کاری – ساعت هنوز هشت صبح نشده است. خیابانهای بیرجند کمکم شلوغ میشوند. مردم برای رسیدن به محل کار، دانشگاه یا انجام کارهای روزمره خود عجله دارند. در میان این رفتوآمدها، مردی با ویلچر کنار یک جدول بلند متوقف شده است. چند بار تلاش میکند از مسیر عبور کند اما موفق نمیشود. دقایقی بعد رهگذری به کمکش میآید و ویلچر را از مانع عبور میدهد.
شاید برای بسیاری از عابران، این صحنه اتفاقی عادی باشد، اما برای افراد ویلچرنشین چنین لحظاتی هر روز و بارها تکرار میشود؛ لحظاتی که به آنها یادآوری میکند هنوز شهر برای حضور همه شهروندان آماده نشده است.برای بسیاری از مردم، بیرون رفتن از خانه تصمیمی ساده است، اما برای یک فرد دارای معلولیت جسمی حرکتی، این تصمیم با دهها پرسش همراه است؛ آیا مسیر قابل عبور است؟ آیا ساختمان مقصد آسانسور دارد؟ آیا رمپ استاندارد وجود دارد؟ آیا میتوان بدون کمک دیگران وارد ساختمان شد؟
پیادهروهایی که راه نمیدهند
یکی از ویلچرنشینان بیرجندی در گفتوگو با خبرنگار آوا میگوید:گاهی برای انجام کاری که شاید ده دقیقه زمان ببرد، باید چند ساعت وقت بگذارم. پیدا کردن مسیر مناسب، هماهنگ کردن همراه و عبور از موانع مختلف بخشی از زندگی روزمره ما شده است.او ادامه میدهد:خیلی وقتها وقتی از خانه بیرون میآیم، نمیدانم آیا میتوانم بدون کمک دیگران به مقصد برسم یا نه.
پیادهروها قرار است امنترین محل عبور شهروندان باشند اما برای بسیاری از ویلچرنشینها، همین پیادهروها به یکی از بزرگترین موانع تبدیل شدهاند.
شکستگی کفپوشها، جدولهای بلند، رمپهای غیراستاندارد، اشغال مسیر توسط خودروها یا موتورسیکلتها و وجود موانع متعدد، عبور و مرور را دشوار میکند. محمد عبدالهی، یکی از افراد دارای معلولیت جسمی حرکتی، میگوید:بعضی مواقع مجبور میشوم به جای پیادهرو از خیابان حرکت کنم، چون عبور از پیادهرو غیرممکن است. این موضوع خطر تصادف را افزایش میدهد و امنیت ما را به خطر میاندازد.
وی اضافه میکند: گاهی یک مغازهدار اجناسش را وسط پیادهرو گذاشته، گاهی موتورسیکلتی مسیر را بسته و گاهی هم جدولها آنقدر بلند هستند که عملاً امکان عبور وجود ندارد.»
ساختمانهایی که درهایشان بسته است
مشکل فقط خیابانها نیست.بسیاری از ساختمانهای اداری، بانکها، مراکز درمانی، فرهنگی و حتی برخی مراکز آموزشی هنوز دسترسی مناسب برای افراد دارای معلولیت ندارند.یک پله در ورودی ساختمان شاید برای دیگران موضوع مهمی نباشد اما برای فردی که از ویلچر استفاده میکند، همان پله میتواند به معنای محرومیت از دریافت یک خدمت باشد. فاطمه احمدی، بانوی دارای معلولیت، میگوید:بارها شده برای انجام یک کار اداری به ساختمانی مراجعه کردهام اما به دلیل نبود رمپ یا آسانسور نتوانستهام وارد شوم. در چنین شرایطی یا باید از دیگران کمک بخواهم یا از انجام کارم صرفنظر کنم.
حملونقلی که همه را سوار نمیکند
یکی دیگر از مشکلات مهم افراد دارای معلولیت، حملونقل عمومی است.نبود تاکسیهای مناسب، کمبود خودروهای ویژه حمل افراد دارای معلولیت و دشواری استفاده از برخی وسایل حملونقل عمومی باعث شده بسیاری از آنان برای جابهجایی با مشکلات جدی مواجه باشند. مریم احمدی میگوید:«خیلی وقتها برای رسیدن به یک مرکز درمانی یا اداره مجبور میشوم از اعضای خانواده کمک بگیرم. اگر وسیله شخصی در اختیار نباشد، رفتوآمد برای ما بسیار دشوار میشود.
اشتغال؛ رؤیایی که نباید دستنیافتنی باشد
اما شاید مهمترین دغدغه افراد دارای معلولیت پس از مناسبسازی، اشتغال باشد.طبق گفته فعالان این حوزه، بسیاری از معلولان دارای تحصیلات دانشگاهی، مهارتهای تخصصی و توانایی لازم برای حضور در بازار کار هستند اما فرصتهای شغلی مناسب برای آنها محدود است.
علی رضایی، فارغالتحصیل کارشناسی ارشد کامپیوتر، میگوید:سالها درس خواندم تا بتوانم مستقل زندگی کنم اما هنوز شغل ثابتی ندارم. در بسیاری از مصاحبههای استخدامی قبل از اینکه درباره تخصص من سؤال شود، درباره معلولیتم صحبت میشود.او معتقد است بزرگترین مانع اشتغال، نگرش نادرست برخی کارفرمایان است.خیلیها تصور میکنند فرد دارای معلولیت توانایی انجام کار ندارد، در حالی که بسیاری از ما میتوانیم مانند سایر افراد یا حتی بهتر از آنها فعالیت کنیم.
زخمی که دیده نمیشود
در کنار تمام مشکلات فیزیکی و اقتصادی، بسیاری از افراد دارای معلولیت از نگاه جامعه نیز گلایه دارند.مرتضی اکبری میگوید:گاهی نگاه ترحمآمیز مردم از نبود رمپ هم آزاردهندهتر است. ما نیاز به دلسوزی نداریم. نیاز داریم به عنوان یک شهروند عادی پذیرفته شویم. کارشناسان اجتماعی نیز معتقدند تغییر نگرش جامعه به معلولیت یکی از مهمترین گامها برای بهبود شرایط زندگی این افراد است.یکی از نکاتی که فعالان حوزه معلولان بر آن تأکید دارند این است که مناسبسازی نباید به عنوان لطف یا امتیاز ویژه تلقی شود. دسترسی برابر به فضاهای عمومی، حق قانونی و شهروندی افراد دارای معلولیت است؛ حقی که در قوانین مختلف کشور نیز مورد تأکید قرار گرفته است. کارشناسان شهرسازی معتقدند مناسبسازی نه تنها به نفع افراد دارای معلولیت، بلکه به سود همه شهروندان است. سالمندان، کودکان، زنان باردار، بیماران و حتی افراد سالم نیز از شهری که دسترسی آسانتر و ایمنتر داشته باشد بهرهمند خواهند شد. امروزه در بسیاری از کشورهای جهان، میزان دسترسپذیری شهرها یکی از شاخصهای اصلی توسعه محسوب میشود.شهری توسعهیافته است که همه شهروندان بتوانند بدون تبعیض از امکانات آن استفاده کنند.اگر فردی نتواند به راحتی از پیادهرو عبور کند، وارد یک اداره شود، از خدمات بانکی استفاده کند یا شغل مناسبی پیدا کند، نمیتوان از تحقق کامل عدالت اجتماعی سخن گفت.
جنگی که باید پایان یابد
ویلچرنشینها هر روز با جنگی خاموش روبهرو هستند؛ جنگ با پلهها، جدولها، نگاههای نادرست، فرصتهای از دست رفته و موانعی که بسیاری از ما حتی متوجه وجود آنها نمیشویم. شهر متعلق به همه شهروندان است و هیچ فردی نباید به دلیل شرایط جسمی خود از حق حضور، اشتغال، تحصیل، تفریح و زندگی مستقل محروم شود.شاید زمان آن رسیده باشد که به جای مناسبسازیهای مقطعی و نمایشی، به سمت ایجاد شهری برویم که از ابتدا برای همه طراحی شده باشد؛ شهری که در آن هیچ فردی پشت یک پله جا نماند و هیچ ویلچری در میان راه متوقف نشود.
آن روز، معنای واقعی عدالت شهری و توسعه انسانی را خواهیم دید؛ روزی که جنگ روزانه ویلچرنشینها سرانجام پایان یابد.
