هاشمی – گزارش اخیر منتشر شده در روزنامه آوا در باب فرصتهای اقتصادی نرگس خوسف، هرچند با نیت خیر و اشاره به نقاط ساختاری قابل دفاعی چون شکاف عمیق میان سهم کشاورز و ظرفیت تولید، و همچنین فقدان پشتوانه پایدار برای این اقتصاد فصلی، منتشر شد؛ اما تحلیل ارائهشده در آن بخشهایی از واقعیت تلخ میدان را کمرنگ کرده یا با خوشبینی غیرواقعی همراه ساخته است. این شکاف عمیق میان «قطب تولید روی کاغذ» و درآمد واقعی کشاورز، جایی خود را آشکار میکند که گفته میشود «قیمت معقولتر شده و مشکل، مشتری است.» این ادعا در تقابل مستقیم با تجربه کشاورزان قرار میگیرد؛ کجا نرگس با قیمت ۷ هزار تومان از تولیدکننده خریداری میشود، در حالی که در همان زمان در بازار بیرجند و مناسبتها به قیمت ۱۵ تا ۲۰ هزار تومان معامله میگردد؟ این فاصلهی قیمتی فاحش، که ریشه در سلیقهگیریهای غیرمستند، حساب کردن شاخههای بلند به عنوان «متوسط»، و فقدان هرگونه نظارت مؤثر دارد، مصداق بارز بیعدالتی است. شرایط بازار به شکلی شرطی شده است؛ فروش «به شرطِ» بازگشت گل در صورت عدم فروش، تمام ریسک را بر دوش کشاورز زحمتکش میاندازد و تمام سود را نصیب واسطهها میکند. کشاورزی که عمر کوتاه گل را میداند، چارهای جز تن دادن به قیمتهای ناچیز ندارد، زیرا میداند فرصت کوتاه است و گل همانند صبر او هر سال زودتر پژمرده میشود. امسال، این وضعیت با تسخیر بازار توسط نرگس شیراز، دردناکتر شده و سؤال این است که چه نهادی مسئول مدیریت بازار، برندینگ و جلوگیری از حذف هویت اقتصادی خوسف است؟ خطاب به متولیان، اعم از فرمانداری، شورای شهر و جهاد کشاورزی، باید گفت که جلسهدرمانی و چاپ اخبار بیخروجی، مرهم زخمهای عمیق نیست. اگر مرکز خریدی ایجاد میشود، باید شفافیت قیمت، پرداخت بهموقع (نه با تأخیرهای چند ماهه) و نظارت واقعی را در دستور کار قرار دهد. توصیههای عملیاتی سادهای وجود دارد که فراتر از شعار است: تعیین قیمت تضمینی واقعی متناسب با هزینه تولید، حضور مستمر ناظران میدانی در مراکز خرید با امکان ثبت شکایت، حذف واسطههای سودجو از طریق تعاونیهای واقعی، و برنامهریزی جدی برای برندسازی نرگس خوسف و فروش مستقیم در بازارهای مصرف. سخن پایانی این است که نرگس خوسف صرفاً یک گل نیست؛ آینهای است که بیعدالتی را در اقتصاد محلی ما منعکس میکند. اگر قرار است فرصت طلایی باشد، نباید در باتلاق بیبرنامگی دفن شود. آنچه گفته شد، روایت مستند تجربه میدانی سالهاست و حقیقت از مواجهه نمیهراسد؛ اما توسعهی واقعی زمانی آغاز میشود که جلسات در اتاقهای بسته و با چهرههای تکراری برگزار نشود. حقیقت باید در خوسف شنیده شود؛ جایی که کشاورز، به دلیل ضعف مالی و مشکلات راه، توان آمدن به مرکز استان برای دفاع از قیمت عادلانه خود را ندارد. اگر جلسات درهای بسته ادامه یابد، صدای کشاورز حذف و بیعدالتی قیمت تکرار خواهد شد. نرگس خوسف، بیش از این تابِ بازی با واژهها را ندارد و انتظار عمل، نه وعده، سنگینتر از هر سال بر دوش متولیان است.
ارمغان پیگیریهای استاندار برای گرهگشایی از صفهای طولانی جایگاهها، با اجرای بسته جدید بنزینی استان

