مدرسه دوست داشتنی خانم معلم

مدرسه دوست داشتنی شما کجاست ؟ رویای تان درباره مدرسه دوست داشتنی چیست؟ او سال هاست ذهنش را بر این انگاره متمرکز کرده است. دوست دارد در مدرسه دوست داشتنی و دست یافتنی اش، فرصت های یادگیری پیش روی دانش آموزان باشند تا چالش ها را بدون ترس و نگرانی ببینند تا برای رسیدن به مدرسه لحظه شماری کنند.

دو رتبه برتر تدریس

«به نظر من حق مسلم هر استانی است که چند درصدی محتوای بومی داشته باشد خیلی دوست دارم در آینده ای نزدیک محتوای کامل منسجم قوی و به یادماندنی برای شاگردانم تهیه کنم که دانش آموزان مناطق مختلف استانم از آن به گونه ای بهره ببرند وتمام خواسته های کودکی شان در آن به سرانجام برسد و یادگاری مفید از دوره ابتدایی برایشان باشد. به عنوان مثال یادگیری یک فن و مهارت و…» اینها ذهنش را مشغول کرده، گویی با همین ایده ها و خلاقیت هاست که نفس می کشد. معلم موفق بیرجندی ، برتر دو دوره جشنواره الگوهای برتر تدریس با سابقه ۱۲ سال خدمت و فعالیت آموزشی در مقطع دبستان و معلم پایه های پنجم و ششم است. زهرا قنبرپور از آن دست معلم هایی است که در این روزهای کرونایی از همان روزهای ابتدای تعطیلی اجباری، کلاس های آموزشی اش را با ویدئوهای جذاب و دیگر محتواهای آموزشی به قوت پیش برد تا آنجا که امروز بسیاری از دانش آموزانش نه تنها از آموزش مجازی گریزان نیستند که لذت می برند. شاید یکی از رمزهای موفقیت او ورود به درون بچه ها باشد. او برای شناخت دانش آموزانش وقت می گذارد تا بر اساس شناختی که به دست آورده راهکارهای آموزشی بیابد. می گوید: قطعا بسیاری از مشکلات تحصیل، فقط درسی نیست و من سعی می کنم با مطالعه بیشتر در این زمینه خودم را به علوم مشاوره که البته تا حدودی مرتبط با رشته تحصیلی ام است مجهز کنم. این معلم هم استانی با اشاره به اینکه شنونده خوبی هستم به موقع جذبه و قاطعیت را چاشنی کارم می کنم، می افزاید: سعی می کنم واقع‌بینانه و کمتر احساسی در زمینه مشکلات دانش آموزانم تصمیم بگیرم.

عاشق معلمی

وی خاطر نشان می کند: همیشه عاشق معلمی بودم شاید چون در خانواده ای فرهنگی رشد کردم مزید بر علت شد. وی با بیان اینکه همچنین در کنار معلمان دلسوزی که تمام فکرشان آموزش و ایجاد موقعیتی بهتر برای یادگیری بچه ها بود رشد کردم، ادامه می دهد: در ذهنم با انگاره هایی دست و پنجه می سایم که در همه آنها یک وجه و یک مهم نهفته است و آن عنوان؛ مدرسه دوست داشتنی، مدرسه خواستنی یا مدرسه دست یافتنی است. قنبرپور می گوید: دوست داشتم در مدرسه دوست داشتنی و دست یافتنی من، فرصت های یادگیری پیش روی دانش اموزان باشند تا چالش ها را بدون ترس و نگرانی ببینند. سوالات شان را با آسودگی بپرسند و آن وقت همه چیز را در کنار من و زیر نظر من تجربه کنند و یاد بگیرند. وی با بیان اینکه برای موفقیت در کارم فقط کافی بود در مقابل بچه ها خود را ظرف پر از اطلاعات ندانم، بیشتر شنونده باشم تا گوینده، تاکید می کند: به قول استاد مطهری لازم بود به جای اندیشه ها، اندیشیدن را آموزش دهم. وی ادامه می دهد: این شد که در کلاسم خود را یک مدیر می دانم و در تدریسم به سبک های مدیریتی موفق روی آوردم. او با بیان اینکه گاهی از مدیران آموزشی و گاهی از مدیران سازمانی بهره گرفتم، ادامه می دهد: در بحث مدیریت سازمانی با چند معلم موفق در شهرها و استان های دیگر همکاری دارم.

مشورت آنلاین

قنبرپور با بیان اینکه با به مشورت گذاشتن مباحث آموزشی در بحث های آموزشی و تدریس های آنلاین با دوستان همکارم نوعی درس پژوهی انجام می دادیم عنوان می کند: به این طریق اشکالات تدریس برطرف و راهکارهای مناسب ارائه می شد و البته این پایان کار نبود. وی می افزاید: آن وقت سعی می کردم رویه تدریس را به سمت علایق و سلایق بومی و محلی خودمان و سلایق کلاسم ببرم تا فضای یادگیری لذت بخش تر شود. به گفته وی، روش دیگر در تدریس و تمرین من روش تلفیق برخی روش تدریس های گذشته و نوین بود علی الخصوص در درس املا که خیلی مورد توجه همکاران والدین و دانش آموزانم بود. به این نحو که املای تقریری مانند گذشته ها را با ایده ای متفاوت نو می کردم و سعی می کردم با انواع املاهای خلاق ضعف های دیداری – شنیداری و دقت و تمرکز بچه ها را تقویت کنم. معلم موفق بیرجندی با بیان اینکه قطعا کسب موفقیت های دانش آموزان لذت بخش ترین خاطرات هستند، ادامه می دهد: وقتی می بینم یا می شنوم هر کدام شان در زمینه ای که دوست داشتند و روزی برایش سرسختانه تلاش می کردند موفق شدند، خوشحال می شوم.

گنجینه ای از خاطرات

وی درباره خاطره هایش با دانش آموزانش می گوید: گاهی بعضی بازخوردها چه از سوی من به بچه ها و چه از سوی بچه ها به من عجیب ماندگار شده اند که حتی فکر کردن به آن ها حس خوبی ایجاد می کند.کلاس درس هر روزش خاطره است و هر سال گنجینه ای از خاطرات برایم به جا می ماند. وی تاکید می کند: بیش از هر چیزی علاقه و عشق به شغلم دارم. من معلم هستم چون معلمی لازمه حیات من است نه فقط شغل و حرفه ام. همه جا برای من کلاس درس است و از هر فرصتی برای یادگیری و یاددهی استفاده می کنم.

با دلی سرشار از مهر

قنبرپور با اشاره به اولین روز مدرسه اش با بیان اینکه آن روز همیشه برای من روز هیجان انگیزی بوده و خواهد بود، یادآور می شود: اکنون صبح خیلی زود از شوق بیدار می شوم و مرتب به ساعت نگاه می کنم، برنامه های کاری ام را چندین بار مرور می کنم و با ذوقی بسیار و دلی سرشار از مهر، مهرم را آغاز می کنم. او ادامه می دهد: می دانم که در آن روز شاگردانی هستند که چشم شان به من و تمام امید و آرزوهایشان این است که سالی خوب داشته باشند و خدا را هزاران بار شکر که تاکنون سال های تدریس خوبی را پشت سر گذاشتم. معلم موفق بیرجندی با بیان اینکه یک معلم خوب باید در کارش حرفه ای باشد، باید صبور و پرحوصله باشد، بیان می کند: معلم باید بداند که تمامی دانش آموزانش به یک شکل و یک روش یاد نمی گیرند، بنابراین باید روش های متفاوت، خلاق و مثمرثمری در تدریس خود استفاده کند. او معتقد است: یک معلم خوب فن بیان خوبی دارد و می‌تواند محتوای درس را با بیانی متناسب با سن بچه ها به آنها ارائه دهد.

یک معلم خوب

وی می گوید: معلم خوب و موفق روحیه کار گروهی دارد و در مورد ایده های خود با دیگران خصوصا همکاران خود مشورت می کند و سعی می کند از هر معلمی تجربه ای بیاموزد. یک معلم موفق می تواند دانش و اطلاعات خود را با روشی ساده و قابل درک به دانش آموزانش منتقل کند. قنبرپور درباره نوع برخورد در زمانی که خطایی از دانش آموز سر زده تاکید می کند: قطعا برخورد تند یا توهین به دانش آموز فقط وضعیت را بدتر می کند، باید در موقعیتی صمیمانه که سایر دانش آموزان حضور نداشته باشند در مورد موضوع پیش آمده با دانش آموزم صحبت کنم. وقتی دانش آموز به من اطمینان داشته باشد و بداند قرار نیست بابت یک اشتباه مورد مؤاخذه قرار گیرد حتما در مورد علت کارش صحبت می کند. آن وقت هست که می توانیم با کمک هم مشکل را بر طرف کنیم و خطایی که پیش آمده را جبران کنیم. به گفته او یکی از مواردی که می تواند مانع رشد و پیشرفت دانش آموزان شود، این است که فرصت تحقیق، پژوهش خلاقیت و بلند پروازی را از بچه ها بگیریم و همه چیز را به آنها دیکته کنیم. قنبرپور تاکید می کند: از طرف دیگر نداشتن آرامش روانی در خانه، مدرسه هراسی، معلم هراسی، بی انگیزه بودن و تحقیر شدن، همه و همه باعث افت تحصیلی دانش آموزان خواهد شد. امید به اینکه فرزندان سرزمین مان ، چنین معلمانی را در مدسه دوست داشتنی ملاقات کنند – کاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


سلام پیش از این هر وقت که به مطب دکتر می رفتم اول از همه تعداد بیماران در صف را می شمردم و با معادلات ریاضی خودم و ضرب آن در تعداد ساعت کار ، آهی می کشیدم که ما برای دو قِران پول چه جانی می کنیم و پزشکان در اتاق های خود نشسته و چه پولی به جیب می زنند.چند شب پیش اما به واسطه کسالت دخترم به بیمارستان و بعد از آن مطب پزشک اطفال رفتم چند نکته توجه ام را جلب کرد .اول اینکه در بیمارستان ولیعصر که مرکز بیماران کرونایی بود نظم خاصی برقرار بود و فضایی آرام و برخورد دلسوزانه پزشک و پرستاران اورژانس قابل تقدیر بود .برای من که تا حد زیادی از کرونا می ترسیدم و انتظار داشتم با پرستاران و پزشکان بی اعصاب و خسته از شرایط روبرو بشوم ، آرامش دکتر و همکارانش در برخورد با من و فرزندم جالب و ستودنی بود .برایم جالب بود بر خلاف گذشته که حتما باید بروکراسی اداری را برای دیدن پزشک می گذراندم پزشک محترم بدون هیچ سختگیری دخترم را معاینه کرد و پس از بررسی علایم ما را به بخش اطفال راهنمایی نمود .در بخش اطفال هم انصافا همه چیز مرتب و برخورد پزشک و پرستاران واقعا خوب و انسان دوستانه بود .آنجا هم بدون بروکراسی های طولانی اطلاعات لازم برای درمان فرزندم را گرفتم و برای تکمیل درمان به پزشکان متخصص معرفی شدم .مطب خانم دکتر اطفال هم که برایم واقعا جالب و قابل تقدیر بود اولا این که اجازه تجمع و قرار گرفتن بیماران در کنار هم را نمی دادند و منشی محترم مطب هر چند دقیقه صندلی ها و فضا را ضدعفونی می کرد و با تهویه مناسب امنیت را به مراجعان هدیه می داد .خود خانم دکتر هم چقدر با صبر و حوصله علیرغم اینکه علایم فرزندم مشکوک به کرونا بود او را معاینه کرد و بیش از من دغدغه مندانه وضعیت دخترم را پیگیری نمود. من که کاری از دستم بر نیامد جز تشکر و درود و صلوات به روح والدین این پزشک که عکس آنها را بر دیوار اتاق نصب کرده بود اما امیدوارم مسئولین هم قدر مجاهدت های این مدافعان سلامت در خط مقدم بیمارستان ها را بدانند . 

بیشتر

توزیع مرغ در خراسان جنوبی به عنوان قطب تولید دام و طیور در ماه‌های اخیر

بیشتر

هرم پور- چه خوب که از میان جنگ مرگ و زندگی در سال کرونایی قرن،

بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


فرم

فرم گزارش اشکال در سایت