شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۴

ایران جان و آزمون احترام به فرهنگ‌ بومی

مهدی آبادی – رویداد ملی «ایران جان» از جمله ابتکارات تحسین‌برانگیز رسانه ملی است که به شکل گسترده ظرفیت‌ها، چهره‌ها و فرهنگ بومی استان‌ها را در سطح کشور معرفی می‌کند. این طرح، فرصتی تازه برای دیده شدن مناطق کمترشناخته‌شده فراهم کرده و با برگزاری میزهای گفت‌وگو، پخش گزارش‌های میدانی و برنامه‌های مستند، تلاش کرده تصویری واقعی از ایران متنوع و پرظرفیت بسازد. خراسان جنوبی نیز در این هفته، میزبان توجه ملی است؛ فرصتی که شاید در سال‌های گذشته کمتر نصیب این خطه شده بود. اما در میان برنامه‌های این هفته، دو رخداد کوچک ولی پرحرف به حاشیه رفتند و سبب ناراحتی بسیاری از مردم استان شدند؛ یکی آنجا که مجری یکی از برنامه‌ها در برخوردی نابجا، محصول استراتژیک استان یعنی عناب را به شوخی گرفت و با رفتار غیرقابل‌قبول، شأن این محصول و زحمت کشاورزان خراسان جنوبی را نادیده گرفت. دیگری هم اشتباهی بود در یکی از برنامه‌های تحلیل زعفران، که به جای اشاره به شهرستان‌های زیرکوه و قائن ـ مراکز اصلی کشت زعفران در استان ـ نام تربت حیدریه و گناباد آورده شد. دو لغزش کوچک، ولی پرمعنا؛ چرا که رسانه ملی، ویترین سراسری تصویر هر استان است. با این حال، باید نخست انصاف را نگه داشت. اصل رویداد «ایران جان» اقدامی سازنده و امید‌بخش است و نمی‌توان به دلیل چند خطای محدود، زحمات ده‌ها نفر از برنامه‌سازان، تصویربرداران، پژوهشگران و کارکنان پرتلاش صدا و سیمای خراسان جنوبی را نادیده گرفت. بسیاری از آنان هفته‌ها برای آماده‌سازی مستندها و نشست‌ها تلاش کردند تا ظرفیت‌های مغفول مانده‌ی استان، از معادن تا کشاورزی، از فرهنگ تا گردشگری، به نمایش عمومی درآید. اگر از همین زاویه نگاه کنیم، نقد باید دلسوزانه باشد، نه تخریب‌گر. حرکت نابجای مجری در برخورد با عناب را نمی‌توان فقط «خطای زبانی» دانست. آن اتفاق در واقع حاصلِ بی‌دقتی در انتقال صحیح اطلاعات از سوی عوامل منطقه‌ای و مسئولان معرفی استان است. وقتی اطلاعات دقیق از ویژگی‌های محصولات استراتژیک خراسان جنوبی به گروه تولید در تهران نرسد، مجری یا تهیه‌کننده ناخواسته تصور نادرستی پیدا می‌کند و در نهایت، نتیجه، تمسخر زحمات مردم می‌شود. این بی‌مسئولیتی در انتقال داده‌های بومی، به اندازه رفتار مجری قابل نقد است. معرفی یک استان بدون تحقیق، مساوی است با تخریب تصویر همان استان به اسم «معرفی». عناب این میوه‌ی سرخ و مقاوم کویری فقط یک محصول نیست؛ بخشی از هویت فرهنگی و اقتصادی خراسان جنوبی است. هر دانه‌اش با رنج و صبر کشاورزان شکل می‌گیرد؛ نماد سازگاری انسان و خاک خشک. شوخی با آن، شوخی با تلاش مردمی است که سال‌ها برای حفظ این گنج طبیعی جنگیده‌اند. رسانه ملی، به عنوان نهاد اثرگذار در شکل‌دهی نگاه عمومی، باید روایت احترام را در چنین برنامه‌هایی حفظ کند. این نکته‌ای‌ست که مدیران شبکه و مجریان مرکزی باید به آن حساس باشند؛ طنز در معرفی فرهنگ‌ها، وقتی به بی‌احترامی برسد، دیگر طنز نیست، بلکه بی‌دقتی رسانه‌ای است. از سوی دیگر، اشتباه در بیان جایگاه زعفران نیز نشانه‌ای از همان بی‌توجهی به جزئیات است. شهرستان‌های زیرکوه و قائن، سال‌هاست مرکز تولید زعفران با کیفیت در شرق کشورند؛ محصولی که بخش مهمی از صادرات استان را تشکیل می‌دهد. وقتی در برنامه‌ای ملی نام این مناطق حذف و جایگزین شهرهای دیگر شود، این پیام به مخاطب منتقل می‌شود که هنوز اطلاعات پایه‌ای درباره‌ی خراسان جنوبی در سطح ملی ناشناخته است همین بی‌دقتی‌هاست که گاهی احساس محرومیت رسانه‌ای را میان مردم این استان تقویت می‌کند. با وجود انتقادهای بحق، باید یادآوری کرد که هنوز هفته‌ی ویژه‌ی خراسان جنوبی در جریان است. بنابراین شاید زمان مناسبی برای قضاوت نهایی نباشد. طبیعی است در پروژه‌ای به وسعت «ایران جان» ـ با ده‌ها ساعت برنامه و صدها ارتباط میدانی ـ لغزش‌هایی رخ دهد. آنچه مهم است، اصلاح رفتار و جبران خطاهاست، نه توقف برنامه. همین انتظار را مردم استان از مدیران محترم صدا و سیما دارند؛ که با انتشار توضیح یا بخش ویژه‌ای، ارزش واقعی عناب و جایگاه زعفران خراسان جنوبی را نشان دهند. این جبران، نه به معنای عقب‌نشینی که به معنای احترام دوباره به حقیقت است. در ادامه‌ی واکنش‌های گسترده نسبت به تمسخر عناب در برنامه «ایران‌جان»، مجری برنامه در همان پخش زنده، از مردم خراسان جنوبی و به‌ویژه تولیدکنندگان و کشاورزان این محصول استراتژیک عذرخواهی کرد. این اتفاق، نمونه‌ای روشن از قدرت مطالبه‌گری و هم‌صدایی مردم استان بود که با حفظ متانت و منطق رسانه‌ای، توانست پاسخ مؤثر از رسانه ملی را رقم بزند. بازتاب گسترده اعتراضات در فضای مجازی و رسانه‌های محلی نشان داد که هنگامی که جامعه منسجم و هدفمند مطالبه کند، صدای استان به‌طور مستقیم شنیده می‌شود. همچنین از مدیران و مسئولان صداوسیما که پیگیر این موضوع بوده و زمینه اصلاح رفتار و عذرخواهی مجری را فراهم کردند باید قدردانی کرد؛ زیرا چنین رویکردی نشانه بلوغ نهادی و احترام متقابل میان رسانه و مخاطبان بومی است. نقد امروز باید از جنس همدلی باشد. نه در جهت زیر سؤال بردن کل طرح «ایران جان»، بلکه برای حفظ شأن آن. این رویداد فرصتی است برای رساندن صدای استان‌ها به پایتخت؛ فرصتی برای گفتن آنچه سال‌ها در سکوت مانده است: ظرفیت‌های کشاورزی، گردشگری، فرهنگی و انسانی خراسان جنوبی. بنابراین نباید اجازه داد چند لحظه‌ی نابجا، کل تصویر این تلاش ملی را مخدوش کند. از سوی دیگر، وظیفه ما در استان، نظارت بر کیفیت برگزاری و صحت محتواست. اگرچه مسئولیت اخلاقی رفتار مجری مستقیماً بر عهده‌ی تهران است، اما مسئولیت محتوایی معرفی استان، بر دوش مدیران و کارشناسان محلی رسانه است. هرقدر داده‌های ما دقیق‌تر و کارشناسی‌تر باشد، بازنمایی استان در سطح ملی نیز درست‌تر خواهد بود. پس نقد، باید همراه با پیشنهاد باشد: بازنگری جدی در شیوه‌ی جمع‌آوری اطلاعات، ایجاد هماهنگی میان تهیه‌کنندگان کشوری و کارشناسان استانی، و تشکیل تیم مشاوره محلی برای ارائه داده‌های معتبر به گروه‌های تولید. در پایان باید تأکید کرد که خراسان جنوبی سال‌هاست با وجود ظرفیت‌های فراوان، در تخصیص بودجه‌ها و توجه ملی مظلوم مانده است. رویدادهایی چون «ایران جان» می‌توانند این محرومیت اطلاعاتی را جبران کنند و تصویر واقعیت این سرزمین را به رسانه ملی بیاورند. اشتباه‌ها هرچند تلخ‌اند، اما قابل اصلاح‌اند. آنچه نباید فراموش شود، اصل هدف این طرح است: گفتنِ زیبایی‌های ایران از زبان مردمش. این یادداشت نه برای گلایه که برای یادآوری است؛ یادآوری احترام به ریشه‌ها، دقت در روایت‌ها و ضرورت جبران خطاها. بگذاریم هفته‌ی ایران جان در خراسان جنوبی با شور و تعامل ادامه یابد؛ نقدها را برای هفته‌ی بعد بگذاریم تا بتوان با آرامش، نقاط قوت و ضعف را سنجید. و تا آن زمان، اعتماد کنیم به زحمات بچه‌های پرتلاش صدا و سیمای استان، که بی‌وقفه کوشیده‌اند تصویر درستی از خاک و مردم عزیزمان بسازند. (لطفاً نظرات و پیشنهادات خود درباره این سرمقاله را از طریق 09155665782 ارسال بفرمایید)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جم – مدیرکل آموزش و پرورش خراسان جنوبی با اشاره به چالش‌های تأمین شیر استریلیزه

بیشتر

رمضانی – سال‌هاست نام «ایدز» سایه‌ای از ترس و انگ اجتماعی بر ذهن مردم انداخته،

بیشتر

کاری- در گوشه‌ای از بیرجند، جایی که بیماران هر روز روی تخت‌های دیالیز می‌نشینندو ساعت‌ها

بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فرم

فرم گزارش اشکال در سایت