چند درس از انتخابات شوراها

هرم پور- هر رویداد مهمی که تمام می شود، مهم تر از پیشامدها و بازتاب هایش، درسهای بزرگیست که باید از آن بیاموزیم و برای آینده بکار بگیریم. انتخابات شوراها نمونه ای از این رویدادهای بزرگ بود که ۲۸ خرداد ۱۴۰۰، نه خیلی کمتر از انتخابات ریاست جمهوری، که شاید خیلی وقت ها بیشتر از آن، برای ما درس آموز بود. من ده درس مهم از انتخابات شوراهای شهر و روستا با تأکید بی تعارف بر انتخابات شورای شهر بیرجند آموختم که مایل هستم حتماً بعدها و در فرصتی مناسب تر درباره آن چیزی بنویسم. شاید شنیدن این ده درس، علیرغم تفاوت نگاههایمان،از باب تدوین تجربه ها، برای شما هم خالی از لطف نباشند. من آموختم که: ۱ – نوع انتخاب مردم بیرجند نیازمند تحلیل های جامعه شناختی و روانشاسی عمیق است. هیچ نظرسنجی در بیرجند مطابق با واقعیت یا حتی نزدیک به آن، چیزی نگفت. ۲ – در شهر من، مردم رفته رفته ذائقه بیشتری به سمت جوانان پیدا کرده اند.شورای آینده، کاملاً در دست جوانان خواهد بود. ۳ – عکس های خوب، هزینه های خوب، معرفی خوب، تداوم و تکرر حضور در رسانه ها، و البته گاهی لابی های خوب می توانند بیشتر از رزومه خوب و عملکرد های خوب برای یک انتخاب، اثرگذار باشند.بیرجند هم از هیچ کجای جهان، مسثنا نیست، مخصوصاً در این دوره. ۴ – در بیرجند، مردم، به دنبال تفاوت بودند؛ تفاوت در شعارها، در نوع عملکردها و حتی در قیافه ها و جنسیت. از تقاوت ها می توان فرصت ساخت. ۵ – نامزدهای محترم، شعارهای جدید نداشتند، و بیشتر از شعارهای خوب، اکثراً شعارزده بودند. شعار خوب، از برنامه ی خوب بر می خاست، و برنامه ی خوب، از فکر، تحلیل، تجربه و شناخت خوب. متأسفانه این دوره، نه دوره ی فکرهای خوب بود، نه برنامه های خوب و نه شعارهای خوب. ۶ – لیست ها، بازنده ی اصلی انتخابات شورای شهر بیرجند بودند. مردم، باز هم خارج از لیست اها انتخاب کردند و اگر لیست آورانی زرنگی کردند و هوشمندی به خرج دادند و عناصر رأی آور را در لیست ها گنجاندند و به اسم موفقیت لیست ها، مُهر زدند، نوش جانشان، اما بدانند که واقعیت چیز دیگری بود. ۷ – مردم، اهمیت شوراها را به درستی درک نکردند، آنچه به مردم (به عمد یا به سهو) باز هم در این دوره گفته شد، کلیاتی نه چندان مهم از یک صدم اثرگذاری های شوراها بود. این بی خبری، رافع مسؤولیت منتخبین شورا برای پاسخگویی های بعدی در رابطه با مسائل مهم عمرانی، فرهنگی و اجتماعی شهر بیرجند نیست. ۸ – بازی های سیاسی، حتی در یک شهر پاک و مطهر و فرهنگی مثل بیرجند هم باز گاهی کثیف هستند. برای خدمت بهتر، باید از آنها دور شد و دور ماند. ۹ – مردم با امید به آینده رأی دادند. شاید بعضی تصمیم ها، بعضی عملکردها و بعضی گفتمان های نامناسب، از همینجا، ناامیدشان کند. باید بیشتر مراقب بود. ۱۰ – بیرجند، نیازمند نگاه نخبگانی بیشتر، گفتمان نخبگانی اثرگذارتر، تدوین زبان مشترک نخبگان با مردم به ویژه مردم شمال شهر، و تدوین راهبردهای مهم برای حل بعضی از ابرچالش های سالهای آینده ی شهر به کمک دانشگاههاست. شورای شهری که غالبیت نگاه دانشگاهی و نخبگانی در آن کمرنگ باشد، حداقل برای من، کمی نگران کننده است. در شهری مثل بیرجند، مردم، نگاهشان و نوع خواسته هایشان و تطابق آن با نوع آرایشان، اصلاً قابل پیش بینی نیست.
(لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را درباره این سرمقاله به شماره ۰۹۳۰۴۹۴۳۸۳۱ ارسال بفرمایید)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


قانون جدید مهریه در ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی چنین عنوان شده است که «به مجرد

بیشتر

قرار گرفتن در معرض نور خورشید وقتی از خواب بیدار می‌شوید و در معرض نور

بیشتر

با سلام قبل از اینها وقتی معدود افرادی که در کسب و کارهایشان دچار مشکل

بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


فرم

فرم گزارش اشکال در سایت