مهدی آبادی – بازار جهیزیه این روزها به یکی از پیچیدهترین و نگرانکنندهترین عرصههای اقتصادی برای خانوادهها در استان تبدیل شده است؛ عرصهای که هر قدم در آن، نه نشانی از آرامش شروع یک زندگی مشترک، بلکه یادآور فشارهای سنگین مالی و نابسامانی قیمتهاست. افزایش افسارگسیخته هزینهها، چنان فضای سنگینی ایجاد کرده که بسیاری از خانوادهها حتی جرئت نزدیکشدن به بازار را از دست دادهاند؛ چه رسد به آنکه بهدنبال تهیه جهیزیهای آبرومند برای دختران خود باشند. در یکی از گزارشهای غیررسمی که این روزها میان مردم دستبهدست میشود، خانوادهای برای ارزیابی وضعیت جهیزیه به بازار مراجعه کرده و مشاهدات آنها بهخوبی تصویری واقعی و ملموس از وضعیت کنونی ارائه میدهد. بر اساس این روایت، نخستین ایستگاه لوازم خانگی بوده؛ جایی که قیمتها چنان بالا رفته که بیشتر به نمایشگاه خودرو یا معاملات بازار سرمایه شباهت داشته است. فروشندگان خود نیز از اعدادی که اعلام میکنند حیرتزدهاند، و خریداران با هر فروشندگان خود نیز از اعدادی که اعلام میکنند حیرتزدهاند، و خریداران با هر قیمت جدید، گویی یکبار دیگر شوک میشوند. مقایسه قیمت یک ابزار ساده آشپزخانه با ماهها صرفهجویی در هزینههای ضروری زندگی، تلخ اما واقعی است. وضعیت در بخش ظروف چینی نیز بهتر نیست. قیمتها بهحدی بالاست که برخی خریداران احساس میکنند بهجای خرید یک سرویس چینی، بلیت یک موزه را پرداخت میکنند. توجیه فروشندگان نیز عمدتاً حول محور «مدل جدید» یا «وارداتی بودن» میچرخد؛ عباراتی که در عمل هیچ نسبتی با توان اقتصادی خانوادههای طبقه متوسط ندارد. اگر قرار باشد چنین روندی ادامه پیدا کند، شاید تهیه سادهترین لوازم آشپزخانه نیز به سند و ضامن و وام نیاز داشته باشد. بازار فرش نیز حکایتی مشابه دارد. قیمتها چنان جهش یافته که گویی فرش بهجای آنکه زیر پای یک زوج جوان پهن شود، با سکه و ارز رقابت میکند. برای بسیاری از خانوادهها، تنها نگاهکردن به قیمت فرش کافی است تا از ادامه خرید منصرف شوند؛ چه رسد به انتخاب و پرداخت بهای آن. آنچه از مجموع این مشاهدات برمیآید، تصویری است از بازاری که از زندگی مردم فاصله گرفته است. خانوادهها برای تهیه جهیزیه باید نهتنها پسانداز سالها کار و تلاش خود را صرف کنند، بلکه در بسیاری موارد به وامهای متعدد و فشار مالی سنگین نیز متوسل شوند. روند فعلی، نه با سیاستهای تشویق به ازدواج همخوانی دارد و نه با توان واقعی اقتصادی خانوادهها. مشکل تنها گرانی نیست؛ بیثباتی، نبود نظارت مؤثر، تفاوت عجیب میان اجناس مشابه و نبود سقف منطقی برای قیمتگذاری، همه دستبهدست هم دادهاند تا جهیزیه از یک سنت ساده و زیبا، به یک مسیر دشوار و پرهزینه تبدیل شود. این شرایط، علاوه بر فشار مالی، فشار روحی گستردهای نیز بر خانوادهها وارد میکند. جوانانی که میخواهند زندگی را آغاز کنند، ناچارند شاهد نگرانی و درماندگی والدین خود باشند؛ و این آغاز یک مسیر زندگی را تلختر از آنچه باید میکند. اکنون بیش از هر زمان دیگری، لزوم ورود جدی نهادهای نظارتی و سیاستگذاران اقتصادی احساس میشود. کنترل قیمتها، حمایت از تولید داخلی، جلوگیری از سفتهبازی در بازار لوازم خانگی و ایجاد سازوکارهای واقعی برای تسهیل تهیه جهیزیه، ضروری است. خانوادهها حق دارند نگران نباشند؛ حق دارند برای آینده دختران و پسرانشان آرزویی فراتر از بدهکاری و فشار مالی داشته باشند. سؤال اصلی این است: اگر قرار باشد این مسیر ادامه یابد، آینده تشکیل خانواده در جامعه ما چه خواهد شد؟ آیا باید شاهد دورشدن روزافزون جوانان از ازدواج باشیم یا میخواهیم به واقعیتی برسیم که زندگی را برای آنان آسانتر از امروز کند؟ پاسخ این سؤالها، به سیاستگذاری امروز ما بستگی دارد؛ سیاستهایی که میتواند یا چراغ خانهها را یکییکی روشن کند، یا خاموشی آرام و تدریجی رؤیاهای جوانان را رقم بزند.
(لطفاً نظرات و پیشنهادات خود درباره این سرمقاله را از طریق 09155665782 ارسال بفرمایید)

رمضانی – رئیس قرارگاه مرکزی بهداشت و درمان کاظمین، از ارائه ۵۴ هزار خدمت پزشکی

