مهدی آبادی – در میان همه مؤلفههایی که برای توسعه یک استان برشمرده میشود، از راه و آب و سرمایهگذاری گرفته تا صنعت و کشاورزی، یک عامل بیش از همه زیربنایی و تعیینکننده است؛ منابع انسانی. هیچ منطقهای تنها با اتکا به منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی یا اعتبارات دولتی به توسعه پایدار نمیرسد، مگر آنکه نیروی انسانی توانمند، آموزشدیده، خلاق و مسئولیتپذیر در اختیار داشته باشد. از این منظر، باید پذیرفت که آینده خراسان جنوبی بیش از هر جا، در مدرسهها، هنرستانها، دانشگاهها و مراکز مهارتآموزی این استان شکل میگیرد. خراسان جنوبی استانی است که همواره در عرصه آموزش، پیشینهای قابل احترام داشته است. خانوادهها در این استان به تحصیل فرزندان خود اهمیت میدهند و نگاه فرهنگی مردم به آموزش، ظرفیتی ارزشمند برای پیشرفت محسوب میشود. با این حال، شرایط امروز جامعه و تحولات سریع بازار کار ایجاب میکند که دیگر تنها به آمار قبولیها، مدرکگرایی یا توسعه کمی مراکز آموزشی بسنده نکنیم. مسئله اصلی مسئله اصلی امروز، کیفیت آموزش و نسبت آن با نیازهای واقعی آینده استان است. مدرسه، نخستین نقطه شکلگیری سرمایه انسانی است. اگر دانشآموز در مدرسه، علاوه بر آموزش دروس رسمی، مهارت اندیشیدن، مسئولیتپذیری، کار گروهی، خلاقیت و حل مسئله را نیاموزد، در آینده نیز با وجود داشتن مدرک، توان ایفای نقش مؤثر در جامعه و اقتصاد را نخواهد داشت. در برخی مناطق، بهویژه در بخشهایی از شهرستانها و روستاها، کمبود امکانات آموزشی، محدودیت دسترسی به تجهیزات نوین، کمبود برخی معلمان تخصصی و فاصله آموزشی میان نقاط برخوردار و کمتر برخوردار، همچنان از جمله چالشهایی است که باید جدی گرفته شود. عدالت آموزشی فقط به ساخت مدرسه محدود نیست؛ بلکه به کیفیت برابر فرصتهای یادگیری مربوط میشود. از سوی دیگر، دانشگاههای استان نیز در شرایطی قرار دارند که باید نقش خود را بازتعریف کنند. امروز دیگر دانشگاه صرفاً محل اعطای مدرک نیست؛ بلکه باید به کانون تولید فکر، مهارت، نوآوری و حل مسائل استان تبدیل شود. دانشگاه زمانی موفق است که بتواند میان آموزش نظری و نیازهای واقعی جامعه پیوند برقرار کند. در استانی مانند خراسان جنوبی، که با موضوعاتی چون کمآبی، کشاورزی در اقلیم خشک، ظرفیتهای معدنی، تجارت مرزی، صنایع کوچک، گردشگری و مهاجرت نیروی جوان مواجه است، دانشگاه باید بهصورت مسئلهمحور وارد میدان شود و برای هر یک از این حوزهها ایده، پژوهش کاربردی و نیروی متخصص تربیت کند. یکی از ضعفهایی که در بسیاری از مناطق کشور و البته در استان ما نیز دیده میشود، فاصله میان نظام آموزشی و بازار کار است. دانشآموختگانی که سالها درس خواندهاند، اما مهارت لازم برای ورود مؤثر به فضای حرفهای را ندارند؛ و در مقابل، بخشهایی از بازار کار که به نیروی ماهر نیاز دارند اما امکان تأمین آن به سادگی فراهم نیست. این شکاف، هم موجب سرخوردگی جوانان میشود و هم روند توسعه را کند میکند. از همین رو، تقویت آموزشهای فنی و حرفهای، هنرستانها، مهارتآموزی کاربردی و ارتباط ساختارمند میان دانشگاه و بخشهای اجرایی و اقتصادی، ضرورتی انکارناپذیر است. باید توجه داشت که سرمایه انسانی تنها با آموزش رسمی ساخته نمیشود؛ بلکه با امید به آینده نیز پیوند دارد. اگر دانشآموز و دانشجو احساس کند که پس از سالها تلاش، افق روشنی برای اشتغال، پیشرفت و اثرگذاری در زادگاه خود ندارد، طبیعی است که به خروج از استان فکر کند. مهاجرت نیروهای تحصیلکرده، یکی از چالشهای پنهان اما مهم خراسان جنوبی است. استانی که برای آموزش فرزندانش هزینه میکند، اما در نهایت از ثمره توان علمی و تخصصی آنان بیبهره میماند، در واقع بخشی از سرمایه خود را از دست میدهد. بنابراین، توجه به اشتغال نخبگان، حمایت از کارآفرینی، تقویت شرکتهای دانشبنیان و ایجاد بستر ماندگاری نیروهای متخصص، مکمل سیاستهای آموزشی است. خراسان جنوبی برای آینده خود، بیش از هر چیز به نسلی توانمند، ماهر، امیدوار و مسئلهشناس نیاز دارد؛ نسلی که هم ریشه در فرهنگ بومی خود داشته باشد و هم قدرت حضور در دنیای جدید را پیدا کند. این هدف، تنها با همافزایی آموزش و پرورش، دانشگاهها، خانوادهها، مدیران اجرایی و بخش خصوصی محقق میشود. باید از امروز باور کنیم که توسعه از پشت میزهای اداری آغاز نمیشود؛ بلکه از نیمکتهای مدرسه و صندلیهای کلاس درس شروع میشود. اگر قرار است فردای خراسان جنوبی روشنتر، توانمندتر و کمچالشتر باشد، باید امروز برای آموزش باکیفیت، مهارتمحوری و تربیت منابع انسانی سرمایهگذاری جدیتری صورت گیرد. هر هزینهای که در این مسیر انجام شود، در حقیقت سرمایهگذاری برای آینده استان است؛ آیندهای که بدون نیروی انسانی کارآمد، نه ساخته میشود و نه پایدار میماند.
(لطفاً نظرات و پیشنهادات خود درباره این سرمقاله را از طریق 09155665782 ارسال بفرمایید)

