استاندار؛ مطالبه بزرگ ما

هرم پور

«کاجها در خراسان جنوبی سرنوشتی دردناک دارند. روزی با دستانی مشتاق در دل سخاوت سرزمین خورشید کاشته می شوند، سرسبزند و در بهار و تابستان و در پاییز و زمستان، کویر خشک را میهمان سایه های دلپذیرشان می کنند…و روزی به ناگاه، باد خزان بی تفاوتی ها و تبر سرد و ستبر ناملایمات، ریشه از خاکشان به در می آورد و در چشم بر هم زدنی، به فنای فراموشی می سپاردشان. آنچنان که انگار هیچگاه نبوده اند…و این تیره بختی تلخ و نامیمون، سرنوشت کاج های سرزمین من است؛ داستان غم انگیز استانی که سالهاست چون کاجی صبور در تلاطم رنج ها و مشکلات و دغدغه ها بر خود می لرزد و این سو و آن سو می رود. کابوس کاج های سرزمین من هیچگاه تمامی ندارد.« این بخشی از مقدمه من در کتاب «کابوس کاج ها»ست؛ کمتر از یکسال قبل و در شرایطی که می دانستم جفاهایی از این دست بر این استان و مردمش تمامی ندارد، چنین مقدمه ای نوشتم و می دانم که این تکرارِ مکرر را همه ساله، باز هم باید بنویسم و بر حال زار استان، ناله کنم. می دانم که باز هم باید بر گور مطالبه های مردم این استان در گورستان توجه مسؤولین، حلوای فراموشی خیرات کنم و می دانم که باید چون اسلافم، بر ناتوانی این مردم نجیب در به سر منزل مقصود رساندن مطالباتشان، چون ابر بهار، گریه سر دهم. می دانم و شما هم می دانید که در پهن دشت وسیعی به نام استان خراسان جنوبی که سالهاست درخت هایی بر زمین می افتند و البته گاه و بیگاه جوانه هایی از کنارش می رویند، همه ی ما یاد گرفته ایم مطالبه ها، نیازها و خواست هایمان را اولویت بندی کنیم و بعد، از مجرایی که می توانند مردم، رسانه ها، مدیران، نخبگان، فرهیختگان و هنرمندان استان باشند، به گوش و چشم مسؤولان کشوری برسانیم. عجب آنکه وقتی این مطالبه ها می رسد، بی تردید حق را به ما می دهند و قبول می کنند. و عجیب تر آنکه ما، همیشه در طرح و پیگیری این مطالبه ها، سخت سخاوتمند بوده ایم و نجیب؛ آنگونه که یا مطالبه ها را ندانسته ایم، یا دانسته ایم و برایشان ارزشی قائل نشده ایم، یا اولویت بندیشان نکرده ایم و یا هم با نجابت و سخاوت، از کنارشان به بی خیالی گذشته ایم. اگر مدادی بدست بگیرم و دایره ای بکشم و همه ی دلایل کمتر توسعه یافتن استان را در سالهای گذشته در آن مشخص کنم، بدون شک نیاموختن درس و تجربه مطالبه گری، شاید نیمی و شاید هم بیش از نیمی از این دایره را به خود اختصاص دهد. یعنی همان چیزی که بدبختمان کرده و خاک خسران و فراموشی و عقب افتادگی از همه جای کشور را بر سرمان آوار کرده است. این روزها، «معتمدیان»، نمادی از «خواسته حقیقی» ماست. او همان «مطالبه ی» بزرگیست که به صراحت، بارها نامش را و فعالیت هایش را گفته ایم و برای آن سینه چاک کرده ایم. ما بدون اندکی شبهه یا انحراف، بدور از اندکی بی قانونی، و بدور از سر سرسوزنی اعوجاج و ابهام، به صراحت گفته ایم «می خواهیم معتمدیان بماند و برنامه ی توسعه استان را با دستان توانمندش جلو ببرد.» حال منتظر پاسخیم. این بار با کمال شرمندگی نسبت به مسؤولین محترم، عرض می کنیم که پاسخ نمی تواند هر توجیه یا توضیحی باشد. مردم خراسان جنوبی دلیل می خواهند. رسانه ها، مستند می خواهند، نخبگان، ادله و امارات می خواهند، و فرهیختگان و معتمدین، دلایل قانع کننده می خواهند. مسؤولین موظفند به این «چرا»ی بزرگ مردم استان، پاسخ دهند. بیایند صادقانه بگویند شما لیاقت داشتن چنین استانداری را ندارید، راست و حسینی بگویند اصلاً به شما مردم خراسان جنوبی ربطی ندارد و ما کار خودمان را می کنیم و استاندارتان را می بریم! با صداقت کامل بگویند چند روزی موضوع را بالا و پایین می کنیم تا جامعه از التهاب بیفتد و گرد فراموشی روی خاطره ها و مطالباتتان بنشیند و یکباره جوری که هیچکس هم اعتراضی نکند، ایشان را در «خوزستان عزیز» معارفه می کنیم و برای این چند صباح باقی مانده از عمر دولت، استانداری را اینجا معرفی می کنیم. همه اینها باز قابل قبول تر است تا اینکه توجیهاتی از قبیل نیاز کشور به حضور «معتمدیان» در استانی دیگر را مطرح کنند و تلاش کنند مردم را نسبت به آن متقاعد نمایند! مخصوصاً آنکه فراموش کرده اند دست بر قضا ما خراسان جنوبی ها، خیلی احساسی هستیم، و مردم احساسی، تا ابد، نه خوبی های کسی یادشان می روند و نه جفاها و بدیهایشان! اما نکته مهم و بسیار اساسی این است که مسؤولین هر چه سریع تر باید استان را این شرایط التهاب و انتظار به درآورند. طی همین روزها و در هاله بی ثباتی استان که روی ژله شایعات و حدس و گمان ها در حال شکل گیری است، بعضی از اقدامات در حوزه های عزل و نصب هادر حال انجام است که بوهای خاصی می دهد! استان در حال ضرر مضاعفی است که تاوانش را نه مسؤولین محترم کشوری، بلکه مردم استان پس خواهند داد و این نه به نفع امروز خراسان جنوبی و نه به نفع فردای استان است. من به عنوان کم تجربه ترین عنصر رسانه ای استان، کاملاً به صورت مشهود می بینم که بعضی از افراد و جایگاهها، با طرح مباحث انحرافی، خواسته یا ناخواسته، شخصی یا نیابتی، در حال تغییر تدریجی سطح، درجه، میزان، وزن و سمت و سوی مطالبه مردم در خصوص ابقای استاندار محترم هستند. خواستم در این مجال بگویم که کاملاً می بینیم و هوشیارانه می فهمیم و به دقت شما را رصد می کنیم و در جا و به وقت خودش، با مستندات، شما را که جز خیانت کاران بی مزد و مواجب نمی توان اسمی به شما داد، مفتضح خواهیم کرد. اما فعلاً و با توجه به شرایط خاص استان، این موضوع بماند به جای خودش. اکنون «مطالبه بزرگ» ما که نباید فراموش شود، تداوم حضور «معتمدیان» است و بس.

(لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را درباره این سرمقاله به شماره ۰۹۳۰۴۹۴۳۸۳۱ ارسال بفرمایید)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


سلام دو کلمه صحبت با آقای استاندار عزیز داشتم تعریف شما را خیلی شنیده ام

بیشتر

مهدی آبادی- با اینکه تا آغاز محرم فاصله ای نداریم تردید ها در بین مسئولان

بیشتر

ایرنا – معاون پرورشی و فرهنگی اداره کل آموزش و پرورش استان گفت: به منظور

بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


فرم

فرم گزارش اشکال در سایت