صادق یاوری گل – وقتی رئیس پلیس راهور استان میگوید «آینده ترافیک بیرجند مبهم است»، دیگر با یک گلایه معمولی از ترافیک روبهرو نیستیم؛ این باید برای مدیران شهری و استانی یک هشدار جدی باشد. امروز کافی است در ساعات شلوغی سری به ورودی مهرشهر، تقاطع غفاری، خیابانهای مرکزی، طالقانی، منتظری و جمهوری اسلامی، آرامستان بیرجند، دوشنبه و جمعهبازار بیرجند و دیگر گرههای شهری بزنیم تا ببینیم مسئله فقط افزایش تعداد خودروها نیست؛ زیرساخت شهر هم متناسب با رشد آن توسعه پیدا نکرده است. حدود ۲۰ سال از اجرای پروژههای بزرگ ترافیکی مانند بلوارهای شهید صیاد شیرازی، شهید ناصری و پیامبر اعظم(ص) گذشته و خود پلیس نیز بر نبود تحولات متناسب با رشد شهر تأکید کرده است؛ اما سؤال اصلی اینجاست که راهکار چیست؟ اول؛ ورودی دوم مهرشهر باید از «طرح و مطالعه» به «زمانبندی اجرا» برسد. سالهاست درباره این موضوع صحبت میشود و اگر اجرای آن نیازمند همکاری چند دستگاه و حتی اعتبار استانی و ملی است، باید دستگاه متولی، اعتبار موردنیاز و زمان دقیق اجرای هر مرحله مشخص شود؛ واقعاً سوزن که نمیخواهیم نخ کنیم. دوم؛ گرههای اصلی شهر باید اولویتبندی شوند؛ بهجای اینکه هر سال چند پروژه پراکنده تعریف کنیم، باید مشخص شود کدام تقاطع و محور بیشترین مشکل را دارد و منابع ابتدا به همان نقاط اختصاص پیدا کند. سوم؛ مدیریت هوشمند ترافیک باید جدی گرفته شود؛ چراغهای هوشمند، پایش لحظهای حجم تردد، اصلاح زمانبندی چراغها و استفاده بهتر از دوربینها میتواند بخشی از مشکل را بدون اجرای پروژههای سنگین کاهش دهد. چهارم؛ پارکینگ را نباید بعد از ساختوساز به فکرش افتاد؛ پروژههای تجاری، درمانی و خدماتی بزرگ باید همزمان با صدور مجوز، تکلیف پارکینگ و دسترسی ترافیکیشان مشخص باشد. پنجم؛ خیابان فقط آسفالت نیست؛ خطکشی، تابلوهای مناسب، اصلاح هندسی تقاطعها، ساماندهی توقف حاشیهای، مسیر عابر پیاده و کنترل نقاط حادثهخیز هم بخشی از مدیریت ترافیک است.
و ششم؛ یک «برنامه جامع ترافیک بیرجند» با عدد و زمان میخواهیم؛ نه فقط اینکه بگوییم «در دست مطالعه است». مردم باید بدانند کدام پروژه، با چه دستگاهی، چه میزان اعتبار، از چه زمانی و چه زمانی به نتیجه میرسد.اما به نظر یک مسئله ریشهایتر هم وجود دارد که باید درباره آن صریح باشیم؛ یکی از دلایلی که در مدیریت شهری کمتر سراغ پروژههای بزرگ و زیرساختی میرویم، میتواند کوتاه بودن افق مدیریتها باشد. وقتی دوره مدیریت یک مسئول محدود است، طبیعی است که ممکن است پروژهای انتخاب شود که در همان دوره به نتیجه برسد، افتتاح شود و اثر آن در کارنامه همان مدیر دیده شود؛ اما پروژههای اساسی شهر همیشه اینطور نیستند. ممکن است یک پروژه مهم ترافیکی امروز آغاز شود، اما چند سال بعد به بهرهبرداری برسد؛ یعنی شاید حتی مدیری که آن را شروع کرده، روز افتتاح در مسئولیت نباشد. اگر نگاه ما کلان و بلندمدت باشد، نباید دغدغهمان این باشد که چه کسی قرار است روبهروی تابلوی افتتاحیه بایستد؛ باید دغدغه این باشد که چه کسی امروز تصمیم درست را میگیرد تا مردم پنج یا ده سال بعد نتیجه آن را ببینند. اگر چنین نگاهی داشته باشیم، پروژههای اساسی و زیرساختی حتی اگر زمان اجرای آنها از یک دوره مدیریتی بیشتر باشد، باز هم باید در دستور کار قرار بگیرند؛ چون شهر متعلق به یک دوره مدیریت نیست، متعلق به مردم و نسلهای آینده است.ترافیک فقط چند دقیقه دیر رسیدن به مقصد نیست؛ یعنی اتلاف وقت مردم، افزایش مصرف سوخت، آلودگی، استرس، کاهش ایمنی و در نهایت کاهش کیفیت زندگی. بیرجند هنوز فرصت دارد قبل از اینکه ترافیک به یک بحران جدی تبدیل شود، تصمیمهای بزرگ و درست بگیرد؛ هشدار پلیس را نباید با یک خبر دیگر پشت سر گذاشت. این بار باید از مسئولان برنامه، بودجه و زمانبندی مشخص بخواهیم؛ شهر را نباید فقط برای امروز مدیریت کرد، باید برای بیرجندِ ده سال آینده تصمیم گرفت.


