کاری – گاهی یک عدد، فقط یک عدد نیست. وقتی میگوییم محمد محراب، نوجوان خوسفی، رتبه ۱۷ کنکور سراسری را به دست آورده است، شاید در نگاه اول با یک موفقیت علمی روبهرو باشیم؛ اما پشت این عدد، داستانی از تلاش، خانواده، محدودیت و البته استعدادی وجود دارد که توانسته از میان همه این موانع، خودش را به جمع برترینهای کشور برساند.محمد از خانوادهای برخوردار از امکانات ویژه نیامده است. پدرش راننده است و بخش زیادی از زندگی کاریاش را در جاده میگذراند. مادرش نیز از سالهای زندگی خانواده در خانه استیجاری و مشکلات اقتصادی آنها گفته است؛ خانوادهای که شاید از نظر امکانات با بسیاری از خانوادههای برخوردار قابل مقایسه نباشد، اما یک سرمایه مهم داشته است: باور به توانایی فرزندشان.محمد هم پاسخ این اعتماد را با تلاش داده است؛ ساعتهای طولانی مطالعه کرده، از تفریح و بسیاری از خواستههایش گذشته و با حمایت خانواده و معلمان، قدمبهقدم خودش را به یکی از مهمترین رقابتهای علمی کشور رسانده است.اما اینجا دقیقاً همان جایی است که باید از جشن گرفتن یک رتبه، چند قدم جلوتر برویم.رتبه ۱۷ محمد محراب فقط یک افتخار نیست؛ یک سؤال است.اگر نوجوانی از یک خانواده با شرایط اقتصادی معمولی و بدون برخورداری از امکانات آنچنانی توانسته در میان برترینهای کشور قرار بگیرد، اگر همین استعداد با امکانات آموزشی بهتر، مشاور تخصصی، منابع مطالعاتی مناسب و حمایت مستمر همراه شود، تا کجا میتواند پیش برود؟و این سؤال فقط درباره محمد محراب نیست.این سؤال درباره تمام نوجوانان مستعد خراسان جنوبی است.استانی که شاید در نگاه اول از نظر امکانات آموزشی و دسترسی به برخی فرصتها با کلانشهرها قابل مقایسه نباشد، اما بارها نشان داده که از نظر استعداد و توان علمی چیزی کم ندارد.از بیرجند تا خوسف و از شهرها تا روستاهای دورتر، نوجوانانی هستند که میتوانند آینده علمی استان را بسازند؛ اما همه آنها لزوماً فرصت برابر برای نشان دادن تواناییهایشان ندارند.گاهی یک خانواده توان پرداخت هزینههای کلاسهای تخصصی را ندارد. گاهی دسترسی به مشاور حرفهای دشوار است. گاهی منابع آموزشی کافی در دسترس نیست و گاهی دانشآموز مستعد، آنقدر درگیر مشکلات روزمره میشود که استعدادش در میان دغدغههای زندگی گم میشود.اینجاست که مفهوم حمایت از نخبه معنا پیدا میکند.حمایت از نخبه نباید بعد از اعلام رتبه آغاز شود؛ آن زمان دیگر بخش بزرگی از مسیر طی شده است.
حمایت واقعی یعنی وقتی یک دانشآموز مستعد در مدرسه شناسایی میشود، کسی باشد که مسیرش را بشناسد، خانوادهاش را راهنمایی کند، امکانات آموزشی لازم را در اختیارش قرار دهد و اجازه ندهد مشکلات مالی، جغرافیایی یا خانوادگی، آینده علمی او را تعیین کند.محمد محراب امروز دیده شده، چون رتبه ۱۷ کشور را به دست آورده است. اما چند نوجوان دیگر هستند که شاید همان استعداد را داشته باشند و فقط به این دلیل که فرصت و حمایت کافی نداشتهاند، هرگز به رتبهای که شایسته آن هستند نرسیدهاند؟این شاید تلخترین بخش ماجرا باشد.ما معمولاً موفقیت را میبینیم، اما مسیرهایی را که به موفقیت نرسیدهاند نمیبینیم.نام رتبههای برتر روی تابلوها و صفحات رسانهها میرود؛ اما دانشآموزی که به دلیل نداشتن امکانات، یک سال از برنامه درسی عقب مانده یا خانوادهاش نتوانسته هزینه آموزش او را تأمین کند، کمتر دیده میشود.پس شاید وظیفه اصلی این باشد که قبل از آنکه یک نوجوان رتبه بیاورد، او را ببینیم.رتبه ۱۷ محمد محراب باید برای خراسان جنوبی یک فرصت باشد؛ فرصتی برای بازنگری در نحوه شناسایی و حمایت از استعدادها.اگر استعدادهای استان زودتر شناسایی شوند، اگر برای آنها برنامه آموزشی ویژه وجود داشته باشد، اگر خانوادههای کمبرخوردار تنها نمانند و اگر امکانات آموزشی عادلانهتر توزیع شود، چهبسا روزی خبر کسب رتبههای تکرقمی توسط نوجوانان خراسان جنوبی دیگر یک اتفاق نادر نباشد.شاید حتی رتبه ۱۷ محمد محراب، سقف توانایی نوجوانان این استان نباشد؛ بلکه تنها گوشهای از ظرفیتی باشد که هنوز بخش بزرگی از آن دیده نشده است.بنابراین، امروز باید محمد محراب را تحسین کرد؛ نه فقط به خاطر رتبهای که به دست آورده، بلکه به خاطر اینکه نشان داد محدودیت امکانات الزاماً به معنای محدودیت توانایی نیست.اما در کنار این تبریک، باید یک مطالبه جدی هم داشت: مسئولان آموزشی، فرهنگی و خیران استان، برای استعدادهای خراسان جنوبی برنامه داشته باشند .

