یعقوبی – بیستودوم بهمن، جشن پیوند خونین مردم با آرمانهای استقلال و عدالت است؛ روزی که پایههای جمهوری اسلامی با اراده اکثریت بنا شد. اما در گرامیداشت این پیروزی تاریخی، یک پرسش خنجر میزند: چرا امروز، با وجود دهها هزار میلیارد تومان هزینه برای خدمات، صدای این تلاشها به گوش ولینعمتان نظام نمیرسد؟ این نه یک ایراد جزئی، که یک شکست مزمن در سیستم اطلاعرسانی است که دیرباز است گریبانگیر این استان است.مردم ما، که در خط مقدم تحولات ایستادهاند، حق دارند بدانند در ازای هزینهها و فداکاریهایشان، چه دستاوردهایی محقق شده است. حق دانستن، ریشه در همان مردمسالاری دینی دارد که بر اساس آن نظام بنا شد. اما در خراسان جنوبی، این حق غالباً با دیوارهای بلند روابط عمومیهای منفعل و ساختارهای کهنه اطلاعرسانی، مسدود شده است.در عصری که دشمن با ماشین رسانهای جهانی، کوچکترین شکست را به یک بحران ملی تبدیل میکند، دستگاههای داخلی استان، نهتنها در حالت تهاجمی، بلکه در دفاع هم منفعل بودهاند. گزارشهای ما نشان میدهد که خدمات عظیم زیرساختی (مانند پروژههای میلیاردی نهبندان یا آبرسانی در درمیان) پس از افتتاح، وارد یک باتلاق سکوت اداری میشوند و خوراک مناسبی برای ضدتبلیغات نمیشوند.نظام در این استان کار کرده است؛ پروژهها افتتاح شدهاند. اما این عملکرد غالباً در طبقات مدیریتیِ بسته باقی مانده و به سطح افکار عمومی نرسیده است. رهبر انقلاب مکرراً بر «جهاد تبیین» تأکید کردهاند، اما این فرمان راهبردی در بسیاری از ادارات، همچنان در حد یک شعار قشنگ در سربرگ جلسات باقی مانده است. این بیعملی در اطلاعرسانی، بزرگترین لطف به دشمن است.مشکل، کمبود خدمت نیست؛ مشکل، عدم وجود یک سیستم ارتباطی پویا، مستمر و صادقانه است که بتواند زبان مردم را بفهمد. روابط عمومیهای ما هنوز خود را نه «پل ارتباطی»، بلکه «گزارشدهنده صرف» میدانند. این ساختار، اعتماد عمومی را که سرمایه ملی است، فرسایش میدهد و شکاف دولت-ملت را عمیقتر میسازد.اینکه امروز تنها به حضور و تلاشهای فردی استاندار متوسل میشویم تا فضای تبیین را زنده نگه دارد، بزرگترین ضعف سیستمی ماست. اگر تمام بار جهاد تبیین بر دوش یک نفر باشد، این یعنی کل ساختار اطلاعرسانی و روابط عمومیهای استان از انجام وظیفه بنیادین خود شانه خالی کردهاند. توسل به فرد، نفی ساختار است.این ضعف اطلاعرسانی، مستقیماً به چالشهای فرهنگی و اجتماعی استان که در جلسات نخبگان مطرح شد، مرتبط است. وقتی مردم از تلاشها بیخبرند، انگیزهای برای دفاع از دستاوردها ندارند و نخبگان نیز احساس میکنند صدایشان به مرکز تصمیمگیری نمیرسد. این بیخبری سیستمی، بذر بدبینی را در دل نسل جوان میکارد.ساختار اطلاعرسانی استان باید از حالت انفعالی خارج شود. این یک مأموریت همگانی است که روابط عمومیها، رسانهها و مسئولین باید یک هماهنگی درونی قوی ایجاد کنند. تبیین یعنی پرسشگری فعال، نه فقط پاسخگویی منتظرانه؛ یعنی انتشار لحظهای دستاوردها، نه انباشت آنها تا زمان افتتاحیه رسمی.بیستودوم بهمن، عهدی دوباره است؛ عهد اینکه مردم ولینعمتاند و نظام باید با صدای بلند و شفاف، خدمات خود را به گوش آنها برساند. اگر این شکاف روایت همچنان باقی بماند، در بلندمدت، بزرگترین دستاوردهای انقلاب در خراسان جنوبی قربانی سوءتفاهمها و ضعف ادراکی سیستمهای اطلاعرسانی دیرین خواهند شد.
ارمغان پیگیریهای استاندار برای گرهگشایی از صفهای طولانی جایگاهها، با اجرای بسته جدید بنزینی استان

