کنترل قیمت ها؛ آن چه بود، آن چه هست!!

بهروزی فر- دوم مردادماه بود که باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از رئیس اتحادیه بارفروشان کشور نوشت:”قیمت میوه در تعطیلات عید قربان دچار نوساناتی شد که با باز شدن میدان پیش بینی می‌شود، قیمت‌ها تا ۲۰ درصد کاهش یابد” .در آن خبر، قیمت یک کیلو هلو انجیری ۱۲ تا ۱۶ هزار تومان، موز هندی۲۱ هزار تومان، گلابی ۱۵ تا ۲۰ هزار تومان، سیب گلاب ۱۰ تا ۲۰ هزار تومان، انگور عسگری ۱۰ تا ۲۰ هزار تومان، هندوانه ۳ تا ۳ هزار و ۵۰۰ تومان و خربزه ۶ تا ۸ هزار تومان اعلام شده و به این نکته تأکید شده بود که؛ “کاهش ۲۰ درصدی قیمت میوه در راه است”. این خبر و شرایط موجود قیمت میوه در بازار استان، دستمایه صحبت ها در یک جمع دوستانه بود. یکی می گفت:” هندوانه خریده ام ۶ هزار و ۵۰۰ تومان، موز کیلویی ۳۵-۴۰ هزار تومان بود و سیب هم که بسته به ریز و درشتی بین ۹ هزار تا ۱۶ هزار تومان فروخته می شد”. آن یکی می گفت: “با این نرخ ها، نه تنها آن وعده کاهش ۲۰ درصدی محقق نشده که قیمت ها هر روز در حال افزایش است”. دیگری، از کیفیت نامطلوب میوه در استان گلایه کرد و گفت:” هلویی که در تهران ۱۲ تا ۱۶ هزار تومان عرضه می شود، اصلاً در بیرجند پیدا نمی شود، تازه اگر بتوانی به آن کیفیت، میوه پیدا کنی، قطعاً قیمتی دو سه برابر دارد”. و آن دیگری هم معتقد بود؛” رسم اشتباه بازار میوه ما این است که از صبح علی الطلوع که تازه جعبه ها و سبدهای رسیده، رونمایی می شوند تا پاسی از شب گذشته، قیمت میوه هیچ تغییری نمی کند، یعنی مغازه دار میوه لهِ ترشیده آب افتاده دم غروب را به همان قیمت میوه درشتِ خوش رنگ و رو و سالم صبح می فروشد، حال آن که اگر قدری انصاف باشد، تفاوت بین این دو از زمین تا آسمان است”. یکی از آن میانه که چند صباحی تجربه کار در بازار را داشت، گفت:” ما که تولید کننده همه نوع میوه نیستیم، کاسب مجبور است نیاز خود را از دیگر استان ها تأمین کند، کرایه حمل بار که زیاد است، قیمت میوه را بالا برده”. و دیگری که نظارت ها را ناکافی می دانست، گفت: تازه اگر این حرف را هم بپذیریم، تفاوت فراوان قیمت ها از یک مغازه به مغازه دیگر را چه می گویید، اگر نظارت ها درست باشد، باید قیمت یک نوع میوه با احتساب کل هزینه ها، در همه جا یکسان باشد و وقتی می خواهی موز ایرانی بخری، بدانی این نوع میوه در سطح شهر بیرجند همین است”. یک نفر هم معتقد بود؛”نظارت با ماشین بغل نویسی شده کنترل نامحسوس که نظارت نیست”. حرف از نظارت و نحوه کنترل بازار بالا گرفت و هر کس نظرش را که گفت، دوست پابه سن گذاشته ای از تجربه های سال های دورش گفت و گفت:” برای کنترل بازار، ستاد نظارت مبارزه با گرانفروشی شکل گرفته بود و من هم نماینده فرمانداری در این ستاد بودم. در شهر ما مرغداری نبود، بنده خدایی هفته ای دو بار به مشهد می رفت، تخم مرغ می خرید و می آورد و در شهر توزیع می کرد. او تخم مرغ را کیلویی ۷ تومان و ۵ ریال می خرید، با احتساب یک ریال کرایه حمل، یک ریال شکست و ریخت و یک ریال هم سود، تخم مرغ به قیمت کیلویی ۷ تومان و ۸ ریال عرضه می شد. یک روز آمد و پیشنهاد داد دو ریال سود برایش لحاظ کنیم. از شهرهای اطراف استعلام گرفتیم، همه جا نرخ همان کیلویی ۷ تومان و ۸ ریال بود، برای همین با پیشنهادش مخالفت شد. چند روز بعد خبر دادند تخم مرغ را کیلویی ۸ تومان فروخته، بررسی کردیم، درست بود، برایش پرونده تشکیل شد و دادستان به پرداخت ۱۰ هزار تومان جزای نقدی محکومش کرد و جواز کسبش هم لغو شد”. وقتی پای استقبال همه پیش آمد، باز هم از این تجربه هایش گفت؛” نخود درشت کرمانشاهی و بجنوردی را نرخ داده بودیم کیلویی ۱۴ ریال، یک روز یکی از عمده فروشان شهر که مرا می شناخت گفت، چرا این طور قیمت گذاشته اید، من همین الان نخود کرمانشاهی درجه یک را به قیمت ۱۱ ریال می فروشم، چرا با این نوع قیمت گذاری، برای مردم دردسر درست می کنید، هم غش وارد مال بازاری می کنید، هم قیمت زیادی جنس به مردم تحمیل می شود”. یا این که” طبق قانون، نان باید قبل از تحویل به مشتری، وزن می شد، یک روز در حالی که یک نانوایی سنگکی را از دور کنترل می کردم، آقایی که از قضا از فرهنگیان شهر هم بودند را دیدم  که نان تا نخورده ای در دست داشت، پرسیدم چرا نان را وزن نکردی، گفتم خودم خواستم، با هم به نانوایی برگشتیم و جویای علت شدم، شاطر گفت خودشان گفتند نمی خواهد، جوابش این بود، حتی اگر شهروند نخواهد، تو طبق قانون مکلفی نان را وزن کنی، فقط شانسش زد و وزن نانش خیلی بیشتر بود، البته همان موقع هم آدم های متخلف داشتیم، یادم می آید، یک روز به پیشنهاد آقای فرماندار، قرار شد به بازدید نانوایی ها برویم. در یک نانوایی از شاطر خواستیم چانه ها را وزن کند، بدون هیچ اختلافی، همه چانه ها یکسان بود، آقای فرماندار از او خواست جای چانه و وزنه را عوض کند، وزن چانه ها خیلی کم بود، کاشف به عمل آمد که آقای شاطر یک تکه آهن ربا را زیر کفه سمت خمیر گذاشته تا وزن یکسان باشد. این نانوایی هم جریمه شد و اجازه فعالیت نداشت”. “ و آخرین مورد هم که برای خودم به عنوان یک شهروند پیش آمد نه بازرس فرمانداری، این بود که برای منزل یک پنکه خریده بودیم به ۱۰۰ تومان، بعد از گذشت ۶ ماه، یک روز که با خانواده در حال خرید در بازار بودیم، صاحب مغازه ای که پنکه را از او خریده بودیم، ما را صدا زد و گفت، ببخشید فاکتورهای خرید پنکه چند روز بعد از این که شما تشریف آوردید، به دستم رسید، من آن پنکه را به شما گران فروختم، بعد هم بقیه پول را با کلی عذرخواهی پس داد”.بعد سری تکان داد و گفت:” وضع ما زمانی خوب می شود که هر کس در هر حرفه و شغل و جایگاهی، خودش ناظر عملکرد و کردار خود باشد”.

(لطفاً نظرات و پیشنهادات خود درباره این سرمقاله را از طریق ۰۹۹۲۲۱۳۴۲۸۷  اعلام یا ارسال بفرمایید)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


انفجارهای اخیر افغانستان نمونه‌ای از نتیجه اختلاف افکنی بین شیعه و سنی است رهبر معظم

بیشتر

*مدیرکل آموزش و پرورش خراسان جنوبی گفت: دانش‌آموزان خراسان جنوبی در ۱۱ زورخانه استان فعال

بیشتر

*در خصوص بازگشایی مدارس ، همین الان که همه گلایه از مجازی بودن دارند و

بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


فرم

فرم گزارش اشکال در سایت