اهمیت مدیریت زمان برای موفقیت در چالش مطالبات استانی

هرم پور – چالش مطالبات استانی برای مطالبه گران دلسوز و دغدغه مند استان، همواره چالشی جدی، نفس گیر و در عین حال پر دستاورد بوده است. در چالش های مطالبه گری استان ما، همیشه چند نکته ی مهم، اثرگذار بوده اند: «نگاه مطالبه گران به مطالبه، فرد یا جایگاهی که از او مطالبه می شود و نسبت تعامل او با مطالبه گران، اقتضای شرایط مطالبه گری، عزم و همراهی یا عدم همراهی جوّ عمومی استان برای به نتیجه رسیدن مطالبه گری، نوع نگاه دستگاههای نظارتی و امنیتی به مطالبه و صلاحدید آنان به ادامه ی چنین چالش هایی یا پایان آنها، و نیز نقشه ی راه و همچنین هدف و مقصد واقعی که مطالبه گران از طرح مطالبه داشته اند(نه آنچه به ظاهر و در انظار بیان شده است).» دلایل نتیجه بخش بودن یا نتیجه بخش نبودن مطالبات مهم استان در سالهای اخیر، خارج از این مقوله نیست. اما یک نکته مهم که من همواره در نوشته ها وصحبت هایم در محضر مطالبه گران عزیز هم استانی به آن تأکید داشته ام، توجه به عنصر مهم «زمان» در مطالبه گری است. ما رسانه ها و عزیزان مطالبه گر ما در فضای واقعی یا مجازی، عمدتاً از این مقوله ی مهم غفلت می کنیم و لذا، مطالبه شونده یا مخاطب مطالبات ما، با پوشیدن لباس تغافل، از تونل زمان، روئین تن می گذرد و همواره بدون پاسخ به نوع عملکردها و عواقب کار و در برخی موارد حتی با «ادعا»، استان را ترک می کند و می رود! آنوقت ما می مانیم و دنیایی از نابسامانی ها، پروژه ها و کارهای روی زمین مانده، و فرصت های طلایی از دست رفته که به هیچ عنوان قابل جبران نیستند. لذا به صورت جدی و مکرر، باز هم پیشنهاد می کنم مطالبه گری را در ظرف زمان تعریف کنیم و از مطالبه شونده، نقشه ی راهی متناسب با شعارها، ظرفیت ها، توانمندی ها و ادعاهای مطرح شده از سوی او، در یک یا چند بازه زمانی بخواهیم. شاید یکی از مهم ترین مصداق هایش، حضور استاندار محترم و تیم مدیریتی ایشان در استان باشد که لازم باشد عزیزان مطالبه گر ما، از ایشان چند مطلب مهم را با قراردادن فرصت زمانی، مطالبه کنند و به صورت جدی بخواهند؛ «اینکه فرصت لازم برای شناخت اولیه این تیم از استان چقدر خواهد بود تا در فرصت مقتضی، مطالبات از سوی مطالبه گران مطرح شود؟ اینکه سقف و کف نهایی بازه زمانی عزل و نصب ها در استان چقدر خواهد بود؟ اینکه زمان مورد نیازی که برای به تعادل رساندن سیاسی و اجتماعی استان پس از این تغییرات مدیریتی به مردم استان قول می دهند، چقدر است؟ اینکه افقی که برای آینده ی توسعه ای استان ترسیم شده، چیست؟ اینکه مخاطب مطالبات، خود استاندار است یا تیم محترم مدیریتی همراه ایشان یا قرار است این مطالبات به صورت بخشی مطرح شده و هر حوزه متولی پاسخگویی به مطالباتش باشد؟ کف و سقف زمان لازم برای پاسخگویی به مطالبات چقدر است؟ وزن پاسخگویی به مطالبات در استان از سوی استاندار محترم و تیم مدیریتی ایشان چقدر تعیین شده تا مطالبه گران را راضی و قانع کند؟ برای رها کردن استان از بند برخی مشکلات اولویت دار، رویکردها چه خواهد بود؟ در فصل اول، شش ماهه اول و یکساله اول مدیریت در استان، چه اقداماتی انجام و چه رویکردهایی قابل احصاء و دنبال کردن خواهند بود؟ اینکه اگر مطالبه گران، مطالبه ای را از استاندار محترم و تیم مدیریتی ایشان داشتند، و در فرصت مقتضی و تعیین شده به نتیجه نرسیدند، گام های بعدی را چطور و با چه زاویه ای برخواهند داشت؟ تیم های تخصصی و فنی استان، نهادها، سمن ها، عناصر و چهره های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و مذهبی، نخبگان، دلسوزان، جایگاههای بسیار مهمی مثل حوزه های محترم و معزز علمیه استان، در چه بازه زمانی باید به اصل و عمق مطالباتشان از استاندار محترم و تیم مدیریتی ایشان در استان برسند؟ زمان رسیدن به درصدهای مختلف از ارتقای شاخص های توسعه ی استان در حوزه های مختلف بر اساس پیش بینی ها و در نظر گرفتن شرایط آینده چقدر است؟ و چنانچه در این بازه زمانی، موفقیت مورد نظر به دست نیامد، راهکار چیست و رویکرد چه باید باشد و استاندار محترم، شخصاً پاسخگو خواهند بود یا افرادی را معرفی خواهند کرد؟» به توان، پاک دستی، انگیزه و تلاش استاندار محترم و تیم همراهشان برای حرکت در مسیر توسعه خراسان جنوبی آگاهیم و ایمان داریم. اما متأسفانه در این هفده ساله پس از تشکیل استان، کلاههای گشادی در حوزه توسعه بر سر مردم نجیب و مظلوم این استان رفته که گشادی بخش مهمی از این کلاه، پس از پرواز مدیران از استان معلوم شده و آن هم، چنان تا روی چشم و گوش های مردم عزیز ما آمده که توان دیدن بخش مهمی از تخلفات، زاویه گرفتن از مسیر توسعه و منفعت طلبی های شخصی و سیاسی را از آنان گرفته است. هم مردم، هم نخبگان و هم رسانه ها، دیگر به مصداق « درین امید که از تاج زر کلاه کنم»، به امید قول ها و عده ها نخواهند نشست. ما باید با واقعیت ها پیش برویم، نه با قول ها و شعارها و «باید باید» کردن ها. لذا به صورت جدی لازم است همگی از این پس، هوشیارانه تر، مطالبه گرانه تر، دقیق تر، عمیق تر، دلسوزانه تر ، هماهنگ تر و با رویکردی جدید و «زمان محور» در فضای مطالبه گری استان، حضور داشته باشیم. این بار همگی مراقب کلاهمان هستیم که نه کسی جرأت کند آن را بردارد و نه کلاهی به سرمان بگذارد.
(لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را درباره این سرمقاله به شماره ۰۹۳۰۴۹۴۳۸۳۱ ارسال بفرمایید)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


علت پدیده اشیاء پرنده ناشناس کشف نشد مشاهدات یوفو‌ها چندین سال اخیر رایج بوده است

بیشتر

عادت‌های بد غذایی ممکن است برخی افراد بدون آنکه متوجه شوند، به یک عادت غذایی

بیشتر

فوائد اجتماعی بودن برای سلامتی انسان‌ها در گروه‌های اجتماعی به دنیا می‌آیند و تمام زندگی‌شان

بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


فرم

فرم گزارش اشکال در سایت