مهدی آبادی – در فضای پویا و پرتحرک جامعه انقلابی، مواجهه با کلانروایتها و تصمیمات راهبردی در حوزه سیاست خارجی، همواره بسترساز تضارب آرا و مواضع گوناگون بوده است. این روزها نیز با جدیتر شدن مباحث پیرامون مذاکرات و یادداشت تفاهم وتوافق ، شاهد شکلگیری دو دیدگاه عمده در میان دلسوزان و وفاداران به انقلاب هستیم؛ جریانی که با نگاهی به تجارب گذشته، بر لزوم رعایت دقیق شروط و خطوط قرمز حاکمیتی تأکید دارد و هرگونه توافق احتمالی را با عینک بدبینی به طرف مقابل تحلیل میکند، و در مقابل، جریانی که معتقد است باید به کارگزاران و تیم مذاکرهکننده به عنوان فرزندان امین نظام اعتماد کرد و فرآیند دیپلماسی را تحت نظارت عالیه و اشراف کلی ارزیابی نمود. اما آنچه در این میان مایه نگرانی است، تبدیل این تفاوت دیدگاه به یک دوقطبی فرساینده و شیوع ادبیات تند و اتهامافکنانه در سطوح مختلف، بهویژه در پهنه فعالیتهای سیاسی استانها است. واقعیت آن است که پویایی یک جامعه انقلابی در گروی تضارب آرا است، اما واقعیت آن است که پویایی یک جامعه انقلابی در گروی تضارب آرا است، اما بقای آن در گروی وحدت و همدلی؛ گوهری که در شرایط حساس کنونی بیش از هر زمان دیگری به حفظ و صیانت از آن نیازمندیم. نخستین نکتهای که باید بر آن پای فشرد، به رسمیت شناختن حق نقد و مطالبهگری است. دغدغهمندی نیروهای دلسوز نسبت به آینده کشور، عدم تمایل به تکرار آسیبهای گذشته و اصرار بر صیانت از دستاوردها، سرمایهای ارزشمند است. بستن دهان منتقدان و برچسب بیبصیرتی زدن به دغدغههای آنان، نهتنها کمکی به حل مسائل نمیکند، بلکه فضای عمومی را به سمت انسداد نقد سازنده سوق میدهد. نقد دلسوزانه مایه قوام تصمیمگیریها و افزایش دقت کارگزاران در میز مذاکره است. با این حال، مرز میان «نقد» و «تخریب» بسیار باریک و حساس است. نقد سازنده با تکیه بر استدلال، ارائه شواهد، حفظ حرمت اشخاص و ارائه راهکارهای جایگزین شکل میگیرد. در مقابل، تخریب با چاشنی اتهامزنی، قضاوتهای پیشدستانه، تخطئه مطلق تلاشهای دیپلماتیک و ایجاد ناامیدی در بدنه جامعه همراه است. هنگامی که تریبونها و بسترهای رسانهای به جای تحلیل عقلانی، به میدان تاختوتاز و تبادل پیامهای تند تبدیل میشوند، کارکرد نقد از بین رفته و جای خود را به تخریب ساختارها میدهد. در سوی دیگر این موازنه، موضوع اعتماد به مجریان سیاست خارجی مطرح است. دیپلماسی ابزاری است که نظام در کنار مجاهدتهای دفاعی و اقتصادی، برای تأمین منافع ملی از آن بهره میبرد. تیم مذاکرهکننده به عنوان نمایندگان رسمی کشور، در چارچوب سیاستهای کلان تعیینشده حرکت میکنند و بدون شک فرآیندهای تصمیمگیری در این سطح، از کانالهای متعدد نظارتی و ارزیابیهای دقیق کارشناسی عبور میکند.بیاعتمادی مطلق به این ساختار و متهم کردن کارگزاران به نادیده گرفتن مصالح ملی، عملاً دست دیپلماتها را در چانهزنیهای بینالمللی تضعیف میکند. پشتوانه اصلی هر مذاکرهکنندهای در میدان دیپلماسی، اقتدار درونی و انسجام ملی در کشور متبوع اوست. اگر طرف مقابل حس کند که در داخل کشور انسجام و اعتمادی به تیم مذاکرهکننده وجود ندارد، فشار خود را برای تحمیل امتیازات بیشتر افزایش خواهد داد. بنابراین، اعتماد به کارگزاران در چارچوب هدایتهای کلی حاکمیت، یک ضرورت ملی و عقلانی است. در سطوح استانی، به دلیل نزدیکی ارتباطات و اثرگذاری مستقیم فعالان سیاسی و رسانهای بر افکار عمومی محلی، خطرات دوقطبیسازی دوچندان است. پیامهای تند، بیانیههای شتابزده و تقابلهای کلامی در بسترهای محلی به سرعت به شکافهای پایدار تبدیل میشوند و جو همکاری و همافزایی را مسموم میکنند. فعالان سیاسی و رسانهای در استانها باید پیشقراولان آرامشبخشی و تبیین عقلانی مسائل باشند. تفاوت در تحلیل و دیدگاه نباید به برادری و همبستگی نیروهای درون جبهه انقلاب آسیب بزند. دشمنان کشور همواره در کمین نشسته و به دنبال رصد نقاط گسل و انشقاق در بدنه نیروهای وفادار به نظام هستند تا از رهگذر آن، پروژههای ناامیدسازی و اخلال در امنیت روانی جامعه را پیش ببرند. هرگونه صدایی که بوی تفرقه، تکفیر فکری و خروج از جاده انصاف را بدهد، در پازل بدخواهان این مرزوبوم معنا پیدا میکند. در پایان باید گفت، راه عبور از این برهه حساس، تمکین به قانون، احترام به تضارب آرا و ترجیح مصالح ملی بر منافع و تحلیلهای شخصی است. باید به یاد داشته باشیم که تفاوت در روشها و تحلیلها طبیعی است، اما هدف نهایی همه دلسوزان، سربلندی و حفظ اقتدار کشور است. همانطور که سد کردن راه نقد دلسوزانه خلاف پویایی جامعه است، تخریب کارگزاران و ایجاد دوقطبیهای کاذب نیز آسیب مستقیم به امنیت ملی به شمار میرود. شایسته است فعالان سیاسی و رسانهای با سعه صدر، گفتوگوی درونگروهی متین و مرزبندی صریح با ادبیات تخریبی، اجازه ندهند اختلاف در تحلیلهای دیپلماتیک به ابزاری برای ایجاد شکاف در جبهه واحد ملت تبدیل شود. پایبندی به اصول، در کنار سعه صدر و حفظ وحدت، ضامن عبور سرافرازانه از مسیرهای دشوار پیش رو است.
(لطفاً نظرات و پیشنهادات خود درباره این سرمقاله را از طریق 09155665782 ارسال بفرمایید)


