

من ساکن مهرشهرم، خیابان نهم دی. سالهاست اینجا زندگی میکنم و همیشه یکی از امتیازهای این منطقه، آرامش و فضای بازش بوده. زمینهای خالی و کوچههای خلوتش حس نفس کشیدن

این روزها اخبار نگرانکنندهای درباره فرونشست زمین در استان ما منتشر میشود. اگر این هشدارها درست است و استان ما واقعاً در معرض چنین خطری قرار دارد، چرا همچنان شاهد

والا ما نمیدونیم بعضی از مطبها چرا یادشون میره که مریض هم حق و حقوقی داره. وقتی وقت میگیریم برای ساعت ۶ عصر، چرا باید تا ۸ شب بشینیم توی

۳۰۰ نفر فوتی و ۵ هزار مصدوم در یک سال؛ این اعداد را که میخوانیم شاید برای چند ثانیه مکث کنیم و بعد رد شویم، اما واقعیت این است که

در حوزه تأمین آرد و نان، به عنوان یکی از اساسیترین نیازهای روزمره مردم، لازم است قوانین و شیوههای اجرایی با دقت و حساسیت بیشتری مورد بازنگری قرار گیرد. در

یکی از شعارهای تکراری در سالهای اخیر، «مردممحوری» و «حضور در میان مردم» بوده است؛ اما اگر کمی از فضای شعار فاصله بگیریم و به واقعیت نگاه کنیم، این سؤال

سالها حضور در فضای اقتصادی استان باعث شده خبرهای اقتصادی و تولیدی را با حساسیت بیشتری دنبال کنم. اخیراً خبری خواندم که هم برایم جذاب بود و هم اندکی تلخ.

سلام باز خبری خوندم و براشفتم. دوباره همان خبرهای آشنا به چشم میخورد؛ افزایش سقف وام فرزندآوری، تسهیلات جدید برای خانوادهها و تأکید مسئولان بر ضرورت تشویق مردم به داشتن

ظاهراً مدل تازهای از «حکمرانی» در راه است؛ مدلی که در آن بودجه ملی نه با شاخصها و نیازها و برنامهها، بلکه با جملهای کوتاه جابهجا میشود: اگر این پول

این روزها دیگر گفتن از ترافیک مهرشهر غفاری و گره کور مرکز شهر، نه کشف تازهای است و نه بیان یک واقعیت پنهان. سالهاست مردم این شهر با پوست و

در پی درج مطلبی در ستون دیدگاه خوانندگان با عنوان «نصب انشعاب آب بیرجند، غرق در بروکراسی آبفا » شرکت آب و فاضلاب استان نسبت به این موضوع واکنش نشان

امشب، تقریبا شب هشتادم حضور بی چشمداشت ما مردم در کف خیابانهاست ؛ مردمی که شاید سادهترین مطالبهشان درک شرایط توسط مسوولین است . اما گاهی مسوولین عالی در کنار

مدتهاست که فعالان فضای مجازی در خراسان جنوبی با چالشی جدی دست و پنجه نرم میکنند؛ چالشی که نهتنها فعالیت حرفهای آنها، بلکه معیشت بسیاری از خانوادهها را تحت تأثیر

من یک شهروند عادی بیرجندم؛ نه توقع عجیبوغریبی دارم و نه خواستهای خارج از عرف. فقط میخواهم وقتی به دستگاه عابربانک مراجعه میکنم، بتوانم چند اسکناس برداشت کنم؛ همین. اما

خواهشا درد دل من را به نمایندگی از مستاجرهای بیرجندی که به نزدیک پایان قراردداد خانه رسیدن و با این قیمت ها کمرشان خواهد شکست برسونید. من مستأجرم؛ کسی که

سلام آوای عزیز. ما پرستاران واقعاً دیگر توان و تحملمان به پایان رسیده است. در حالی که دوباره با تأخیر در پرداخت حقوق مواجه شدهایم درست مانند اسفندماه کارانههای ما

سلام. صحبت های استاندار را در جلسه کارگروه اشتغال و ضرورت حمایت از کارگران شنیدم و اولا خدمت ایشان خداقوت می گویم که به فکر کارگران هست و ثانیا یک

در خصوص مطلب یادگاری شورای شهر. در بیرجند باید بگویم ابتدا باید به روند نامنویسی کاندیداها، تعیین صلاحیت ها و انتخاب مردم اشاره ای بکنیم، طبیعتا وقتی افراد بدون داشتن

در مراسم جهانی روز قدس سخنران مراسم که از شهر قم میهمان استان بود اعلام نمود وقتی از میدان شهید آیت الله رئیسی برای رفتن به استانداری عبور می کرده

ما داریم به عید نوروز نزدیک میشیم؛ عیدی که همیشه برای مردم بیرجند، با همه سادگیها و دلمشغولیهاش، بوی تازگی و امید میده. از قدیم رسم بوده که شهر تو

گاهی بعضی صحنهها هست که آدم فقط میتواند بایستد و نگاه کند و به مردمش افتخار کند. راهپیمایی روز جهانی قدس امسال در بیرجند دقیقاً از همان صحنهها بود. در