جم – افتتاح خط آهن راهبردی «هرات-مزار شریف-واخان» با هدف اتصال مستقیم
چین به اروپا از مسیر ایران، یک پیروزی دیپلماتیک و اقتصادی بزرگ برای کشور محسوب میشود. کارشناسان و مقامات راهآهن جمهوری اسلامی، از جمله
نقیزاده، مدیرکل بازرگانی خارجی، این طرح
را انقلابی در ترانزیت منطقه میدانند؛ طرحی که با استفاده از ریل نرمال (۱۴۳۵ میلیمتری)، گلوگاههای ترانشیپ در مرزهای قزاقستان و ترکمنستان را حذف کرده و مسیر حملونقل کالا از چین تا اروپا
را تا ۵۰ درصد کوتاهتر و ارزانتر میکند. این
دستاورد، بدون شک جایگاه ایران را در کریدور شرق به غرب تثبیت مینماید و وابستگی سیاسی افغانستان به شبکه ریلی ما را تقویت خواهد کرد. اما در میان این همه نوید، یک سؤال کلیدی برای ساکنان شرقی کشور، بهویژه مردم خراسان جنوبی،
باقی میماند: این شاهراه حیاتی که قرار است صدها قطار را جابهجا کند، آیا به استان ما نیز سهمی از این منفعت عظیم خواهد داد؟
چگونه منافع را در استان تثبیت کنیم؟
خراسان جنوبی، با داشتن مرزهای مشترک با افغانستان و برخورداری از زیرساختهای
موجود، موقعیت استراتژیکی دارد که نمیتوان آن را نادیده گرفت. با این حال، نکتهای که نیاز به تأمل دارد، ماهیت مسیر
جدید است. این مسیر بر اساس ریل نرمال طراحی شده و با هدف عبور مستقیم از هرات تا واخان چین شکل میگیرد. این طراحی، این نگرانی را ایجاد میکند که محورهای ریلی سنتی استانهای شرقی، بهویژه مسیرهای منتهی به زابل یا حتی ایستگاههای فعال فعلی، در سایه این مسیر
جدید، به حاشیه بروند. اگر قرار باشد قطارها بدون توقف و تعویض بوژی، مسیر را تا اروپا
طی کنند، زیرساختهای خراسان جنوبی باید بهگونهای تقویت شوند که نه تنها مسیر
ترانزیت به افغانستان را پشتیبانی کنند، بلکه نقطه اتصال و توزیع منطقهای در مسیر چین-اروپا باشند.
برای اینکه خراسان جنوبی از این کریدور، صرفاً «مسیر عبور» نباشد و به «قطب خدماتی و ترانزیتی» تبدیل شود، اقداماتی فراتر از اعلام خبرهای خوب لازم است. اگرچه سخنان مقامات حاکی از استقبال طرفین و شروع کارهای کارشناسی است،
اما کلید انتفاع منطقهای در گرو دو اقدام
اساسی است که باید به صورت همزمان
پیگیری شوند. اول، تسریع در توسعه زیرساختهای موجود و دوم، تعریف بسته
تشویقی برای جذب فعالیتهای مرتبط با ترانزیت.
تاکنون تمرکز بر ساخت ۶۴ کیلومتر خط ریلی تا هرات و اتصال به مزارشریف بوده است، اما توسعه واقعی در گرو تعریف کاربری این ریل در داخل کشور است. آیا منطق اقتصادی این کریدور اجازه میدهد که خطوط ریلی عریض (یا نرمال
در صورت نیاز) به سمت بیرجند منشعب شوند تا کالاها در این استان تخلیه، پردازش
، بستهبندی و مجدداً بارگیری شوند؟ اگر قرار باشد تنها ترانزیت مستقیم انجام شود،
خراسان جنوبی تنها بار ترافیک احتمالی در نزدیکی مرز را متحمل خواهد شد، بدون
اینکه از مزایای اقتصادی جانبی آن بهرهمند گردد.آمار رشد صادرات ریلی به افغانستان
چشمگیر است، اما بخش اعظم این رشد در حوزه صادرات است. کریدور جدید، تمرکز را بر «ترانزیت کالا» (عبور کالا)
میگذارد. برای انتفاع استان، باید تسهیلات و تعرفههای ویژهای برای شرکتهایی تعریف شود که مرکز لجستیک و نگهداری
(انبارداری، تعمیرات جزئی واگن و بوژی، و ارائه خدمات سوخترسانی) خود را در نزدیکی این نقطه اتصال مستقر میکنند. این امر نیازمند هماهنگی بین وزارت راه،
گمرک و سرمایهگذاران است تا «خدمات جانبی» ترانزیت به جای آنکه در مناطق دورتر متمرکز شود، در استانهای مرزی شکل بگیرد. اشاره به صعبالعبور بودن مسیر ساخت در
کشور افغانستان، نشاندهنده اهمیت سرمایهگذاری کلان و فنی در این پروژه است. موفقیت این طرح نه تنها به اراده سیاسی، بلکه به توان مهندسی در غلبه بر موانع جغرافیایی بستگی دارد. دولت باید
تضمین کند که در چارچوب تعاملات ششجانبه، سهم مشخصی از تأمین مالی
و فنی این بخشهای دشوار به شرکتهای
توانمند ایرانی واگذار شود تا ضمن حمایت از ساخت، فرصتهای شغلی و انتقال تکنولوژی به داخل کشور نیز فراهم گردد.مذاکرات برای تعریف تعرفه مشترک در کشورهای مسیر بسیار مهم
است، اما باید دید آیا این تعرفهها مشوقهایی
برای توقف و خدماتدهی در خاک ایران (بهویژه در خراسان جنوبی) دارند یا خیر. صرفاً کاهش هزینه کلی حملونقل تا اروپا کفایت نمیکند؛ باید هزینههای توقف و خدماتدهی در ایران به قدری رقابتی باشد که شرکتها ترجیح دهند به جای عبور مستقیم، از خدمات زیرساختی در استانهای شرقی ما استفاده کنند.
اتصال ریلی ایران به چین یک برگ برنده
است؛ این یک واقعیت اثبات شده است.
اما برای تبدیل این دستاورد ملی به توسعه
منطقهای در خراسان جنوبی، لازم است مقامات استان با تمرکز بر قابلیتلجستیکی
و مرزی، مطالبات خود را در کارگروههای ملی مطرح کنند. تحقق وعدههایی مانند افزایش حجم ترانزیت تا ۳ میلیون تن در
سال آینده، تنها در صورتی میتواند خراسان
جنوبی را منتفع سازد که زیرساختهای استان در اولویتهای اجرایی پروژه ریل نرمال قرار گیرد. در غیر این صورت، این کریدور تنها یک شاهراه سریع برای عبور کالا خواهد بود، نه موتور محرک توسعه در قلب کویر ایران.


