مهدی آبادی – گاهی در نگاه اول، مسئله پرواز و فرودگاه شبیه یک دغدغه رفاهی یا مطالبهای فردی به نظر میرسد؛ موضوعی که شاید تصور شود تنها به کار چند مسافر اداری، تجار یا افراد مرفه میآید. اما در استانی پهناور، مرزی و دور از پایتخت مانند خراسان جنوبی، خطوط پروازی پیش از آنکه یک وسیله نقلیه باشند، شریان حیاتی ارتباط با مرکز هستند. محدودیت در تعداد پروازها و ناپایداری در برنامه سفرها، صرفاً یک مسافر را معطل نمیکند؛ بلکه پدیدهای عمیقتر به نام انزوای ارتباطی را به استان تحمیل میکند که ترکشهای آن بر پیکره اقتصاد، سلامت، علم و حتی مدیریت منطقه مینشیند. نخستین حوزهای که از این انزوا بهشدت ضربه میخورد، بخش درمان و سلامت است. واقعیت بیرجند و استان این است که به دلایل مختلف زیرساختی، حضور پزشکان فوقتخصص و جراحان مجرب در همه رشتهها بهصورت دائمی امکانپذیر نیست. بسیاری از پزشکان حاذق تمایل دارند در قالب برنامههای چرخشی، هفتگی یا حضور در روزهای مشخص، به بیماران بسیاری از پزشکان حاذق تمایل دارند در قالب برنامههای چرخشی، هفتگی یا حضور در روزهای مشخص، به بیماران منطقه خدمترسانی کنند. حضور این اساتید و پزشکان به یک شبکه پروازی منظم و پرتکرار وابسته است. وقتی پرواز منظم و مطمئن نباشد، آمدوشد این متخصصان عملاً مختل میشود و در نتیجه، بیماران رنجور و خانوادهها ناچارند صدها کیلومتر راه زمینیِ پرخطر و خستهکننده را تا مشهد یا تهران طی کنند. این یعنی یک کاستی پروازی، مستقیماً به جان و سلامت مردم گره میخورد. دومین ضربه، بر پیشانی اقتصاد و سرمایهگذاری فرود میآید. سرمایهگذار بخش خصوصی یا مدیران هلدینگهای بزرگ ملی، برای صرف زمان طولانی در جادهها وقت ندارند؛ زمان برای اقتصاد، یعنی هزینه و فرصت. وقتی یک سرمایهگذار بداند برای سفر کاری به بیرجند باید روزها منتظر بلیت بماند یا برنامه رفتوبرگشت روزانهاش به دلیل کمبود پرواز به چند روز معطلی تبدیل میشود، بهسادگی استان دیگری را برای طرحهای خود انتخاب میکند. استان ما نیازمند رونق صنعتی، معدنی و تجاری است، اما تا زمانی که شاهراه اتصال بیرجند به قطبهای تجاری کشور روان و پیوسته نباشد، دعوت از سرمایهگذار در حد تعارفات اداری باقی میماند. در ساحت دانشگاه و آموزش عالی نیز این خلأ ملموس است. بیرجند بهعنوان یک شهر دانشگاهی کهن با ظرفیتهای علمی درخشان، برای حفظ پویایی خود نیازمند میزبانی از همایشهای ملی، حضور اساتید پروازی و داوران رسالههای تخصصی است. انزوای حملونقلی، رفتوآمد نخبگان علمی را سخت کرده و تدریجاً استان را از جریان پویای تبادل علم در مرکز کشور دور نگه میدارد. از نگاه حکمرانی و مدیریت استانی هم مسئله کاملاً روشن است. مدیران استان برای چانهزنی بر سر ردیفهای بودجه، جذب اعتبارات و پیگیری مطالبات مردم در وزارتخانهها، باید حضور مستمر و بدون وقفهای در تهران داشته باشند. اتصال هوایی ضعیف، پیگیری امور حاکمیتی و اداری را کند میکند و قدرت چانهزنی استان را در رقابت سنگین با دیگر مناطق کاهش میدهد. خراسان جنوبی به دلیل فاصله جغرافیایی زیاد از پایتخت و فقدان زیرساختهای ریلی سریعالسیر، بیش از هر استانی به پروازهای متعدد، منظم، تثبیتشده و پایدار در تمام طول هفته نیاز دارد. انتظار مردم استان زیادهخواهی نیست؛ مطالبه این است که پروازها از نگاه یک امتیاز فصلی یا موقت خارج شوند و بهعنوان یک حق زیرساختی و توسعهای تثبیت گردند. تنوعبخشی به شرکتهای هواپیمایی، ایجاد خطوط صبحگاهی و عصرگاهی متناسب با نیازهای کاری، و تضمین استمرار پروازها، گامهای عاجلی است که بدون آنها چرخه توسعه استان به کُندی خواهد چرخید. باید بپذیریم که خطوط هوایی برای خراسان جنوبی یک لوکس اداری نیست، بلکه پیشنیاز گرهگشایی از صدها معضل دیگر است. تا این پیوند هوایی مستحکم نشود، هر گامی برای توسعه با مقصدی دورتر و هزینهای گزافتر به بار خواهد نشست.
(لطفاً نظرات و پیشنهادات خود درباره این سرمقاله را از طریق 09155665782 ارسال بفرمایید)


