دادرس مقدم – بیرجند، مرکز استانی پهناور با هزاران ظرفیت مغفولمانده، این روزها بیش از آنکه صدای کلنگ پروژههای بزرگ و نقشههای راهبردی را بشنود، به تماشای شورای شهری نشسته است که ظاهراً خود را درگیر مسائلی کرده است که نه تنها در شأن یک مرکز استان نیست، که گاه تا مرز روزمرگیهای پیشپاافتاده و خندهدار پیش میرود.آخرین جلسه شورای شهر، آینه تمامنمای این عقبماندگی تفکرات توسعه ای بود. جایی که اعضای محترم شورا، به جای بحث درباره طرح جامع حملونقل، برنامه اشتغالزایی پایدار، یا نقشه راه جذب سرمایهگذار برای رونق اقتصادی، مجبورند وقت خود را صرف اظهارنظر درباره «تخفیف یک قبر برای یک معلول» یا «چگونگی پرداخت دو میلیون تومان کارانه به یک کارمند» کنند. مگر شورای شهر، نهادی برای تصمیمگیریهای کلان نیست؟ مگر قرار نیست این شورا، افق شهر را ترسیم کند، نه اینکه تبدیل به یک «کمیته امداد» یا «دفتر محاسبات کارمندی» شود؟در همین جلسه، به جای آنکه شورا به عنوان نهاد ناظر، شهردار را پای میز پاسخگویی بنشاند و دلایل سطحی نگری فاجعهبار را جویا شود، میبینیم که بیشتر وقت جلسه صرف بحث بر سر «خرید سرسره برای یک پارک» یا «تأیید یا رد تخفیف هزینه کفن و دفن» میشود. گویی بیرجند، دیگر شهری نیست که نیازمند طرحهای زیرساختی در حوزه آب، فاضلاب، حملونقل ریلی، اشتغال جوانان تحصیلکرده و رونق گردشگری باشد؛ بیرجند امروز در نگاه برخی اعضا، به یک «پارک بازی» یا «تعاونی مصرف کارکنان» تبدیل شده است.جالبتر آنکه شهردار در این جلسه صراحتاً اعلام میکند که این نوع تصمیمگیریها و ارجاعات بینتیجه به کمیسیونها، مانع تحقق پنج میلیارد تومان از بودجه شده است. یعنی شورایی که باید تسهیلگر باشد، با روزمرگی و درگیرشدن در جزئیات کم ارزش، خود به یکی از موانع پیشرفت تبدیل شده است. کجاست آن شورای آرمانی که باید برای «بیرجند ۱۴۲۰» برنامه داشته باشد؟ کجاست آن نگاه راهبردی که باید جای خود را به بحث درباره « توسعه شهری» یا « طرح های آینده نگر» بدهد؟ البته این روزها که کمکم بحث انتخابات شورای شهر مجددا به گوش میرسد، باید از همین حالا به خود بیاییم. نباید فراموش کنیم که رای مردم، تنها سرمایهای است که یک عضو شورا را بر کرسی تصمیمگیری مینشاند. تجربه شورای فعلی به ما میگوید که اگر صرفاً به واسطه نام خانوادگی، شهرت یا روابط محلی سراغ تجربه شورای فعلی به ما میگوید که اگر صرفاً به واسطه نام خانوادگی، شهرت یا روابط محلی سراغ افراد برویم، باز هم نتیجهای جز این نخواهیم گرفت: شورایی که در «قبور» و «کارتهای دو میلیون تومانی» گم میشود و از ترسیم آیندهای روشن برای مرکز استان عاجز میماند.شاید بهترین کمکی که اعضای فعلی شورا میتوانند در ماههای باقیمانده به مردم بکنند، «شفافسازی کامل عملکرد» و «تنویر افکار عمومی» است. اگر هر عضو شورا بپذیرد که عملکردش را بدون سانسور در معرض قضاوت مردم بگذارد و بگوید که چه تعداد جلسه، چه مقدار بودجه و چه اندازه انرژی را صرف کدام پروژههای کلان کرده و دیدگاهش در خصوص موضوعات مختلف اعم از عملکرد شهردار و یا مسیر مدیریت شهری چه بوده است، آنگاه مردم میتوانند در انتخابات آینده، با چشمی بازتر و بر اساس «عملکرد»، نه «شهرت»، اصلح را انتخاب کنند.بیرجند دارد فرصتها را یکی پس از دیگری از دست میدهد. این شهر به شورایی نیاز دارد که درباره «خیابانهای فرسوده» فکر کند، نه «تخفیف قبور»؛ به شورایی نیاز دارد که دغدغهاش «بیکاری جوانان» باشد، نه «خرید سرسره». وقت آن رسیده که از خواب روزمرگی بیدار شویم و بدانیم که فردای بیرجند، با این نگاههای خرد و بیافق ساخته نخواهد شد. رأی ما در انتخابات آینده، باید پاسخی قاطع به این روزمرگی باشد.
ارمغان پیگیریهای استاندار برای گرهگشایی از صفهای طولانی جایگاهها، با اجرای بسته جدید بنزینی استان

