در هر تقاطع و میدانی از شهر که میایستیم، چهرههای آشنایی به سراغمان میآیند؛ افرادی که شاید برخی از آنها به واسطه شرایط اقتصادی به این ورطه افتاده باشند و برخی دیگر، بخشی از یک
شبکه سازمانیافته تکدیگری باشند. گلایه همیشگی مردم از وضعیت متکدیان در شهر بیرجند به گوش میرسد؛ از مسئولان مطالبه میکنند، از شهرداری و فرمانداری میخواهند که شهر را پاکسازی کنند و انگشت اتهام را مستقیماً به سوی دولت میگیرند. اما آیا تا به حال از خود پرسیدهایم که عرضه و تقاضا در این بازار سیاه، چگونه کار میکند؟ حقیقت تلخ این است تا زمانی که تقاضا وجود دارد، عرضه نیز پابرجاست. وقتی من و شما در ترافیک چراغ قرمز، بدون تحقیق و تأمل، اسکناسی را از پنجره ماشین به دست متکدی میسپاریم، در واقع نه تنها به او کمک نمیکنیم، بلکه به بقای این پدیده دامن میزنیم. این یک فرمول اقتصادی ساده است؛ تا وقتی که تکدیگری در خیابانهای بیرجند سودآور باشد، چرا باید فردی به دنبال شغل پایدار یا مراجعه به نهادهای حمایتی برود؟ ترحمِ بیجای ما، در حقیقت سوخت این ماشین تولید آسیب است. ما نباید تصور کنیم که مسئولیت اجتماعی ما با دادن چند هزار تومان به یک رهگذر تمام میشود. اتفاقاً، مسئولیت ما بسیار فراتر است. در شهر، مراکز نیکوکاری، کمیته امداد امام خمینی (ره) و دهها مؤسسه خیریه معتبر فعال است که وظیفهشان شناسایی نیازمندان واقعی و توزیع عادلانه و هدفمند کمکهاست. خیریههایی که با بررسی دقیق، نان را بر سر سفره خانوادههای آبرودار میبرند، نه اینکه پول را به جیب افرادی بریزند که گاه درآمدشان از یک کارمند ساده هم بیشتر است. وقت آن رسیده که نگاهمان را به کمک کردن تغییر دهیم. پاکسازی شهر از متکدیان فقط وظیفه ضابطین قضایی و شهرداری نیست؛ اگرچه دولت وظیفه دارد با پدیدههای سازمانیافته برخورد کند، اما تا زمانی که مردم با دستهای خود به این چرخه اعتبار میدهند، تلاشها برای جمعآوری آنها مانند آب در هاون کوبیدن است. همشهری عزیز، اگر نیت خیرخواهانهای داری، آن را به دست نهادهای تخصصی بسپار. بیایید با کمک نکردن به متکدیان خیابانی، بازار آنها را کساد کنیم و اجازه دهیم منابع مالیمان صرف ریشهکنی فقر شود، نه ترویج تکدیگری. بیرجند، شهر فرهنگ و آگاهی است؛ بیایید با رفتارهای درست، چهره شهرمان را از این آسیب، پیراسته کنیم.
اعمال محدودیتهای عملیاتی برای بخشی از ناوگان هواپیماهای MD که منجر به حذف ۶ پرواز
