کاری – ساعت از هفت صبح گذشته است. خیابانهای بیرجند هنوز آن شلوغی همیشگی را دارند. نانواییها مملو از مشتری است، مغازهداران یکی پس از دیگری کرکرهها را بالا میکشند و کارمندان و کارگران، پیش از آنکه آفتاب قدرت واقعی خود را نشان دهد، راهی محل کار میشوند.اما مردم این شهر خوب میدانند که این فرصت کوتاه است.چند ساعت بعد، خورشید چنان بر بام خانهها و آسفالت خیابانها میتابد که بیرون ماندن، دیگر انتخاب آسانی نیست. دمای هوا بالا میرود، بادهای گرم گاهی گردوغبار را تا دل شهر میآورند و خیابانهایی که صبح پرجنبوجوش بودند، آرامآرام خلوت میشوند.این تصویر، سالهاست بخشی از زندگی مردم بیرجند است؛ شهری که با اقلیم خشک، کمبود منابع آب و تابستانهای داغ خو گرفته، اما هنوز زندگی در آن متوقف نشده است. زندگی در بیرجند، ساعت مخصوص خودش را دارد.بسیاری از مشاغل از نخستین ساعات روز آغاز میشوند. کارگران ساختمانی تلاش میکنند پیش از ظهر، بخش مهمی از کار را انجام دهند. کشاورزان پیش از گرم شدن هوا به باغها و مزارع میروند. پاکبانان، مأموران فضای سبز، رانندگان تاکسی، نیروهای خدمات شهری، پلیس و خبرنگاران نیز از همان ساعات اولیه در سطح شهر حضور دارند.شاید کمتر کسی به این موضوع فکر کند که گرمای ۴۰ درجه، برای بسیاری از این افراد به معنای توقف کار نیست. آنان ناچارند ساعتها زیر آفتاب بمانند؛ آفتابی که حتی سایه درختان نیز توان مقابله با آن را ندارد.در حوالی ظهر، بیرجند چهره دیگری پیدا میکند.تردد خودروها کمتر میشود، پارکها خلوتاند و بازار نیز دیگر رونق صبح را ندارد. بسیاری از مغازهداران میگویند مشتریان ترجیح میدهند خریدهای خود را به عصر موکول کنند.یکی از کسبه قدیمی بازار میگوید: «سالهاست به این گرما عادت کردهایم، اما امسال علاوه بر گرما، وضعیت اقتصادی هم باعث شده مردم با احتیاط بیشتری خرید کنند.»شاید همین جمله، خلاصه حال این روزهای بازار باشد؛ گرمای هوا و گرمای قیمتها، هر دو بر دوش مردم سنگینی میکنند.یکی دیگر از مهمانان همیشگی تابستان بیرجند، گردوغبار است.روزهایی که باد شدت میگیرد، آسمان رنگ دیگری پیدا میکند. ذرات ریز گردوغبار در هوا میچرخند و نفس کشیدن را برای سالمندان، کودکان و بیماران تنفسی دشوار میکنند.پزشکان بارها توصیه کردهاند شهروندان در ساعات اوج گرما و هنگام وقوع پدیده گردوغبار، از حضور غیرضروری در فضای باز خودداری کنند، اما بسیاری از مردم به دلیل شرایط کاری، امکان عمل به این توصیهها را ندارند.در کنار همه این سختیها، بیرجند این روزها حال و هوای دیگری هم دارد.پرچمهای سیاه بر سردر خانهها، حسینیهها و مساجد نصب شدهاند. شبها صدای نوحه از محلههای مختلف شنیده میشود و هیئتهای مذهبی، یکی پس از دیگری میزبان عزاداران هستند.جوانان در برپایی ایستگاههای صلواتی مشارکت میکنند، بانوان در آشپزخانهها غذای نذری آماده میکنند و پیرغلامان حسینی، مثل همیشه بیهیاهو در حال خدمت هستند.محرم در بیرجند فقط یک آیین مذهبی نیست؛ فرصتی است برای زنده شدن همدلی، همسایگی و مهربانی.اگرچه مشکلات اقتصادی، دغدغه بسیاری از خانوادههاست، اما هنوز هم نشانههای مهربانی در گوشهوکنار شهر دیده میشود.کمکهای مؤمنانه، توزیع بستههای معیشتی، نذریهایی که بیسروصدا به خانه نیازمندان میرسد و خیرانی که ترجیح میدهند نامشان جایی ثبت نشود، نشان میدهد سرمایه اجتماعی این شهر همچنان پابرجاست.در روزهایی که هزینههای زندگی افزایش یافته، همین همدلیهاست که بار بسیاری از خانوادهها را سبکتر میکند.غروب که از راه میرسد، انگار شهر دوباره متولد میشود.پارک توحید، پارک کاج، بند دره و دیگر فضاهای عمومی، میزبان خانوادههایی میشوند که برای فرار از گرمای خانه، ساعتی را کنار هم سپری میکنند.کودکان بازی میکنند، فروشندگان بستنی و آبمیوه مشتریان بیشتری دارند و صدای خنده بچهها، جای سکوت ظهر را میگیرد.بیرجند شبها زندهتر است؛ گویی مردم با تاریک شدن آسمان، دوباره فرصت نفس کشیدن پیدا میکنندگرمای هوا، مصرف بالای برق، کمبود منابع آب، گردوغبار، خشکسالی، مهاجرت برخی جوانان، کاهش قدرت خرید خانوادهها و نگرانی نسبت به آینده، واقعیتهایی هستند که نمیتوان از کنار آنها به سادگی گذشت.این مسائل، تنها با همراهی مردم و برنامهریزی مسئولان قابل مدیریت است؛ از توسعه زیرساختهای آبی و فضای سبز گرفته تا حمایت از تولید، اشتغال و خدمات شهری.

رمضانی – نشست بررسی ظرفیتهای سرمایهگذاری استان خراسان جنوبی با میزبانی منطقه ویژه اقتصادی خراسان

