یعقوبی – استان خراسان جنوبی با گسترهای وسیع و جادههایی که گاه در برخی نقاط آن خالی از هرگونه علائم هشداردهنده به نظر میرسند، این روزها بار دیگر به کانون نگرانی کارشناسان راه و ترافیک تبدیل شده است. آنچه در نگاه اول یک سانحه رانندگی جلوه میکند، وقتی زیر ذرهبین کارشناسی میرود، لایههای پنهانی از ضعفهای زیرساختی، رفتارهای پرخطر، خلأهای نظارتی و نبود هماهنگی میان نهادهای متولی را برملا میسازد؛ موضوعی که نشان میدهد کاهش تصادفات در این استان، نه یک اقدام مقطعی، بلکه نیازمند یک بازنگری سیستمی و همهجانبه است. شاید مهمترین نکتهای که کارشناسان بر آن تأکید میکنند، این است که نباید تمام تقصیرها را به گردن راننده انداخت؛ چراکه بخش بزرگی از تصادفها به کیفیت خود راه برمیگردد. نصب و تقویت گاردریل در نقاط پرخطر، اصلاح پیچهای حادثهخیز، خطکشی استاندارد، تأمین روشنایی مناسب در جادههای بینشهری، ایجاد شانه خاکی استاندارد و محلهای توقف اضطراری، و نیز جداسازی مسیرهای رفت و برگشت در محورهای پرتردد، از جمله اقدامات زیرساختیای هستند که متأسفانه در بسیاری از مسیرهای استان هنوز بهعنوان نیازهای اساسی دیده نمیشوند. در کنار این، موضوع سرعت غیرمجاز بهعنوان یکی از مهمترین عوامل مرگآفرین در تصادفات، نیازمند عزمی جدیتر است؛ نصب گستردهتر دوربینهای ثبت تخلف، بهکارگیری سامانههای کنترل سرعت میانگین در جادهها، افزایش برخوردهای بازدارنده با رانندگی پرخطر و مهمتر از همه، تعیین سرعت مجاز بر اساس شرایط واقعی هر مسیر نه بهصورت یکسان و کلی، میتواند نقش تعیینکنندهای در کاهش تلفات داشته باشد. اما شاید در استانی با مسیرهای طولانی و کمتردد مثل خراسان جنوبی، خطری که کمتر به آن پرداخته میشود، خستگی و خوابآلودگی رانندگان است؛ عاملی که ریشه در نبود توقفگاههای ایمن و مجهز در بین راه، عدم آموزش کافی به رانندگان برای استراحت بهموقع، و غفلت از نظارت جدی بر رانندگی در ساعات شب دارد. استفاده از سامانههای هشدار خستگی در ناوگان حملونقل عمومی و سنگین نیز از جمله راهکارهایی است که میتواند تا حد زیادی از بروز فجایع ناشی از خوابآلودگی جلوگیری کند. از سوی دیگر، نمیتوان از نقش خودروهای ناایمن در تشدید شدت حوادث غافل شد؛ خودروهایی که معاینه فنی آنها تنها بهصورت صوری انجام میشود و بسیاری از آنها با لاستیکهای فرسوده، ترمزهای ضعیف و چراغهای ناکارآمد در جادهها تردد میکنند. خارج کردن خودروهای بسیار فرسوده از چرخه، تشویق مردم به استفاده همیشگی از کمربند ایمنی، و انجام بازرسیهای فنی دقیق و واقعی، از ضرورتهایی است که نمیتوان از کنار آن به سادگی گذشت. با این همه، اگر اقدامات زیرساختی و فنی بهدرستی انجام شود اما با این همه، اگر اقدامات زیرساختی و فنی بهدرستی انجام شود اما فرهنگ رانندگی اصلاح نشود، نتیجه مطلوب حاصل نخواهد شد؛ آموزشهای مقطعی و کلیشهای دیگر پاسخگوی نیاز نیست و باید آموزش مستمر در مدارس، دانشگاهها و از طریق رسانههای محلی در دستور کار قرار گیرد. کمپینهای پیوسته درباره بستن کمربند ایمنی، پرهیز از سرعت غیرمجاز، عدم استفاده از تلفن همراه هنگام رانندگی و رانندگی نکردن در حالت خستگی یا خوابآلودگی، اگر بهزبان ساده و محلی ارائه شوند، میتوانند تأثیر عمیقتری بر رفتار رانندگان بگذارند. البته در کنار فرهنگسازی، برخورد مؤثر و بازدارنده با تخلفات حادثهساز نیز یک ضرورت غیرقابلانکار است؛ تخلفاتی مانند سبقت غیرمجاز، سرعت غیرمجاز، رانندگی در حالت خستگی، نبستن کمربند ایمنی، استفاده از تلفن همراه و عدم رعایت حق تقدم، مستقیمترین عامل مرگومیر در جادهها هستند و برای آنها نباید فقط جریمههای کماثر در نظر گرفته شود، بلکه باید بازدارندگی واقعی ایجاد کرد. در این میان، ساماندهی حملونقل بینشهری و جادهای نیز جایگاه ویژهای دارد؛ آموزش تخصصی رانندگان ناوگان عمومی و باری، کنترل دقیق ساعات کار و استراحت آنها، نظارت بر بارگیری استاندارد و بررسی فنی مستمر اتوبوسها و کامیونها، از جمله اقداماتی است که میتواند از بسیاری از سوانح سنگین جلوگیری کند. اما نباید از یاد برد که پشت بسیاری از تصادفات، عوامل انسانی و اجتماعی عمیقتری نهفته است؛ خستگی مزمن، استرس، عجله و شتاب، مصرف مواد یا داروهای خوابآور و کمتجربگی رانندگان جوان، عواملی هستند که معمولاً در آمارها دیده نمیشوند اما نقش پررنگی در وقوع حوادث دارند و نیازمند شناسایی و درمان ریشهای هستند. در این مسیر، یکی از مهمترین گامها، حرکت از اقدامات کلی به سمت تحلیل دادهمحور و نقطهمحور است؛ بهجای اینکه همه جادهها را یکسان ببینیم، باید دقیقاً مشخص کنیم تصادفها بیشتر در کدام محورها، در چه ساعاتی، با چه نوع وسایل نقلیهای و در چه شرایط آبوهوایی و ترافیکی رخ میدهند و سپس تمام تمرکز را بر روی همان نقاط و الگوهای بحرانی متمرکز کنیم. با همه این اوصاف، باید پذیرفت که کاهش تصادفات هرگز تنها وظیفه پلیس راه نیست و تا زمانی که هماهنگی لازم میان دستگاههای متولی از جمله پلیس راه، راهداری، اورژانس، استانداری، آموزشوپرورش، رسانهها، شهرداریها و اداره راه و شهرسازی ایجاد نشود، بسیاری از این راهکارها در عمل ناقص خواهند ماند. در جمعبندی نهایی و بهبیان کارشناسیتر، میتوان گفت کاهش سوانح رانندگی در خراسان جنوبی در سه محور اصلی خلاصه میشود: نخست، ایمنسازی واقعی و نه تشریفاتی جادهها؛ دوم، کنترل جدی و هوشمندانه رفتار رانندگان با ابزارهای بازدارنده و نظارتی؛ و سوم، آموزش و نظارت مستمری که از مدرسه تا جاده ادامه داشته باشد. تا وقتی این سه ضلع مثلث تکمیل نشوند، هر گزارش تصادف، بازهم ما را به این پرسش تلخ بازخواهد گرداند که چرا با وجود همه هشدارها، همچنان از هر حادثه، یک فاجعه میسازیم؟

رمضانی – نشست بررسی ظرفیتهای سرمایهگذاری استان خراسان جنوبی با میزبانی منطقه ویژه اقتصادی خراسان

