آوای محترم، لطفاً این چند خط را به عنوان حرف دل یک شهروند بیرجندی در ستون صدای مردم چاپ کنید: دو سه روز پیش روز پرستار بود؛ کلی بنر تبریک این طرف و آن طرف نصب شد، کلی مسئول پشت تریبون رفتند و از فرشتگان سفیدپوش تشکر کردند و قشنگ حرف زدند. اما واقعیتش این است که بعد از تمام شدن این شعارها و پلاکاردها، این قشر زحمتکش دوباره میمانند و همان کوه مشکلات و دغدغههایی که روزمرهشان را فلج کرده. دلم نیامد صدایشان خاموش بماند. آدم وقتی از نزدیک پای صحبت یک پرستار مینشیند، تازه میفهمد این لباس سفید چه بار سنگینی روی دوش آدم میگذارد. پرستارها آدم آهنی نیستند؛ گوشت و پوست و استخوانند. همین چند روز پیش شنیدم و دیدم که چقدر فشارهای جسمی و روانی روی این بچهها زیاد است. شیفتهای طولانی، کشیکهای شبانه پشتسرهم، و کار طاقتفرسا در بخشهای شلوغ بیمارستانهای استان مثل ولیعصر (عج) یا امام رضا (ع)، رمقی برایشان نگذاشته است. بزرگترین درد این قشر، جدای از خستگی تن، همان دشواری هماهنگی میان کار و زندگی خانوادگیست. بچهاش مریض است اما خودش باید بالای سر مریض مردم توی بیمارستان باشد. سالهاست دوری از خانواده و حسرت یک دورهمی ساده خانوادگی شده جزو ثابت زندگیشان. آخر مگر یک انسان چقدر توان دارد؟ از آن طرف هم بحث امنیت شغلی و پرداخت عادلانه است که حرف دل همهشان است. قراردادهای پر از استرس، کارانههای معوقه که ماهها طول میکشد تا واریز شود، و حقوقی که با این تورم وحشتناک بازار و اجارهخانههای سنگین بیرجند اصلاً همخوانی ندارد. پرستار نباید وسط شیفت شب به این فکر کند که فردا قسط و هزینههای زندگیاش را چطور جور کند؛ تمرکز او باید فقط روی نجات جان بیمار باشد. روز پرستار فقط با تبریک خشکوخالی و چندتا گل تقویمی تمام نمیشود. دستکم گرفتن این مطالبات یعنی بازی با سلامت کل جامعه. امیدوارم مسئولان دانشگاه علوم پزشکی و وزارتخانه، به جای حرفهای تکراری، فکری به حال حقوق عقبافتاده، تعرفهگذاری درست و کمبود نیروی این حرفه بکنند تا این فرشتگان نجات با خیال راحتتر به داد مردم برسند. ممنون که صدای ما میشوید.
رئیس اتاق بازرگانی بیرجند از برپایی پاویون تخصصی معدن خراسان جنوبی در بیستمین نمایشگاه بینالمللی

