دکتر محمد ملاکی- پژوهشگر مطالعات سیاسی – هر جامعهای برای زیستن با اختلاف، ناگزیر است راهی برای مدیریت آن پیدا کند. اختلاف نه استثناست و نه نشانه بحران؛ بخشی از طبیعت زندگی اجتماعی است. انسانها، گروهها و دولتها جهان را یکسان نمیبینند، منافع یکسانی ندارند و آینده را نیز به یک شکل تفسیر نمیکنند. مسئله اصلی، وجود اختلاف نیست؛ مسئله آن است که جامعه با اختلاف چه میکند.دو شیوه متفاوت برای مواجهه با تعارض وجود دارد. در یک شیوه، اختلاف به رسمیت شناخته میشود و گفتوگو، چانهزنی و توافق به ابزارهای مدیریت آن تبدیل میشوند. در شیوه دیگر، اختلاف بهمثابه امری نامشروع تلقی میشود؛ گویی تا زمانی که یکی از طرفین کاملاً عقب ننشیند، هیچ راهحلی وجود ندارد. در این نگاه، سیاست به میدان حذف تبدیل میشود، نه عرصه تدبیر.فرهنگ حذف، تنها به روابط میان دولتها محدود نمیشود. هر جا تصور شود که تنها یک روایت حقانیت دارد و هر تفاهمی به معنای شکست است، ظرفیت گفتوگو کاهش مییابد. نتیجه آن، انباشته شدن بحرانهایی است که به جای حل شدن، بر روی هم تلنبار میشوند. جامعهای که گفتوگو را از دست بدهد، به تدریج توان حل مسئله را نیز از دست میدهد.یکی از پیامدهای این فرهنگ، آن است که مذاکره با سازش اشتباه گرفته میشود. حال آنکه مذاکره، پیش از آنکه توافق باشد، یک روش شناخت است؛ راهی برای سنجیدن واقعیتها، ارزیابی هزینهها و آزمودن امکانهای موجود. هیچ مذاکرهای از پیش به معنای پذیرش خواستههای طرف مقابل نیست، همانگونه که هیچ امتناعی از مذاکره نیز به خودی خود نشانه قدرت نیست.قدرت، در دنیای امروز، تنها با توان نظامی یا اقتصادی سنجیده نمیشود. بخشی از قدرت، توانایی تبدیل تعارض به گفتوگو و بحران به مدیریت است. کشوری که بتواند بدون چشمپوشی از منافع خود، از مسیر مذاکره هزینههای یک منازعه را کاهش دهد، در واقع از یکی از مهمترین ابزارهای قدرت بهره برده است. برعکس، اگر همه راههای ارتباطی بسته شود، اختلاف از میان نمیرود؛ تنها امکان کنترل آن کاهش مییابد.اشتباه دیگر، یکی دانستن «اصول» با «روشها»ست. اصول، ارزشها و اهداف کلاناند؛ اما روشها، ابزار تحقق آن اهداف هستند. هیچ جامعهای نمیتواند با ابزارهای ثابت، در شرایط متغیر به نتایج ثابت برسد. تغییر ابزار، الزاماً تغییر مقصد نیست. گاه انعطاف در روش، تنها راه حفظ همان اصولی است که بر آنها تأکید میشود.جامعهای که فرهنگ حذف را به ارزش تبدیل کند، به مرور در درون خود نیز از گفتوگو فاصله میگیرد. در چنین فضایی، مخالف به دشمن، تفاوت به تهدید و تفاهم به عقبنشینی تعبیر میشود. پیامد این وضعیت، کاهش اعتماد عمومی، فرسایش سرمایه اجتماعی و تضعیف توان جامعه برای حل مسائل پیچیده است. این چرخه، از سیاست خارجی آغاز نمیشود؛ بلکه از نوع نگاه ما به اختلاف آغاز میشود.هیچ تعارضی تنها با آرزو پایان نمییابد. اختلاف یا از مسیر گفتوگو مدیریت میشود یا از مسیر تقابل فرسایشی ادامه پیدا میکند. انتخاب میان این دو، انتخاب میان «اصل» و «عدول از اصل» نیست؛ انتخاب میان دو شیوه حکمرانی است: یکی حکمرانی بر پایه حذف و دیگری حکمرانی بر پایه مدیریت تعارض.جامعهای که گفتوگو را نشانه ضعف بداند، دیر یا زود هزینه این برداشت را خواهد پرداخت؛ زیرا در جهان پیچیده امروز، آنچه بقا و پیشرفت را تضمین میکند، حذف اختلاف نیست، بلکه توانایی زندگی با اختلاف و تبدیل آن به نظمی قابل مدیریت است. سیاست، زمانی بالغ میشود که به جای جستوجوی پیروزی مطلق، امکانهای عقلانی برای کاهش هزینههای تعارض را بیابد. گفتوگو در این معنا، نه نفی اصول، بلکه نشانه اعتماد به نفس یک جامعه و بلوغ نهادهای آن است.

رمضانی – رئیس قرارگاه مرکزی بهداشت و درمان کاظمین، از ارائه ۵۴ هزار خدمت پزشکی

