رمضانی – تقویم ورق میخورد و به ۲۴ مهرماه میرسیم؛ روزی که با عطر میلاد حضرت زینب (س) مزین شده و نامش با «پرستار» گره خورده است. این روز، فرصتی است برای قدردانی از کسانی که نبض زندگیشان با نبض بیماران میتپد. اما در استان ما، خراسان جنوبی، وقتی در راهروهای بیمارستان قدم میزنی و با خستگی مفرطِ این سپیدپوشان مواجه میشوی، میفهمی که این مناسبت، بیش از آنکه زمانِ جشن و گلگشت باشد، فرصتی است برای تامل در دردی که خودِ «دردمندانِ جامعه» با آن دست و پنجه نرم میکنند.پرستاری در جغرافیای کمبرخوردارِ ما، صرفاً یک شغل نیست؛ یک مجاهدت تمامعیار است. وقتی از «خدمترسانی» سخن میگوییم، کمتر کسی سختیِ شیفتهای فشرده، کشیکهای شبانهروزی و استرسهای مداومِ مواجهه با مرگ و زندگی را درک میکند. قشری که ساعتهای طلایی زندگی شخصی و خانوادگیشان را در راهروهای سرد بیمارستانها جا میگذارند تا گرمای امید را به بیماران هدیه دهند، این روزها خود بیش از هر زمان دیگری دچار فرسودگی شدهاند.با وجود تمام این فشارها، آنچه پرستاران را در این مسیر نگاه داشته، عشقی خالصانه است که در تار و پودِ وجودشان تنیده شده. برای یک پرستار، هیچچیز زیباتر از دیدنِ لبخندِ بیماری نیست که پس از روزها درد، به زندگی بازگشته است؛ لحظهای که گویی خستگیهای هفتهها کارِ بیوقفه، یکباره از تنش بیرون میرود. اما سکه این عشق، روی دیگری هم دارد؛ وقتی پرستار شاهد بدحال شدن بیمارش است، گویی آسمان بر سرش خراب میشود. این پیوندِ عاطفی عمیق، همان چیزی است که پرستاری را از سایر مشاغل متمایز میکند؛ آنها با هر بیمار میمیرند و با هر بهبودی دوباره متولد میشوند.اما این عشقِ بزرگ، متأسفانه در لایههایی از بیمهری گرفتار شده است. امروز، گلایه اصلی پرستاران ما فراتر از خستگی فیزیکی است. حقوقهای ناکافی که با تورم افسارگسیخته فاصله عمیقی دارد، در کنار تأخیرهای گاهوبیگاه و نامنظم در پرداخت کارانهها و بینظمی در پرداخت حقوق ماهیانه در سال جاری، انگیزهای برای ادامه دادن باقی نگذاشته است . علاوه بر این، موضوع تأمین مسکن و تسهیلات رفاهی برای این قشر در استان ما همچنان یک حلقه مفقوده است. پرستارانِ ما در حالی در خط مقدم سلامت ایستادهاند که هیچگونه تسهیلات ویژهای برای سکونت یا رفاه آنها پیشبینی نشده است.شایسته است متولیان امر و برنامهریزانِ استانی، با نگاهی واقعبینانهتر به این جایگاه بنگرند. توصیه میشود که «عدالت در پرداختها» و «نظم در معیشت» در اولویت سیاستگذاریها قرار گیرد تا انگیزه این قشر از دست نرود. چرا که انگیزه، موتور محرکِ سیستم درمان است و وقتی با نادیده گرفتن مطالبات صنفی و نبود حمایتهای رفاهی کُند شود، آسیب آن در نهایت به بدنه سلامتِ جامعه و مردم میرسد.امید میرود که در سال جاری، اقدامات عملی برای بهبودِ وضعیت معیشتی و تامین مسکن این فرشتگانِ زمینی، جایگزین مراسمهای نمادین شود. جامعهای که پرستارانش با دغدغههای معیشتیِ روزمره دستوپنج نرم میکنند، نمیتواند به شکوفایی کامل در حوزه سلامت برسد. پرستارانِ ما بیش از تقدیرنامههای کاغذی، به امنیتِ شغلی، رفاه حداقلی و شنیده شدنِ صدایِ دردهایشان نیاز دارند. بیایید با تغییر رویکردها، «روز پرستار» را نه یک روز برای شعار، که سرآغازی برای بهبودِ شرایطِ معیشتیِ کسانی قرار دهیم که آرامشِ خود را فدای سلامتِ ما کردهاند.
