
دوگانه توسعه در بیرجند؛ تهدید یا فرصت؟
جامعه ما در بیرجند و استان، با دو پدیده فرهنگی-اجتماعی دستبهگریبان است که اگر از دریچه آسیبشناسی سنتی به آنها نگریسته شود، مانع توسعهاند؛ اما با نگاهی راهبردی میتوان آنها
صفحه اصلی / دیدگاه

جامعه ما در بیرجند و استان، با دو پدیده فرهنگی-اجتماعی دستبهگریبان است که اگر از دریچه آسیبشناسی سنتی به آنها نگریسته شود، مانع توسعهاند؛ اما با نگاهی راهبردی میتوان آنها

بسیاری از مردم بیرجند و حتی شهرستانهای اطراف، وقتی بیمار میشوند یا نیاز به ویزیت پزشک متخصص پیدا میکنند، به جای اینکه خیالشان از بابت دسترسی به درمان راحت باشد،

چند وقت پیش یکی از همشهریها گفته بود به بیرجند رسیدگی نمیشود. حرف درستی هم بود، اما واقعیت این است که ماجرا فقط «نرسیدن» نیست؛ انگار یک جور بیخیالی و

خبری خوندم که واقعاً نگرانکننده است؛ اونم خبر کاهش ولادت در استان. البته که یکی دو سالی هست از این دست خبرها زیاد خوندیم، شاید دیگه چندان هم تعجب برانگیز

شهرستان عشقآباد که حدود دو سال پیش از بخش به شهرستان ارتقا یافت, این روزها حالوهوای تازهای دارد. در این مدت کوتاه, اقدامات قابلتوجهی برای این شهرستان صورت گرفته است.

به عنوان یک شهروند بیرجندی که هر روز شاهد کوچ رفقا و نخبگان این دیار است، خواهشمندم این درددل و یادداشت کوتاه را در ستون صدای مردم یا صفحه یادداشت

بلوار پیامبر اعظم (ص)، ناصری و صیاد شیرازی؛ این نامها این روزها بیش از آنکه یادآور معابر اصلی و شریانهای عبوری شهر باشند، در حافظه جمعی و اخبار روزانه به

این روزها که هر کوچه و خیابان بیرجند را که نگاه میکنی، رد پای وعدههای رنگورنگ دیده میشود، دلم میخواهد ای کاش جایی بود، یک سامانه یا یک دفتر محکم،

در ماه ربیعالاول قرار داریم؛ ماهی که با میلاد پیامبر رحمت حضرت محمد(ص)، میلاد امام جعفر صادق(ع) و مناسبتهای شادیآفرین دیگری همراه است. در ماههای پیش رو نیز اعیاد و

سلام مطلب شما را در خصوص تعیین تکلیف دو روستای حاجی آباد و امیراباد خواندم تاسیس شهرداری جدید در این مناطق علاوه برصرف هزینه های هنگفت که در این شرایط

خراسان جنوبی را بهدرستی میتوان یکی از استانهای معدنی و «بهشت معادن» کشور نامید؛ استانی که در اغلب شهرستانهای آن، از طبس و نهبندان تا سربیشه، قائنات و بهویژه خوسف،

هر وقت خبر یک تصادف تلخ منتشر میشود، اولین واکنش خیلی از ما این است که فوراً مسئولان استان را مقصر بدانیم؛ از وضعیت جاده گرفته تا کمبود علائم، ضعف

یزدان دیگر فقط یک نام در گوشه نقشه خراسان جنوبی نیست؛ این منطقه مرزی، ظرفیت بزرگی است که سالها چشمانتظار دیدهشدن و بهکارگرفتهشدن بوده است. حالا که با احیای فعالیتهای

این روزها که پس از سالها انتظار، محور بیرجند-قاین به بزرگراهی دو بانده و استاندارد تبدیل شده، دلم میخواهد میان انبوه گزارشهای تصادف و دلایل تکراری، یک سؤال صریح بپرسم:«حالا

دیگه امونمون رو بریدن! تو این بیرجند نه روز آسایش داریم نه شب. یه زمانی شهر ما به آرومی، فرهنگ بالا و سکوتش معروف بود، اما الان چی؟ الان کافیه

عجب پارادوکسی است این مسیرِ خدمت به وطن! از یکسو مدام دعوت میشویم که پای توسعه اقتصادی کشور بمانیم و چرخ تولید را بچرخانیم، و از سوی دیگر، با هر

سالهاست در همین روزنامه و در همین ستونها، با زبانهای مختلف از یک درد مشترک نوشتهایم: بیبرنامگی و نبود آیندهنگری برای بیرجند. نه از سر بدبینی، نه برای سیاهنمایی؛ از

واقعاً آیا کسی هست که به این پرسش پاسخ دهد که صدای وحشتناک موتورسیکلتها در شهر بیرجند تا چه زمانی قرار است ادامه داشته باشد؟ آیا هیچ نهاد یا سازمانی

من ساکن مهرشهرم، خیابان نهم دی. سالهاست اینجا زندگی میکنم و همیشه یکی از امتیازهای این منطقه، آرامش و فضای بازش بوده. زمینهای خالی و کوچههای خلوتش حس نفس کشیدن

این روزها اخبار نگرانکنندهای درباره فرونشست زمین در استان ما منتشر میشود. اگر این هشدارها درست است و استان ما واقعاً در معرض چنین خطری قرار دارد، چرا همچنان شاهد

والا ما نمیدونیم بعضی از مطبها چرا یادشون میره که مریض هم حق و حقوقی داره. وقتی وقت میگیریم برای ساعت ۶ عصر، چرا باید تا ۸ شب بشینیم توی

۳۰۰ نفر فوتی و ۵ هزار مصدوم در یک سال؛ این اعداد را که میخوانیم شاید برای چند ثانیه مکث کنیم و بعد رد شویم، اما واقعیت این است که

در حوزه تأمین آرد و نان، به عنوان یکی از اساسیترین نیازهای روزمره مردم، لازم است قوانین و شیوههای اجرایی با دقت و حساسیت بیشتری مورد بازنگری قرار گیرد. در

یکی از شعارهای تکراری در سالهای اخیر، «مردممحوری» و «حضور در میان مردم» بوده است؛ اما اگر کمی از فضای شعار فاصله بگیریم و به واقعیت نگاه کنیم، این سؤال