دادرس مقدم – مردم حرفهایشان را به رسانهها میگویند؛ با نام و بینام، با امید و گاهی با بغض. اما انگار بخشی از مسئولان استان در خوابی سنگین فرو رفتهاند؛ خوابی که نه صدای اعتراض را میشنود و نه زنگ هشدار را. جز چند اداره محدود که هنوز پاسخگویی را وظیفه میدانند، باقی دستگاهها گویا ترجیح میدهند سکوت کنند؛ سکوتی که هر روز بلندتر از هر فریادی شنیده میشود.در همین چند وقت گذشته، در همین روزنامه، بارها درباره بیانضباطی مالی برخی ادارات در پرداخت مطالبات بخش خصوصی نوشتیم؛ درباره ورودیهای نامناسب شهر بیرجند که نه در شأن مرکز استان است و نه در شأن مردمی که مالیات میدهند. از وضعیت آشفته ترافیکی مرکز استان گفتیم، از پروژههای معطلمانده مسکن که امید جوانان را معلق نگه داشته، از سردرگمی مردم در ادارات و بانکها. اما حتی یک تماس ساده برای پرسیدن «ماجرا چیست؟» هم گرفته نشد.نوشتیم از چالش کمبود برخی کالاها و شایعات درباره قیمتها که بازار را ملتهب میکند. از تعدیل نیرو در برخی کارگاهها که بیصدا نان خانوادهها را کوچکتر کرده است. از وضعیت نامطلوب حملونقل درونشهری، از زبالهگردی که چهره شهر را زخمی کرده، از دغدغههای ورزشکاران استان که میان وعدهها و کمبود امکانات سرگرداناند. باز هم سکوت.از تسهیلات ازدواج گفتیم که جوانان را در صفهای طولانی انتظار نگه داشته است. از اقدامات جزیرهای برخی ادارات که هر کدام ساز خود را میزنند. از خیابانهای بلاتکلیف بیرجند که سالهاست نیمهکاره ماندهاند. از نگرانی صنایع بابت نبود حمایت اعتباری، از وضعیت صنعت دام و طیور که زیر فشار هزینهها خم شده است. اما نه توضیحی، نه شفافسازیای، نه حتی تکذیبی.مردم کمکم به این نتیجه رسیدهاند که در این استان فقط یک استاندار وجود دارد؛ همان که باید خانه بسازد، جاده بکشد، بازار را تنظیم کند، پاسخ رسانه را بدهد و بحرانها را مدیریت کند. آیا سایر مدیران، معاونان، رؤسا و متولیان، سهمی در مسئولیت پاسخگویی ندارند؟ مگر مدیریت یک استان، یکنفره اداره میشود؟این مسئله فقط محدود به دولت هم نیست؛ در برخی نهادها و سایر قوا نیز حال و روز چندان متفاوت نیست. در گوشهای تخلف یا فسادی شکل میگیرد، مردم فریاد میزنند، رسانهها مینویسند، اما ارادهای جدی برای پیگیری دیده نمیشود. بیتفاوتی، خطرناکتر از هر بحرانی است؛ زیرا اعتماد عمومی را نشانه میگیرد.امان از روزی که مردم احساس کنند صدایشان شنیده نمیشود. جامعهای که کانالهای رسمی پاسخگویی در آن تضعیف شود، به سمت بیاعتمادی سوق پیدا میکند؛ و بازگرداندن اعتماد، بسیار سختتر از حفظ آن است. پاسخگویی لطف به مردم نیست؛ وظیفهای قانونی و اخلاقی است که بر دوش هر مدیری قرار دارد.از استاندار که بارها بر حضور میدانی و پاسخگویی تأکید کرده، انتظار میرود این رویه را به یک مطالبه جدی از همه مدیران تبدیل کند. زمانی پاسخگویی به رسانهها و مطالبات مردم، معیاری برای ارزیابی مدیران بود؛ اما امروز گویا فرار از پاسخگویی به یک امتیاز تبدیل شده است. اگر قرار است مدیری در این استان مسئولیت بپذیرد، باید بداند نخستین وظیفهاش شنیدن و پاسخ دادن است؛ پیش از آنکه دیر شود.

رمضانی – رئیس قرارگاه مرکزی بهداشت و درمان کاظمین، از ارائه ۵۴ هزار خدمت پزشکی

