مهدی آبادی – چند وقت اخیر، فضای رسانهای و محافل عمومی استان، سخنرانیها و پیشنهادهایی برای توسعه خراسان جنوبی مطرح شده است؛ سخنهایی توسط افرادی خارج از بدنه اجرایی که شنیدنی و حتی دلنشیناند، اما وقتی از فیلتر واقعیت اقتصادی کشور عبور میشوند، بیشتر شبیه آرزو میمانند تا برنامه. مسئله انکار ضرورت توسعه نیست، بلکه نقد روشی است که در آن، طرحهای پرهزینه و شعارهای بدون مسیر اجرا، جایگزین راهحلهای عملیاتی میشوند. گزاره اصلی ساده است: توسعه خراسان جنوبی نیازمند راهحلهایی است که با درک شرایط اقتصادی امروز کشور طراحی شده باشند و اگر وضعیت مالی دولت و توان اقتصادی مردم نادیده گرفته شود، حتی خلاقانهترین ایدهها هم عقیم میمانند. مهمترین ضعف رویه رایج، جدانگرفتن ایده از تأمین مالی آن است. وقتی طرحی ارائه میشود که برای اجرای اولیه نیازمند تسهیلات سنگین، بودجه دولتی یا زیرساختهایی است که استان و کشور در کوتاهمدت توان فراهمکردنش را ندارند، بنابراین نهتنها به توسعه کمکی وقتی طرحی ارائه میشود که برای اجرای اولیه نیازمند تسهیلات سنگین، بودجه دولتی یا زیرساختهایی است که استان و کشور در کوتاهمدت توان فراهمکردنش را ندارند، بنابراین نهتنها به توسعه کمکی نمیکند، بلکه فضای عمومی را هم خسته میکند. تجربه سالهای گذشته نشان داده که بسیاری از طرحهای اعلامشده با دستور افتتاح یا بهرهبرداری نمادین، همانجا متوقف شدهاند؛ چون پیش از اعلام، از هیچکس پرسیده نشده بود: پولش از کجا میآید؟ چه کسی مالکیت آن را میپذیرد؟ و در بودجه سال آینده چه سهمی برایش دیده شده است؟ معیار ارزیابی هر پیشنهاد باید سه پرسش باشد: هزینه کوتاهمدت چقدر است؟ منبع مالی آن بدون اتکا به فرض دولت گشایش میکند کجاست؟ و اگر بخشی از منابع محقق نشود، طرح تا چه اندازه کوچکشده اما کارا باقی میماند؟ طرحی که در آزمون این سه پرسش سقوط میکند، سخنرانی است، نه برنامه. نمونه دوم، شعار پرتکرار «جوانان باید در حوزه مدیریت ورود کنند» است. این جمله به خودی خود درست است، اما به شکل امروزی آن یک شعار است، نه سازوکار. ورود جوانان به مدیریت هر چند که در استان ما در لایه های مختلف مدیریتی از معاونین استاندار گرفته تا مدیران کل و فرمانداران به قوت انجام شده است اما در لایه های بعدی که ریسک پذیری کمتری وجود دارد نیازمند پاسخ به پرسشهای عملی است: جذب در چه سطحی؟ با چه اختیارات واقعی؟ با چه سازوکاری برای ارزیابی و پاسخگویی؟ و مهمتر از همه، آیا ساختار فعلی فضایی برای تصمیمگیری به کسی که سابقه اداری کمتری دارد، میدهد؟ اگر پاسخ به این پرسشها روشن نباشد، نتیجه چیزی جز انتصابهای نمادین یا ورود جوانان به سمتهایی بدون اختیار نخواهد بود؛ همان وضعیتی که هم برای جوان تجربه تلخی است و هم بدبینی عمومی را عمیقتر میکند. راه درست این است که بهجای شعار، ظرفیتهای مشخصی تعریف شود: مدیریت پروژههای کوچک قابلاندازهگیری، عضویت با حق رأی در فرایندهای تصمیم سازی، و انتقال تدریجی مسئولیت همراه با مسؤولیت مالی. چنین مسیری کند اما واقعی است؛ شعار سریع اما بیاثر. اصل سومی که در گفتمان عمومی کمتر دیده میشود، درک شرایط اقتصادی کشور است. دولت در وضعیتی دشوار مالی به سر میبرد و واقعیت این است که نمیتواند برای هر ایدهای تسهیلات گسترده تخصیص دهد. بنابراین طرحهای اقتصادی از طرحهای دانشبنیان گرفته تا پروژههای گردشگری و معدن باید پیوست مردمی داشته باشند؛ یعنی مشارکت سرمایه خرد مردم، تعاونیها و بخش خصوصی محلی در آنها پیشبینی شود و بهجای اینکه بار جدیدی بر دوش دولت بگذارند، کمکحال آن باشند. این نگاه به معنای کوچککردن افق توسعه نیست؛ به معنای بازطراحی آن است. طرحی که با مشارکت مردمی در شهرستانهای استان اجرا میشود حتی در مقیاس محدود از طرح بزرگتری که برای تخصیص بودجه سالها در صف میماند، توسعه محسوب میشود. استان ما اگر میخواهد پیشرفت کند، باید طرحهایش به سمت اقتصادیسازی حرکت کند: طرحهایی که زودتر به درآمد و اشتغال پایدار برسند و انگیزه ادامه مسیر را در خود مردم استان ایجاد کنند، نه آنکه تمام امیدشان به تخصیص بودجه دولتی بماند. نخبهگرایی بدون پیوست مردمی، فقط هزینهبر است. جمعبندی این یادداشت یک درخواست مشخص از صاحب نظران حوزه توسعه استان است: هر طرح را پیش از اعلام عمومی، در سه آزمون بسنجید جوابگویی به پرسش منابع مالی، داشتن پیوست مردمی یا بخش خصوصی، و اجراپذیری در کوتاهمدت با کمترین اتکا به تخصیص دولتی. طرحی که در هر سه آزمون پاس بگیرد، شایسته تریبون است؛ طرحی که پاس نمیدهد، هرچقدر هم جذاب بیان شود، باید در حد ایده در فضای پژوهشی بماند و به کارویژه سیاستگذاری وارد نشود. در پایان باید یادآوری کنیم، خراسان جنوبی به شعارهای بلند نیازی ندارد؛ به طرحهای کوچک اما واقعی نیاز دارد که بتوان سال بعد از آنها گزارش پیشرفت داد. توسعه با کار انجامشده ساخته میشود، نه با ایده اعلامشده.
(لطفاً نظرات و پیشنهادات خود درباره این سرمقاله را از طریق 09155665782 ارسال بفرمایید)

