بهروزی فر – بیش از دو دهه خشکسالی، رهاورد تغییر اقلیم برای خراسان جنوبی! این عبارت را اگرچه با مضامین مختلف برای پهنه وسیع این استان شرقی شنیدهایم و از تبعات این بخل آسمان بر زمین، روایتها خواندهایم، اما شواهد امر و گزارشهای رسمی کشوری حکایت از آن دارد که مسائلی چون فرونشست ذخایر آبی، نشست زمین، بحرانی شدن دشتها، تغییر طعم و کمبود آب، حالا دیگر دردی فراگیر شده و اغلب استانهای کشور را درگیر کرده است.به عبارت روشنتر، آب دیگر صرفاً یک موضوع زیست محیطی یا یک دغدغه فصلی نیست، مسئله آب امروز به یکی از مهمترین آزمونهای حکمرانی در کشور تبدیل شده است. هر قطره آبی که بیمحابا مصرف میشود، فقط یک عدد در جدولهای آماری نیست، بلکه بخشی از سرمایه نسل فرداست که ما هزینه میکنیم و قطعاً باید در قبال آن پاسخگوی فرزندانمان باشیم.از این رو مدیریت مصرف آب، یکی از مسائل مهم کشور تبدیل و راهکارهایی چون افزایش نرخ آببها در مشترکین پرمصرف، قطع انشعابات از این رو مدیریت مصرف آب، یکی از مسائل مهم کشور تبدیل و راهکارهایی چون افزایش نرخ آببها در مشترکین پرمصرف، قطع انشعابات و … برای آن ارائه شده است.آخرین طرح ارائه شده برای مدیریت مصرف آب که در خبری از جلسه ستاد ملی مدیریت مصرف آب و انرژی ۲۱ مردادماه به ریاست رئیسجمهورمنتشر شد، راهکاری نوین در این زمینه است.تأکید رئیسجمهور بر اینکه مدیریت مصرف آب باید بر پایه اعتماد عمومی و دادههای دقیق باشد، فراتر از یک دستور اداری است! این نگاه، تغییر رویکردی جدی از مدیریت سنتی بحران به حکمرانی هوشمند منابع است.سالهاست وقتی سخن از کمآبی به میان میآید، نخستین توصیه متوجه مردم است، شیر آب را کمتر باز کنید، مصرف را کاهش دهید، از شستوشوی غیر ضروری بپرهیزید و الگوی مصرف را اصلاح کنید. همه این توصیهها درست و ضروری است، اما یک پرسش اساسی نباید بیپاسخ بماند: آیا دولت و دستگاههای اجرایی خودشان همانقدر که از مردم انتظار صرفه جویی دارند، به اصلاح الگوی مصرف پایبند بودهاند؟!دستور اخیر رئیسجمهور درباره بازنگری فوری در مصرف آب دستگاههای اجرایی، بهویژه استفاده از آب شرب برای آبیاری فضای سبز، دقیقاً از همین منظر اهمیت پیدا میکند. نمیتوان از شهروندی که با قبض آب، خشکسالی و نگرانی از آینده منابع آبی مواجه است، انتظار داشت مصرف خود را مدیریت کند، اما در یک دستگاه دولتی، آب شرب برای آبیاری فضای سبز مصرف شود. مدیریت مصرف زمانی برای جامعه پذیرفتنی خواهد بود که مردم احساس کنند قواعد برای همه یکسان است.از سوی دیگر، اعتماد عمومی بدون شفافیت شکل نمیگیرد. وقتی سخن از داده دقیق، برخط، تفکیکی و قابل راستیآزمایی به میان میآید، یعنی دیگر نمیتوان با آمارهای کلی درباره میزان مصرف تصمیم گرفت. باید مشخص باشد هر استان، هر شهرستان، هر دستگاه و حتی هر واحد مصرفکننده چه میزان آب مصرف میکند و سهم واقعی اتلاف، مصرف ضروری و مصارف قابل اصلاح چقدر است؟ چنین دادهای میتواند تصمیمگیری را از حد حدس و گمان خارج کرده و به سیاستگذاری مبتنی بر واقعیت تبدیل کند.این موضوع برای استانهایی که با تنش آبی مزمن دست و پنجه نرم میکنند، اهمیت دوچندانی دارد. در استانی مانند خراسان جنوبی، آب فقط یک نیاز روزمره نیست، آب با ماندگاری جمعیت، کشاورزی، تولید، توسعه روستایی و آینده اقتصادی گره خورده است. بنابراین مدیریت آب نباید صرفاً به معنای کمتر مصرف کردن باشد، بلکه باید به معنای بیشتر بهره بردن از هر قطره، در قالب بازچرخانی آب و استفاده از منابع جایگزین تا اصلاح شبکهها، آبیاری هوشمند، توسعه فضای سبز کمآببر و جلوگیری از هدررفت آب باشد.اما شاید مهمترین بخش این سیاست، تأکید بر مشارکت اجتماعی است. مردم زمانی در یک برنامه ملی صرفهجویی همراه میشوند که بدانند چرا باید صرفهجویی کنند؟ منابع چگونه مصرف میشود؟ دستگاههای مسئول خودشان چه سهمی در این مسیر پذیرفتهاند؟ در واقع اعتماد را نمیتوان با بخشنامه تولید کرد، اعتماد محصول رفتار صادقانه، شفافیت و عمل برابر است.پیشنهاد رقابت میان استانها برای افزایش بهرهوری نیز میتواند همین نگاه را به یک فرصت تبدیل کند. به جای آنکه صرفهجویی صرفاً با زبان محدودیت و هشدار مطرح شود، میتوان استانها، دستگاهها و حتی شهرها را در یک رقابت مثبت برای کاهش مصرف و افزایش بهرهوری قرار داد و استانهای موفق را معرفی و تشویق کرد. بدونتردید در چنین شرایطی، مدیریت مصرف از یک تکلیف اداری به یک افتخار جمعی تبدیل میشود.بحران آب البته با یک دستور، یک بخشنامه یا یک جلسه ستاد ملی حل نخواهد شد. مسئلهای با این ابعاد، نیازمند تغییر رفتار در خانه، مزرعه، صنعت و دستگاه اجرایی است. اما نقطه آغاز میتواند همین باشد؛ دولت نخست از خودش شروع کند. اگر قرار است مردم به اصلاح الگوی مصرف دعوت شوند، باید تصویر دستگاههای دولتی نیز در این مسیر روشن باشد. اگر قرار است از داده سخن بگوییم، باید دادهها شفاف و قابل سنجش باشند، و اگر قرار است از مشارکت اجتماعی صحبت کنیم، باید مردم احساس کنند در مدیریت این سرمایه ملی شریکند و صرفاً مخاطب دستورهای صرفهجویی نمیباشند.آب، بیش از آنکه موضوع یک وزارتخانه یا یک دستگاه اجرایی باشد، مسئله مشترک همه ایرانیان است. حفظ آن نیز تنها با مشارکت همه ممکن خواهد بود. امروز شاید مهمترین گام این باشد که به جای پرسیدن چه کسی بیشتر مصرف میکند؟ باید بپرسیم: چه کسی بهتر مصرف میکند؟ چرا که در سرزمین کمآب، آینده متعلق به پرمصرفترینها نیست، متعلق به کسانی است که هنر بهرهوری از هر قطره را آموختهاند.
(لطفاً نظرات و پیشنهادات خود درباره این سرمقاله را از طریق ۰۹۱۵۷۲۴۸۲۸۹ ارسال بفرمایید)

