چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵

گردشگری در شهرستان های استان بدون همت جمعی، روی کاغذ می‌ماند

مهدی آبادی- چندی پیش در همین ستون و در خلال یادداشتی تحلیلی، به بازخوانی ظرفیت‌ها و افق‌پیش‌روی گردشگری استان با تمرکز ویژه بر بیرجند پرداختم. هدف آن نوشتار، تلنگری بر لزوم بازتعریف هویت گردشگری مرکز استان و ضرورت بهره‌گیری از زیرساخت‌های موجود برای جذب مسافر بود. اما پس از انتشار آن یادداشت و بازخوردهایی که از اهالی قلم و دغدغه‌مندان دریافت شد، پرسشی بنیادین و جدی‌تر ذهن را به خود مشغول کرد: جایگاه سایر شهرستان‌های خراسان جنوبی در جغرافیای توسعه این صنعت کجاست؟ آیا در فراسوی مرزهای مرکز استان، مقصدی تعریف شده یا شهرستان‌های ما همچنان در حاشیه نگاه‌های مدیریتی روزمره سیر می‌کنند؟خراسان جنوبی به گواه جغرافیا و تاریخ، پازلی به‌هم‌پیوسته از تنوع کم‌نظیر اقلیمی و فرهنگی است. هر گوشه از این پهنه کویری، روایتی مستقل و منحصر‌به‌فرد از جاذبه دارد که در کمتر نقطه‌ای از ایران می‌توان نمونه هم‌تراز هر گوشه از این پهنه کویری، روایتی مستقل و منحصر‌به‌فرد از جاذبه دارد که در کمتر نقطه‌ای از ایران می‌توان نمونه هم‌تراز آن را یافت. طبس را بنگرید؛ دیاری با ژئوپارک جهانی، دره‌های شگفت‌انگیز، نخلستان‌های روییده در دل کویر و مناطقی آن‌چنان بکر که هوش از سر هر طبیعت‌گردی می‌رباید. کمی آن‌سوتر، زیرکوه با ترکیبی بی‌بدیل از طبیعت و معیشت خودنمایی می‌کند؛ سرزمینی که مزارع یاقوت‌فام زرشک و گل‌های مخملین زعفران آن چشم‌اندازی زنده از گردشگری کشاورزی ساخته و در کنار کویر بکر همت‌آباد و دره بهشتی و سرسبز تجنود و…، منظومه‌ای کامل از جلوه‌های چهارفصل را به تصویر می‌کشد. از جنوب استان، نهبندان با آسبادها و بادگیرهای پرآوازه و تالاب کجی نمکزار، شناسنامه نبوغ معماری کویرنشینان است؛ بشرویه به‌حق موزه زنده خشت و گل با بافت تاریخی یکدست و خانه‌های بادگیردار صفوی و قاجاری شناخته می‌شود؛ و فردوس با پیشینه‌ای پرشکوه در تاریخ و جاذبه نام‌آشنای آبگرم معدنی هلال‌فردوس که سالانه صدها هزار مسافر گذری را به سوی خود می‌خواند، هرکدام وزنی تعیین‌کننده دارند. فهرست این ظرفیت‌ها طولانی است و هر شهر این استان حرفی مستقل برای گفتن دارد.اما محل نزاع و دغدغه اصلی این سطور، فهرستی از داشته‌ها یا گله‌گذاری‌های معمول نیست. مسئله این نیست که بگوییم آیا فلان بوم‌گردی تسهیلات گرفته، راه دسترسی به فلان دره آسفالت شده یا چه مقدار بودجه برای مرمت یک بنای تاریخی اختصاص یافته است. این‌ها مسائلی اجرایی و روزمره است که در چارچوب فعالیت‌های جاری پیگیری می‌شود. پرسش اصلی بسیار فراتر از این نگاه اداری است: آیا ما برای ده سال آینده گردشگری شهرستان‌هایمان دورنمایی مدون، روشن و علمی ترسیم کرده‌ایم؟ آیا می‌دانیم طبس، زیرکوه، نهبندان، بشرویه یا فردوس و خوسف در افق سال ۱۴۱۵ دقیقاً کجای نقشه گردشگری ملی و منطقه‌ای خواهند ایستاد؟ سهم هر شهرستان از زنجیره ارزش اقتصادی گردشگری چقدر هدف‌گذاری شده است؟ چند درصد از مسافران عبوری قرار است با برنامه مدون به گردشگر مقیم تبدیل شوند؟ یا اینکه چرخه فعالیت‌ها همچنان متکی بر گذر ایام، تخصیص‌های قطره‌چکانی سالانه، برنامه‌های مقطعی ایام نوروز و تصمیم‌های کوتاه‌مدت متولیان است؟یکی از بارزترین و غیرقابل‌انکارترین نمودهای توسعه‌یافتگی در مدیریت مدرن، وجود «طرح جامع و برنامه اقدام» است. توسعه پایدار هرگز زاییده اتفاقات پیش‌بینی‌نشده یا خوش‌اقبالی‌های فصلی نبوده و نخواهد بود. هر حوزه‌ای که بدون سند چشم‌انداز، بدون تعیین نقش راهبردی برای بازیگران محلی و بدون ترسیم هدف‌گذاری‌های کمی و کیفی حرکت کند، در بهترین حالت در چرخه تکرار و روزمرگی گرفتار می‌شود. در چنین شرایطی، مدیران صرفاً به تقسیم اعتبارات محدود ابلاغی و تنظیم گزارش‌های اداری می‌پردازند، بی‌آنکه حرکتی بنیادین در ساختار اقتصادی منطقه شکل بگیرد.گردشگری برای استانی مانند خراسان جنوبی که از تنش‌های آبی و محدودیت‌های صنعتی رنج می‌برد، دیگر یک انتخاب تفننی یا بخش فرعی اقتصاد نیست؛ این حوزه در کنار کشاورزی نوین، پیشران اصلی اشتغال پایدار و مهاجرت‌معکوس است. پیوند دادن گردشگری کشاورزی در قاینات و زیرکوه با ژئوتوریسم طبس و گردشگری سلامت در فردوس و بافت‌گردی در بشرویه، نیازمند یک نقشه معماری دقیق و یکپارچه است؛ سندی مشترک که پیوند میان این نقاط را تعریف کرده و برای هر شهرستان وظیفه‌ای معین و مکمل رقم بزند.در این میان، باید صریح گفت که توسعه گردشگری استان، وظیفه یک اداره به نام میراث فرهنگی و گردشگری نیست. اگر قرار است گردشگری به اولویت واقعی استان تبدیل شود، باید همه پای کار بیایند؛ فرماندار و شهردار هر شهرستان، مدیران ادارات راه، آب، برق، محیط زیست، جهاد کشاورزی و سایر دستگاه‌ها و حتی خود مردم. آسفالت جاده دسترسی به یک جاذبه گردشگری قطعاً کار متولی گردشگری نیست؛ همان‌گونه که تأمین زیرساخت آب و برق و اقامتگاه، ساماندهی بافت تاریخی و رفع موانع اداری نیز تنها از عهده یک نهاد برنمی‌آید. تا زمانی که این باور شکل نگیرد که گردشگری یک پروژه فرابخشی است و هر دستگاه باید سهم خود را در آن ایفا کند، حتی بهترین طرح‌های جامع هم روی کاغذ باقی خواهند ماند. مردم نیز در این میان نقش کلیدی دارند؛ از پذیرش مسافر و ارائه خدمات تا حفظ میراث و روایت درست هویت بومی، همه بخشی از زنجیره گردشگری است.وقت آن است که متولیان امر و تصمیم‌سازان استان، از روزمرگی‌های تقویمی فراتر بروند. پاسخ به این سوال که «۱۰ سال آینده در گردشگری شهرستان‌ها به کجا می‌رسیم؟» باید در قالب اسنادی شفاف، قابل سنجش و متکی بر هویت بومی روی میز مطالبه افکار عمومی قرار گیرد. بی‌تردید بدون چنین افقی و بدون همت جمعی فرمانداران، شهرداران، مدیران ادارات و همراهی مردم، ظرفیت‌های بی‌نظیر دیارمان از تجنود تا آبگرم فردوس، صرفاً به خاطرات مقطعی مسافران تبدیل خواهند شد، نه تکیه‌گاهی مطمئن برای آینده پایدار خراسان جنوبی.

(لطفاً نظرات و پیشنهادات خود درباره این سرمقاله را از طریق 09155665782 ارسال بفرمایید)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاری – ۱۴۷ مقاله علمی، ۵۲ داور تخصصی و نمایشگاهی که قرار است برای نخستین‌بار

بیشتر

کاری – بیش از سه دهه از عمر پروژه هتل کویر بیرجند می‌گذرد؛ پروژه‌ای که

بیشتر

فرهنگ ریشه‌دار و پیشینه درخشان وقف در خراسان جنوبی، نمادی ارزشمند از عمق باورهای دینی

بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فرم

فرم گزارش اشکال در سایت