مهدی آبادی – یکی از بزرگترین آفتهایی که میتواند مسیر رشد، آرامش و توسعه هر جامعهای را فرسوده کند، تقلیل دادن گفتوگوها و تفاوت دیدگاهها به میدان جنگ است. جامعه زنده، جامعهای است که در آن صداها، سلایق، مطالبات و زاویهدیدهای گوناگون وجود داشته باشد. اما متأسفانه گاهی در فضای اجتماعی و رسانهای استان شاهدیم که به محض طرح یک اختلافنظر در حوزه تصمیمگیریهای مدیریتی یا بروز یک تعارض میان منافع صنفی و عمومی، به سرعت عدهای وارد میدان میشوند تا فضا را سیاه و سفید، خائن و خادم، یا برنده و بازنده نشان دهند. این دام دوقطبیسازی، سمیترین مانع برای پیشرفت استانی است که بیش از هر زمان دیگری به همگرایی، عقلانیت و گفتوگو نیاز دارد. در حوزه مدیریت، سیاست و قانونگذاری، طبیعیترین امر ممکن، تفاوت در نگاه کارشناسی یا ترجیحات راهبردی مسئولان و نمایندگان است. اگر دو منتخب یا دو مدیر، در خصوص اولویتهای توسعه، رویکردهای اجرایی یا حتی ارزیابی عملکرد یک دستگاه اداری اگر دو منتخب یا دو مدیر، در خصوص اولویتهای توسعه، رویکردهای اجرایی یا حتی ارزیابی عملکرد یک دستگاه اداری با یکدیگر همنظر نباشند، این مسئله را نباید و نمیتوان به زورآزمایی سیاسی، کشمکش قدرت یا لجبازی جناحها تعبیر کرد. دامن زدن به این انگاره که گویی مسئولان بهجای پیگیری منافع مردم در حال یارکشی و سنجش عیار زور بازوی سیاسی خود هستند، حاصلی جز ناامیدی افکار عمومی و بیاعتمادی مردم به نهادهای تصمیمگیر ندارد. رقابت بر سر ایدهها و تحلیلها، ذات پویایی یک استان است؛ مشروط بر آنکه رسانهها و فعالان افکار عمومی، آن را به مسابقه بردوباخت و گروکشیهای بیپایه بدل نکنند. در حوزه مسائل عمومی، صنفی و شهری نیز همین قاعده با شدتی بیشتر حاکم است. وقتی یک رویداد فرهنگی، اجتماعی، مذهبی یا ملی در نقطهای از استان برگزار میشود، ممکن است در کنار دستاوردها و ثمرات اجتماعیاش، برای بخشی از ساکنان آن محدوده، محدودیت، زحمت در رفتوآمد یا اختلال ایجاد کند یا حتی تقاضا و درخواست برای تکرار آن در محلی دیگر را نیز ایجاد کند . در یک جامعه مدنی و اخلاقمدار، شنیدن صدای این شهروندان، یک ضرورت مدیریتی است. اینکه فردی بگوید زمان یا مکان یک رویداد برای من مشکل ایجاد کرده یا عدم اجرای آن در محیطی خاص باعث نگرانی او شده ، شفاف و قانونی است. خطای فاحش و خطرناک زمانی رخ میدهد که زبان نقد و گلایه، فوراً با برچسبهای سنگین روبهرو شود. اینکه نارضایتی صنفی یا شهریِ عدهای شهروند را فوراً به بیتفاوتی نسبت به قانون ، یا مخالفت با جریان عمومی نسبت دهیم، نه منطبق بر شرع و انصاف است و نه کمکی به اتحاد جامعه میکند. راهکار این تعارضها، نه برچسبزنی است و نه طرد کردن صدای منتقدان؛ بلکه «تدبیر، انعطاف و مفاهمه» است. یک مدیریت فرهنگی هوشمند، به جای قضاوت نیت شهروندان، مینشیند و به این فکر میکند که چگونه میتوان طرحهای اجتماعی را بهگونهای زمانبندی و مکانیابی کرد که نه چراغ نشاط و برنامههای عمومی خاموش شود و نه نبض مطالبات اهالی لطمه ببیند. خراسان جنوبی به صبوری، حلم و متانت مردمانش شهره است. اگر قرار باشد در برابر هر اختلاف سلیقهای، شمشیر قضاوت را از رو ببندیم و همدیگر را متهم به تقابل کنیم، رشتههای انسجام اجتماعی یکی پس از دیگری پاره خواهد شد. نه انتقاد یک شهروند و کارگر نشانه ضدیت با جامعه است، و نه تفاوت نظر دو خدمتگزار نشانه نبرد قدرت؛ بلوغ اجتماعی از جایی آغاز میشود که یاد بگیریم بشنویم، منصفانه سبکسنگین کنیم و مرز میان تفاوت دیدگاه با تضاد هویتی را حفظ نماییم. وحدت استان در یکسان اندیشیدن همگان نیست؛ در همزیستی، رواداری و رعایت انصاف در شنیدن صداهای متفاوت است.
(لطفاً نظرات و پیشنهادات خود درباره این سرمقاله را از طریق 09155665782 ارسال بفرمایید)


