این روزها که هر کوچه و خیابان بیرجند را که نگاه میکنی، رد پای وعدههای رنگورنگ دیده میشود، دلم میخواهد ای کاش جایی بود، یک سامانه یا یک دفتر محکم، که تمام قولهای مسئولان را ثبت میکرد؛ نه در حد یک مصاحبه یا یک تیتر خبری، بلکه پای یک قرارداد عمومی. قراردادی که اگر در مهلت مقرر به آن عمل نشد، هزینهاش را نه فقط در ترازوی حسابداری، که در ترازوی وجدان و پاسخگویی عمومی بسنجند.چند روز پیش با خودم گفتم نکند ورودی دوم مهر شهر که شهردار محترم وعدهاش را داده، بالاخره به ایستگاه آخر رسیده است. اما امروز با کمال تعجب شنیدم که بعد از این همه کشوقوس، انگار تازه یادشان افتاده است که این طرح، «با این اعتبار» شدنی نیست! اعتباری که اگر قرار بود اولویتبندی شود، حداقل باید ماهها پیش به ما میگفتند: «امکانپذیر نیست» نه اینکه ما مردمِ محلهی مهرشهر، روزها و هفتهها به امید یک کلنگزنی، چشم به جاده بدوزیم و در خیالِ فردایی بهتر، از کنار خاکها و آسفالتهای ترکخورده عبور کنیم.نکند اصل کار برایشان در اولویت نبوده و الان که بحثش داغ شده، میخواهند با یک «نه» ساده، پروژه را به حاشیه بفرستند؟ راستی مسئولیتِ این بازی با اعصاب و روانِ یک منطقه چیست؟ مردمی که هر روز از ترافیک، گردوغبار یا نبودِ امکانات اولیه گلایه دارند، حق دارند بدانند که آیا بودجهای که برای این پروژه در نظر گرفته شده، صرفِ اولویتهای «پیشپاافتاده»یی شده که کسی از آن بیخبر است؟ یا اینکه اصلاً تصمیمگیریها بر اساس سلیقههای شخصی و گاه لجبازیهای کودکانهای پیش میرود که به هیچ دردی از شهر نمیخورد؟از دادستان محترم، یا هر مدعیالعمومی که دغدغهی حقوق عامه دارد، و حتی از رسانههای تأثیرگذار شهر میخواهم به این پرسش ساده پاسخ دهند:هزینهی به بازی گرفتنِ امیدِ یک جمعیت چه کسی باید بپردازد؟ آیا میشود برای این قبیل تعللها، ضمانتاجرایی قائل شد یا نه، باز هم قرار است پشتِ عبارتِ «تازه به ما گفتند نمیشود» قایم شویم؟بیرجند، شهری نیست که ظرفیتِ آزمونوخطاهای مکرر را داشته باشد. مردمش از دلِ کویر و سختی، امید را بیرون کشیدهاند؛ اما این امید، سرمایهای گرانبهاست که با هر وعدهی بیپشتوانه، خرد میشود. وقت آن رسیده که به جایِ جرزنی بر سرِ اولویتهای خودساخته، نگاهی جدی به معابرِ فرسوده، فاضلابهای روباز، حملونقلِ عمومی و فضای سبزِ محلاتِ کمبرخوردار بیندازیم. اگر نتوانیم، لااقل صادقانه بگوییم که «نمیتوانیم» تا مردم هم دل از خیالِ یک پروژه بکنند و به فکرِ راهِ دیگری برای زیستِ شهریِ شایستهتر باشند.راستی، کی میشود این شهر از دستِ تصمیماتِ لحظهای و گاهِ لجبازانه رها شود؟ کی میشود پاسخگویی، نه یک شعار، که یک فرهنگِ نهادینهشده باشد؟
ارمغان پیگیریهای استاندار برای گرهگشایی از صفهای طولانی جایگاهها، با اجرای بسته جدید بنزینی استان

