کاری – خراسان جنوبی با جمعیتی کمتر از یک میلیون نفر، در جمع پنج استان پرتصادف کشور ایستاده است؛ آماری که بههیچوجه با وسعت جمعیتی استان همخوانی ندارد و بیش از آنکه یک عدد گذرا باشد، نشانهای از یک بحران ساختاری است. از ابتدای امسال تاکنون ۱۹۲ نفر در جادههای استان جان باختهاند؛ یعنی بهطور میانگین روزی یک نفر. روزانه ۷۳ تصادف و ۲۲ مجروح، تصویری است که هیچ مدیری نمیتواند از آن عبور کند. اما پرسش اصلی این است: چرا استانی که در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ در شمار استانهای برتر کاهش تصادفات بوده، اکنون به این نقطه رسیده است؟ پاسخ را باید در ترکیب عوامل انسانی، زیرساختی و مدیریتی جستوجو کرد، نه فقط در رفتار رانندگان.بیش از ۸۰ درصد محورهای برونشهری استان دوطرفه است و تنها حدود چهار درصد راهها بزرگراه محسوب میشود. این یعنی در گسترهای ۱۷ هزار کیلومتری، رانندهای که پس از ساعتها رانندگی در مسیری یکنواخت دچار خوابآلودگی میشود، هیچ حاشیه امنی برای بازیابی توان خود ندارد. میانگین واژگونی در کشور ۲۳ درصد است، اما در خراسان جنوبی به ۳۴ درصد و در برخی ماهها تا ۶۷ درصد میرسد؛ رقمی که بهروشنی نشان میدهد مشکل، فقط خطای راننده نیست، بلکه جادهای است که خطا را به فاجعه تبدیل میکند. تجربه دوباندهسازی محور بیرجند-قاین که کاهش ۵۸ درصدی حوادث را به همراه داشته، بهترین گواه بر این مدعاست؛ اما چرا این الگو در دیگر محورهای بحرانی استان تکرار نمیشود؟ در محدودهای ۳۰۰ تا ۴۰۰ متری از یک گردنه در محور مشهد-زاهدان، ۱۲ نفر جان باختهاند؛ پروژهای که پس از خلع ید پیمانکار قبلی، با پیمانکار جدید نیز متوقف مانده است. این یعنی مدیریت پروژههای عمرانی نیز به همان اندازه رفتار راننده در وقوع فاجعه سهم دارد.۶۸ درصد جانباختگان و ۶۶ درصد مجروحان تصادفات استان، عابران پیاده و موتورسواران هستند؛ کاربران آسیبپذیری که نه در آمار رسمی بهاندازه کافی دیده میشوند و نه زیرساختهای شهری برای ایمنی آنها طراحی شده است. بیش از ۴۰ درصد تصادفات در راههای روستایی رخ میدهد؛ جایی که حضور پلیس در آن محسوس نیست و نه خطکشی مناسب دارد و نه روشنایی کافی.
۵۹ درصد حوادث با عدم توجه به جلو و فاصله طولی مرتبط است؛ عواملی که مستقیماً به کنترل سرعت گره خوردهاند. اما خراسان جنوبی از نظر هوشمندسازی کنترل ترافیک در زمره استانهای کمبرخوردار است؛ تنها ۶۳ سامانه فعال از ۱۴۰ سامانه مورد نیاز. این یعنی حتی ابزارهای پایهای نظارت نیز در استان ناقص است. ۲۲ نقطه حادثهخیز شناسایی شده که تنها سه نقطه اصلاح شده و بخشی از آنها نیز درونشهری است. در چنین شرایطی، پرسش چالشی این است: چرا آمار محوربهمحور تصادفات منتشر نمیشود؟ تا زمانی که مشخص نشود کدام محورها بیشترین سهم را در حوادث دارند، مطالبه عمومی برای اصلاح آن نقاط نیز شکل نمیگیرد. عنوان «پرتصادف» بدون شفافیت آماری، فقط یک هشدار عمومی است، نه مبنایی برای پاسخگویی.بیشترین تصادفات استان بین ساعت ۱۶ تا ۲۲ رخ میدهد و سهم این بازه زمانی بیش از ۴۱ درصد است؛ الگویی که نشان میدهد دستگاههای امدادی و خدماتی باید از حالت اداری خارج شوند و در ساعات اوج، حضور میدانی متمرکز داشته باشند. کمبود استراحتگاههای بینراهی، صفهای طولانی جایگاههای سوخت که رانندگان را خسته به جاده میفرستد، و حمل سوخت همراه توسط خودروهای شوتی که شدت حوادث را افزایش میدهد، همگی نشان میدهد مسئله تصادفات فقط یک مسئله ترافیکی نیست؛ یک مسئله اقتصادی-اجتماعی است. استاندار خراسان جنوبی از اجرای طرحی مشابه طرح نوروزی از ابتدای مهرماه و هدفگذاری کاهش ۵۰ درصدی تصادفات سخن گفته است؛ هدفی بلندپروازانه که بدون تأمین تجهیزات، تکمیل سامانههای هوشمند، اصلاح نقاط حادثهخیز و پاسخگویی دقیق دستگاهها، در حد یک شعار باقی میماند. تجربه نشان داده که اعمال قانون، توقیف خودرو یا نصب تابلوهای هشداردهنده بهتنهایی پاسخگوی شرایط موجود نیست. آنچه نیاز است، یک بسته جامع با مشارکت همه دستگاهها، آمار شفاف محوربهمحور، و مهمتر از همه، پذیرش این واقعیت است که تا وقتی جاده ایمن نشود، هیچ توصیهای به راننده، او را از خوابآلودگی و انحراف نجات نخواهد داد. خراسان جنوبی نه به توصیه نیاز دارد و نه به جلسه؛ به تصمیم نیاز دارد.


