حفره های قانونی، بستر ساز خطا

بهروزی فر- تدبیر، واژای عربی است که پایان نگری، تمهید، حَزم، درایت، سیاست، شگرد، کیاست ومَشی تعریف شده و از قضا در ادبیات فارسی هم جایگاه ویژه ای دارد و در جملات، به جای واژگان راهکار، چاره اندیشی، رایزنی و کاردانی می نشیند. با این تفاسیر و معانیِ برگرفته از فرهنگ لغت، تدبیر، در واقع نوعی ارائه طریقِ آینده نگرانه است، به این معنا که تصمیمی که برای انجام یک کار اتخاذ می شود، سطحی و برای همان لحظه و گذر از یک شرایط آنی نیست، بلکه آن تصمیم با لحاظ کلیه جوانب امر و دقت در پیامدهایی که به همراه دارد، گرفته می شود. این واژه را بارها شنیده ایم و خواسته یا ناخواسته در افعال بیشماری در کارهای روزانه مان، مستتر بوده و هست، اما این روزها با اتفاقاتی که در اطراف مان می افتد، بیشتر از گذشته، خودش را به ویژه در عملکرد مدیران! نشان می دهد. با واضح ترین مثال ممکن شروع می کنم، جریان شیوع ویروس چند میکرونی کرونا که با آن وزن و اندازه بسیار بسیار کوچک، ۱۷ ماه است، شرایط را برای همه جهانیان خفقان آور کرده. کرونا که شروع شد، از همان نخستین روزها، برای برخورد و مقابله با آن و البته کمتر کردن تبعاتش، راهکارهایی ارائه می شد، اقداماتی که خیلی وقت ها مورد نقد ما مردم قرار می گرفت و حتی ما هم به عنوان یک شخص حقیقی در شرایطی خاص برای گذر از این بحران، راهکارهایی را پیشه کردیم و به نوعی موقعیت را برای زندگی شخصی مان تدبیر نمودیم. ستاد ملی کرونا چنین تدبیر کرد که مراکز تجمعی برای یک بازه زمانی تعریف شده، غیرفعال شوند و به این ترتیب رستوران ها، تالارها، پاساژها، باشگاه ها، واحدهای صنفی غیرضروری و… حتی مراکز تفریحی، گردشگری و اقامتی تعطیل شدند. اتفاقی که افتاد،این بود که درآمد جمع کثیری از مشاغل، تحت الشعاع این تصمیم قرار گرفت، و آنهایی که به این تدبیر، ایراد هایی را وارد می دانستند، معترض شدند. حالا با پا گذاشتن به هجدهمین ماه همزیستی اجباری با کرونا، همچنان با باید و نبایدهایی مواجهیم که شاید سطحی به نظر برسد، اما عمقی نامعلوم دارد. نمونه اش همین پارک های سطح شهر است که ستاد کرونا با ایمان به این موضوع که دورهمی ها، استفاده مشترک مردم از سرویس های بهداشتی، بازی گروهی و همزمان کودکان در قسمت وسایل بازی، ماسک نزدن ها به جهت باور غلط منتقل نشدن بیماری در هوای پارک و ده ها دلیل منطقی و علمی دیگر، دامنه شیوع بیماری را بازتر می کند، مصوبه ای را گذراند که طی آن، شب ها روشنایی پارک ها محدود شود تا تجمع افراد در آنها رقم نخورد. اتفاقی که افتاده چیست؟ برخی ها که حضور در پارک ها را بهترین راهکار برای فرار از محیط خانه در گرمای تابستان می دانند، گلایه مند شدند، حتی گروهی از افراد با چراغ اضطراری، روشنایی مورد نیاز خود را تأمین کرده و دورهمی و لحظات صرف شام شان را در پارک گذراندند. اگر دیدگاه آن دسته افرادی که معتقدند تاریکی پارک ها، بستر مناسبی برای بروز آسیب های فراوانی است، را نادیده بگیریم، گروهی در واکنش به این برخورد، و با تأکید بر این واقعیت که خوشی گذرای این دورهمی ها، خستگی کادر درمان را دوچندان می کند و گاه تبعاتی جبران ناپذیر در پی دارد، مدیران را کم کار خوانده و حتی درخواست نمودند که با استقرار نیروهای نظامی و امنیتی، اجازه ورود به پارک از همه سلب شود. یعنی عملاً دو نظر و دیدگاه متفاوت از گروه هایی مختلف که هر کدام به سهم خود محترمند و قابل اعتنا!! دیگر نمونه را می توان در محدود کردن ترددها دید، طبق قانون، تردد شبانه از ساعت ۲۲ تا ۳ بامداد ممنوع است، گروهی خیلی راحت و منطقی تن به قانون داده و این قاعده را بی هیچ سؤال و جوابی پذیرفتند، خیلی هامان به هر دری زدیم تا خود را در جرگه افرادی جا بزنیم که کار شیفتی دارند و ناچارند آن موقع شب را بیرون باشند و به هر ترتیب، برگه تردد را جور کردیم، گروهی از ما هم در پی خطای تکراری و با این باور که این ها همه اش حرف است و کسی را جریمه نمی کنند، به محض این که پیامک جریمه را دریافت نمودیم، به دنبال دوست و رفیق و آشنایی گشتیم که جریمه مان را حذف کند و چون چنین کسی را نیافتیم، به دنبال نسخه دکتر و داروخانه گشتیم تا ثابت کنیم، کارمان ضروری بوده است. در حوزه بین شهری هم همین واقعیت تلخ، تکرار شد. تردد بین شهری” از” شهرهای قرمز و” به” شهرهای قرمز ممنوع شد. عده ای تمکین کردند و حتی لذت کوتاهترین سفرها را هم از خود و خانواده سلب نمودند، گروهی اما با واسطه، دوستان و آشنایانی را در فرمانداری ها یافتیم و مجوز هایی جور کردیم تا مبادا این تصمیم، خدشه ای به تفریح و مسافرت مان وارد کند و نزدیکترین نتیجه اش این شد که به گواه آمار از هر ۱۰۰ خودروی رسیده به مرز مشترک استان با سیستان و بلوچستان که رنگش به سیاهی زده، ۸۰ تایشان برگه تردد دارند و طبق قانون باید گذر کنند و آنهایی که مطمئن بودند کسی جلویشان را نمی گیرد و این برگه را نداشتند، تلفنی مشکل شان را حل کردند و به این ترتیب، زحمت کرونا را در یافتن راهی برای انتقال، کمتر کرده و دامن قرمزش را در نهبندان و بیرجند پهن کردند. در آن سوی استان هم اتفاق مشابهی رقم خورد که سبب شد طبس هم به فهرست شهرهای قرمز بپیوندد. شرایط تقریباً مشابهی را برای فعالیت واحدهای صنفی داریم، مغازه ها به لطف همراهی اصناف به ویژه در پیک سوم کرونا تعطیل شدند، باز نبودن مغازه ها، شهر را خلوت تر کرد، اما معیشت بازاریان که تحت الشعاع قرار گرفت و جای چک ها شان که خالی ماند، برای جبران این استیصال، فعالیت هاشان از سر گرفته شد. گروهی از آنها که طی این مدت خیلی سخت هم ضربه خورده بودند، ضوابط بهداشتی را به طور کامل رعایت کردند تا مبادا سرخی کرونا، روزهای تلخ خانه نشینی شان را تکرار کند، عده ای اما با تصور این که کرونا و مرگ و میرهایش فقط برای همسایه است، نه خود را مکلف به رعایت کردن ضوابط دانستند، نه مشتری هایشان را، و نتیجه این که در این شیوع دوباره، تر و خشک باید به پای هم بسوزند. اگر چه ستاد کرونا به این نتیجه رسیده که باید در محدود کردن واحدهای صنفی و گروه بندی هایی که اتفاق افتاد، بازنگری شود، اما باز هم کرونا، کسب و کار عده ای را به خاطر ندانم کاری های برخی ها، تعطیل می کند. و نمونه های بیشمار دیگر که در دل همین بحرانِ با انتهای نامعلوم نهفته است… و به قول حضرت فردوسی؛
چه سازیم و تدبیر این کار چیست؟ / در اندیشه با ما در این، یار کیست ؟
واقعیت این است که حفره های قانونی، فرصت های مناسبی برای خطا هستند و تا این حفره ها پر نشوند، فرصت طلبان راه برای دور زدن و نادیده گرفتنش، فراوان دارند.
(لطفاً نظرات و پیشنهادات خود درباره این سرمقاله را از طریق ۰۹۹۲۲۱۳۴۲۸۷  اعلام یا ارسال بفرمایید)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


لطفا به گوش مسئولین استان برسد متولیان حوزه عمرانی استان ؛ از دیارِ مظلومِ قاینات

بیشتر

صباغی – خراسان جنوبی از جمله استان‌های مستعد در توسعه ورزش اسب سواری بوده و

بیشتر

بهروزی فر- “خوزستان خاکستان شد . از روز جمعه استان خوزستان بار دیگر مهمان ناخوانده

بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


فرم

فرم گزارش اشکال در سایت