آیا حق با سکوت است؟

هرم پور- گاهی که از من می پرسند تاریخ بیرجند را چگونه تقسیم بندی می کنی؟ فوری جواب می دهم که تاریخ این سرزمین کهن، دو بخش دارد؛  بخش اولش قبل از تأسیس مدرسه شوکتیه و بخش دومش، بعد از تأسیس آن. می پرسند چرا؟ می گویم چون با تأسیس مدرسه شوکتیه،  فرهنگ والا و بالایی که در مردم این خطه وجود داشت، چهارچوب گرفت و به خدمت مردم درآمد، چون با تأسیس مدرسه شوکتیه، ما فرهنگی تر، علمی تر و اجتماعی تر شدیم، چون با تأسیس مدرسه شوکتیه، قدم های بزرگ به سوی توسعه منطقه ای را از همان زمان آغاز کردیم، چون با تأسیس مدرسه شوکتیه و تربیت گنجی ها، معتمدنژاد ها، بلالی ها، و دهها دانشمند فرهیخته دیگر،  به عزت و شأن و مقام فرهنگی ما در سطح ایران و جهان افزوده شد. و قطعاً همه می دانیم که دانشگاه، سرمنشأ تحول و توسعه است، و مدرسه ی شوکتیه، به نوعی دانشگاهی مهم در یک زمان مناسب برای شهر و دیار و خطه ی ما بود. ما مردم خراسان جنوبی یاد گرفته ایم صبور باشیم، اما در نه در برابر هر تصمیم بی رحمانه ای، و نه در برابر هر حرکت ناجوانمردانه ای، و نه در برابر هر قدم غیرمدبرانه و عجولانه ای. هزاران سنگ بر سر و جانمان هم که بزنند، آنقدر نجابت داریم که واگویه های دردمندانه مان را به درون چاه قلب ها و دخمه ی دلهایمان فرو بریزیم و باز هم سعه صدر را پیشه کنیم و دم از دم، باز ننماییم. اما وقتی جفا شد، چه جای سکوت، و وقتی حقی گرفته شد، جه جای لب دوختن و دم فروگذاردن و سخنی نگفتن؟نسل فردا، در کتاب های تاریخش، از سکوت این روزهای ما و از جفای این روزهای بعضی مسؤولین در حق این استان چه خواهد نوشت؟ در کنار اتهامی که به بی عرضگی های مدیریتی و  بعضی سیاسی کاری های ناجوانمردانه ی پشت صحنه به ما خواهد زد، آیا از انبوه توجیهاتی هم که این روزها واین ساعت ها در قبال اقدامی نامبارک می گویند و می نویسند، چیزی خواهد گفت و چیزی خواهد نوشت؟ حاشا و کلّا.  کار نامیمون و نامبارک، هرچند توجیه مخصوص و ویژه و محکمه پسند خاص خودش را هم داشته باشد، وقتی در زمان مناسبش انجام نشود، وقتی شرایط حساس یک منطقه و شهر و استان در نظر گرفته نشود، وقتی حساسیت های موجود در نظر گرفته نشود، وقتی با کمال بی احترامی و عدم اطلاع قبلی حتی به نمایندگان منتخب یک استان باشد، وقتی عجولانه و غیرکارشناسانه و فاقد افق های آینده نگر مبتنی بر شاخص های در حال تغییر استان باشد، نه تنها جای دفاع ندارد، بلکه گاهی باید به نیت آمران و عاملانش شک کرد و در آستانه ی دو انتخابات مهم، بازی کردنی اینچنین با ذهن و روان مردم و نخبگان یک استان را، به دیده ی شک و تردید نگریست! روز دوشنبه یازدهم اسفندماه، شورای گسترش و برنامه‌ریزی آموزش عالی براساس مصوبه ‌‏شورای ‌عالی انقلاب فرهنگی الحاق دانشگاه صنعتی بیرجند به دانشگاه بیرجند با عنوان «دانشـگاه بیرجند – پردیس ‌‏صنعتی بیرجند» را تصویب کرد.‏ در نامه ابلاغی این مصوبه به رئیس دانشگاه معین استان خراسـان جنوبی تأکید شده بود که  الحاق این مؤسـسه آموزش عالی با تاکید بر اجتناب از گسترش کمی و لزوم ارتقای کیفی ‌در ‌سطـح دانشـگاه بیرجند انجام شده است. یادم هست چندی قبل  جلسه مجمع نمایندگان خراسان جنوبی در مجلس شورای اسلامی به درخواست رئیس دانشگاه بیرجند و با هدف تبیین طرح ساماندهی و مدیریت استانی آموزش عالی و سند آمایش دانشگاه بیرجند برگزار شد. آقای خسروی نماینده محترم و پرتلاش بیرجند، خوسف و درمیان در مجلس شورای اسلامی در این جلسه با اشاره به ضرورت  اقناع سازی عمومی و تبیین سند آمایش دانشگاه بیرجند در جلسات شورای اداری استان و شهرستان بیرجند و لزوم اقناع سازی تخصصی برای دانشگاه های همکار، تأکید کرده بود که:  «باید نمایندگان در جریان اصل سند قرار بگیرند تا زمانی که طرح نهایی شود با حضور همکاران در شورا، جزئی تر وارد موضوع شویم.» ایشان به نکته بسیار مهمی هم اشاره کرده بود و آن هم اینکه؛ «اصل مطلب یعنی تمرکز زدایی به نفع همه است که در این خصوص باید از تمرکز زدایی اقتصاد در دولت، تجربه بگیریم تا دچار آثار سوئی نشویم.» اینک آقای خسروی که مواضع خوبی هم در این خصوص اتخاذ کردند این گلایه را هم مطرح می کنند که:«: خبر الحاق دانشگاه صنعتی بیرجند به دانشگاه بیرجند برای بنده به نوعی غیرمنتظره بود، چراکه چند ماه قبل، رئیس دانشگاه بیرجند در جلسه‌ای با نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی، طرح آمایش آموزش عالی را مطرح کرد، اما وعده داد که این موضوع فعلاً در حد طرح است و اگر قرار باشد اجرایی شود، دانشگاه بیرجند اولین مجری طرح آمایش نخواهد بود.» دکتر خامسان رئیس محترم دانشگاه بیرجند هم در همان جلسه با اظهار این مطلب که  «در این طرح؛ بحث مدیریت آموزش عالی است نه حذف آن و نظر ما بر تعطیلی دانشگاه ها نیست اما باید از امکانات ایجاد شده به نحو احسن استفاده شود.» تأکید کرده بود:  «قبل از اجرای این طرح باید موضوع در رسانه ها مطرح شود تا چهره فرهنگ و دانش استان مخدوش نشود.» رئیس دفتر محترم نماینده پرتلاش مردم فردوس، طبس، بشرویه و سرایان در مجلس شورای اسلامی نیز در این جلسه نگرانی خود را از این که این تمرکز زدایی از سطح ملی گرفته شود و باز در سطح استانی ایجاد شود ارائه و اظهار کرده بود که  در این خصوص باید طوری طرح اجرا و شورا تشکیل شود که به رقابت بین شهرستان ها دامن نزند. مطالب مهمی در این چند روز مطرح شده و امیدوارم آنچه خیر مردم استان است، اتفاق بیفتد. اما سرمقاله ام را با چند سؤال اساسی از مسؤولین به پایان می برم: ۱ –  از زمان تأسیس دانشگاه صنایع و معادن بیرجند  در سال ۱۳۷۶ تا الحاق آن به وزارت علوم در سال ۱۳۸۶ با نام دانشگاه صنعتی بیرجند، حدود ربع قرن زمان گذشته است. چرا و به چه دلایلی در شرایط فعلی و آنهم وقتی استان خراسان جنوبی دقیقاً روی باند پرواز به سمت جهش های توسعه ای قرار گرفته است، ادغام این دانشگاه و کاهش سطح آن از دانشگاه به پردیس، آن هم با شرایط تحمیلی توقف توسعه کمی این پردیس و آنهم با یک نامه اداری انجام می شود؟ چه دست هایی در کار است که سرعت حرکت پرنده ی توسعه را کُند کند؟. حتی اگر خوشبینانه ترین حالت را در نظر بگیریم، هوش و حواس مسؤولین محترم به چه جایی سرگرم است که از اتفاق ضد توسعه ای به این مهمی در خراسان جنوبی، غفلت می کنند؟ آیا ساده لوحانه می توان گفت و باور کرد که فقط و فقط، ماجرا یک ابلاغیه در راستای صرفه جویی های اقتصادی برای کشور است؟۲ –  فرض کنیم که دانشگاه صنعتی بیرجند( به فرض محال)  در این سالها هیچگونه بازخورد عملیاتی مناسبی برای توسعه استان نداشته است. سالها پیگیری مداوم و طومارنویسی های متداوم و مکاتبات علی الطریق برای تأسیس این دانشگاه، آیا جز برای توسعه استان بود؟ چه کسانی نگذاشتند و چه کسانی زمینه های تحقق راهبردهای اصلی و هدف های روشن تأسیس این دانشگاه را بر نتابیدند و یا مانع شدند و یا با سهل انگاری و سکوت، از آن گذشتند؟ ۳ – اگر باور کنیم که این اقدام مبتنی بر همان طرح آمایش کشوری است، این اقدام را اقدامی ضد مردمی، ضد رسانه ای، ضد فرهنگی و ضد علمی و ضد توسعه ای، در مقطع فعلی برای خراسان جنوبی می دانیم. شاید در زمانی دیگر و شرایطی دیگر، چنین اقدام هایی به نفع استان هم باشد، و اگر باور نکنیم که این موضوع، پیش درآمد همان طرح کشوری است، قطعاً و لاجرم آن را خیانت در حق مردم مظلوم این استان و اجحافی بزرگ در عدالت توسعه ای و خلاف صریح منویات مقام معظم رهبری در برقراری عدالت اجتماعی توسعه محور می بینیم. ۴ –  مواضع قاطع و خوب استاندار محترم، نمایندگان محترم مردم استان در مجلس شورای اسلامی، معتمدین و نخبگان سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و علمی استان و دغدغه مندی و پیگیری ها و وحدت گفتار و عمل رؤسای محترم دانشگاههای بیرجند در این رابطه بسیار ستودنی و قابل ستایش است که باید تا حصول نتیجه، تداوم یابد. ۵ –  مردم عزیز خراسان جنوبی! شهروندان فرهنگ دوست و علم پرور! فرزندان برومند این استان بزرگ! به همین سادگی، با توجیهات غیرکارشناسانه، در «حق» ما، شبهه ایجاد می کنند و سپس آن را  مخدوش و  بعد هم آن را ، می گیرند و با رنگی از حرف های کارشناسی، چنان لعاب می زنند که پندار ما این می شود که مخالفت با اجرای این طرح، مخالفت با آرمانهای انقلاب و اسلام است! به هوش باشیم. ما در روزگار بسیار حساسی از سرنوشت خود و استانمان به سر می بریم. بعضی از مدیران مهم استان در این روزها سکوت پیشه کردند، بعضی از نخبگان به میدان نیامدند، بعضی از رسانه ها چیزی ننوشتند، و بعضی از سینه چاکان توسعه، ترجیح دادند صحبت نکنند. دوستان و دشمنان توسعه استان را بشناسید و برای روزگاری که سیمرغ تیز پرواز توسعه، در آسمان بخت و اقبال این سرزمین، از میان ناوک حسادت ها، تیرهای ریز و درشت را از میان پر و بالش بگذراند و به سلامت به آشیان توسعه بنشیند، دعا کنید. خواسته مردم استان، نخبگان و معتمدینش، کاملاً مشخص است. مسؤولین محترم کشوری  به ویژه مسؤولین شورای گسترش و برنامه‌ریزی آموزش عالی در بوته ی یک آزمون مهم دیگر در برابر افکار عمومی مردم خراسان جنوبی قرار گرفته اند.  جالب نیست در خاطره تاریخی این مردم، بی احترامی به خواسته هایشان  و خواسته های نخبگانشان در جابجایی استانداران، در عزل و نصب های مدیریتی، در ارائه اعتبارات، در تخصیص پروژه های ملی، و اینک در چنین تصمیم های عجولانه ای بگنجد. نه تنها جالب نیست، بلکه به نفع مصالح ملی و کشوری هم قطعاً نخواهد بود.

(لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را درباره این سرمقاله به شماره ۰۹۳۰۴۹۴۳۸۳۱ ارسال بفرمایید)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


سلام پیش از این هر وقت که به مطب دکتر می رفتم اول از همه تعداد بیماران در صف را می شمردم و با معادلات ریاضی خودم و ضرب آن در تعداد ساعت کار ، آهی می کشیدم که ما برای دو قِران پول چه جانی می کنیم و پزشکان در اتاق های خود نشسته و چه پولی به جیب می زنند.چند شب پیش اما به واسطه کسالت دخترم به بیمارستان و بعد از آن مطب پزشک اطفال رفتم چند نکته توجه ام را جلب کرد .اول اینکه در بیمارستان ولیعصر که مرکز بیماران کرونایی بود نظم خاصی برقرار بود و فضایی آرام و برخورد دلسوزانه پزشک و پرستاران اورژانس قابل تقدیر بود .برای من که تا حد زیادی از کرونا می ترسیدم و انتظار داشتم با پرستاران و پزشکان بی اعصاب و خسته از شرایط روبرو بشوم ، آرامش دکتر و همکارانش در برخورد با من و فرزندم جالب و ستودنی بود .برایم جالب بود بر خلاف گذشته که حتما باید بروکراسی اداری را برای دیدن پزشک می گذراندم پزشک محترم بدون هیچ سختگیری دخترم را معاینه کرد و پس از بررسی علایم ما را به بخش اطفال راهنمایی نمود .در بخش اطفال هم انصافا همه چیز مرتب و برخورد پزشک و پرستاران واقعا خوب و انسان دوستانه بود .آنجا هم بدون بروکراسی های طولانی اطلاعات لازم برای درمان فرزندم را گرفتم و برای تکمیل درمان به پزشکان متخصص معرفی شدم .مطب خانم دکتر اطفال هم که برایم واقعا جالب و قابل تقدیر بود اولا این که اجازه تجمع و قرار گرفتن بیماران در کنار هم را نمی دادند و منشی محترم مطب هر چند دقیقه صندلی ها و فضا را ضدعفونی می کرد و با تهویه مناسب امنیت را به مراجعان هدیه می داد .خود خانم دکتر هم چقدر با صبر و حوصله علیرغم اینکه علایم فرزندم مشکوک به کرونا بود او را معاینه کرد و بیش از من دغدغه مندانه وضعیت دخترم را پیگیری نمود. من که کاری از دستم بر نیامد جز تشکر و درود و صلوات به روح والدین این پزشک که عکس آنها را بر دیوار اتاق نصب کرده بود اما امیدوارم مسئولین هم قدر مجاهدت های این مدافعان سلامت در خط مقدم بیمارستان ها را بدانند . 

بیشتر

توزیع مرغ در خراسان جنوبی به عنوان قطب تولید دام و طیور در ماه‌های اخیر

بیشتر

هرم پور- چه خوب که از میان جنگ مرگ و زندگی در سال کرونایی قرن،

بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


فرم

فرم گزارش اشکال در سایت