امتحانی – تا همین چند سال پیش، وقتی صحبت از آلودگی هوا میشد، لبخندی بر لبهایمان نقش میبست؛ چرا که بیرجند را شهری میدانستیم که هوایش همیشه پاک و آسمانش آبی است. آلودگی هوا برای ما یک فانتزی و شوخی در مقایسه با تهران و مشهد بود. اما این روزها، حتماً برای شما هم پیش آمده است که در ترافیک خیابانهای شهر، ناگهان آسمان جلوی خودرویتان با دود سیاه اگزوز یک اتوبوس یا مینیبوس تیره شود؛ یا پشت سر خودرویی قرار بگیرید که آنقدر دودزا است که ناچار شوید شیشهها را بالا بکشید و سیستم تهویه را روی گردش داخلی بگذارید. این صحنهها دیگر استثنا نیستند؛ دارند به تصویر روزمره مرکز استان تبدیل میشوند و این یعنی یک هشدار جدی که نباید نادیده گرفته شود.در بسیاری از ایام سال، مردم خراسان جنوبی و بهویژه شهروندان بیرجندی از وضعیت کیفیت هوا و پدیده گرد و غبار نگران هستند. بنا به روایت مسئولان، روزهای غبارآلود استان در سال جاری نسبت به سال گذشته کاهش داشته است و این خبر خوبی است که باید قدردان آن بود. اما واقعیت این است که گرد و غبار تنها مسئله وضعیت سلامت هوای استان نیست. اگر فقط به آمار روزهای غبارآلود تکیه کنیم، ممکن است از دیگر منابع آلاینده که هر روز درست در قلب شهر تنفس میکنیم، غافل شویم. دود اگزوز خودروهای فرسوده، اتوبوسهای دودزا، خودروهای شخصی بدون معاینه فنی و وسایل نقلیه سنگین، همه و همه در حال ساختن کیفیت هوایی هستند که هر روز در آن نفس میکشیم؛ کیفیتی که شاید در آمار گرد و غبار دیده نشود، اما در ریههای ما ثبت میشود.علیرغم اینکه تا چند سال پیش آلودگی هوا برای شهر بیرجند یک فانتزی و شوخی به حساب میآمد، اکنون با روند فزاینده وضعیت خودروهای دودزا در مرکز استان، این مسئله تبدیل به یک واقعیت انکارناپذیر شده است. افزایش تعداد خودروها، فرسودگی ناوگان حملونقل عمومی، ضعف در نظارت بر معاینه فنی و فقدان سازوکارهای بازدارنده، دستبهدست هم دادهاند تا هوای بیرجند بهتدریج از آن تصویر پاک و بیآلایش فاصله بگیرد. این تغییر، آرام و تدریجی است؛ به همین دلیل هم خطرناکتر است. آلودگی هوا مانند بسیاری از بحرانهای محیطزیستی، وقتی به مرحله فاجعه برسد، دیگر با هیچ تصمیمی نمیتوان آن را بهسادگی کنترل کرد.سؤال اصلی اینجاست که چه زمانی قرار است ما برای این چالش تصمیمی بگیریم؟ آیا باید به سرنوشت شهرهای بزرگی مثل تهران و مشهد دچار شویم و در آن مرحله برای فاجعهای تصمیم بگیریم که امروز میشد آن را کنترل کرد؟ تهران و مشهد سالهاست با معضل آلودگی هوا دستوپنجه نرم میکنند و تجربهشان نشان میدهد که هر سال تعویق در تصمیمگیری، هزینههای جبرانناپذیری بر سلامت شهروندان و اقتصاد شهر تحمیل میکند. بیرجند امروز در نقطهای ایستاده است که میتواند با تصمیم بهموقع، از تکرار آن تجربه تلخ جلوگیری کند؛ یا با بیتفاوتی، همان مسیر را طی کند. انتخاب با ماست.اینجا باید پرسید: به راستی بر خودروهای حملونقل عمومی نظارتی نیست؟ آیا این خودروها معاینه فنی نمیگیرند؟ یا حتی خودروهای شخصی مردم از این فیلترها عبور نمیکنند که شرایط به اینگونه رقم میخورد؟ پاسخ به این پرسشها میتواند مسیر حل مسئله را روشن کند. اگر اتوبوسهای دودزا مجوز فعالیت دارند، یعنی نظارت بر ناوگان عمومی ضعیف است. اگر خودروهای شخصی با دود غلیظ در خیابانها تردد میکنند، یعنی معاینه فنی به یک تشریفات اداری تبدیل شده است. اگر هیچکدام از این فیلترها کار نمیکنند، یعنی ارادهای برای برخورد با آلایندهها وجود ندارد. در حالی که تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که کنترل آلودگی هوا پیش از هر چیز به یک نظام نظارتی دقیق، پیوسته و بازدارنده نیاز دارد؛ نه به شعار و نه به طرحهای مقطعی.اگر میخواهیم شهری سالم و تمیز داشته باشیم، باید ملاحظات آلودگی هوا را از همین حالا جدی بگیریم. این جدی گرفتن یعنی نوسازی ناوگان حملونقل عمومی، سختگیری واقعی در معاینه فنی، برخورد با خودروهای دودزا، توسعه فضای سبز شهری، ترویج حملونقل پاک و آموزش عمومی برای مشارکت شهروندان. هیچکدام از این اقدامات بهتنهایی معجزه نمیکند، اما مجموعه آنها میتواند هوای بیرجند را برای نسلهای آینده حفظ کند. تجربه شهرهای بزرگ به ما میگوید که تأخیر در تصمیمگیری، گرانترین انتخاب است. بیرجند هنوز فرصت دارد؛ اما این فرصت، ابدی نیست. باید امروز تصمیم بگیریم، پیش از آنکه روزی مجبور شویم برای فاجعهای تصمیم بگیریم که میشد بهسادگی از آن پیشگیری کرد.

رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، در نشست شورای اداری استان از تصویب هفت منطقه حفاظتی خصوصی

