شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵

چرم، هنر و سرمایه‌ای که به کارگاه نرسید؛ روایت 15 سال تولید یک هنرمند بیرجندی در سایه گرانی مواد اولیه

کاری- پانزده سال فعالیت، از چرم مصنوعی و الگوهای ساده مقوایی آغاز شد و به تولید محصولات دست‌دوز با چرم طبیعی رسید؛ اما امروز ادامه همین مسیر برای سعیده خیرآبادی، هنرمند بیرجندی، بیش از گذشته به سرمایه در گردش وابسته است. افزایش مستمر قیمت چرم و یراق‌آلات، نقدی شدن خرید مواد اولیه، کاهش قدرت خرید مشتریان و دسترسی نداشتن به تسهیلات، کسب‌وکار کوچک او را با محدودیت مواجه کرده است؛ کسب‌وکاری که در گوشه‌ای از خانه شکل گرفته و صاحبش امیدوار است روزی به کارگاهی کوچک برای اشتغال چند نفر تبدیل شود.

 

از الگوهای مقوایی تا چرم طبیعی

 

مسیر فعالیت سعیده خیرآبادی از حدود ۱۵ سال قبل آغاز شد؛ زمانی که امکانات امروز را نداشت و با مشاهده طرح‌های مختلف، الگوها را روی مقوا ترسیم و سپس روی چرم مصنوعی اجرا می‌کرد.خیرآبادی درباره نخستین سال‌های فعالیت خود می‌گوید: «کارم را با چرم مصنوعی شروع کردم. طرح‌ها را می‌دیدم، خودم الگوی آنها را روی مقوا درمی‌آوردم و بعد روی چرم پیاده می‌کردم.»تجربه بیشتر، مسیر فعالیت او را به سمت استفاده از چرم طبیعی برد. تغییر مواد اولیه اگرچه به ارتقای کیفیت محصولات کمک کرد، هزینه‌های تولید را نیز افزایش داد؛ هزینه‌هایی که امروز به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های ادامه فعالیت او تبدیل شده است.بخش قابل توجهی از مراحل تولید همچنان در خانه و به‌صورت دستی انجام می‌شود. خیرآبادی چرخ و تجهیزات حرفه‌ای در اختیار ندارد و هزینه بالای تهیه این تجهیزات را یکی از دلایل این وضعیت عنوان می‌کند.او توضیح می‌دهد: «برش الگو را به‌صورت لیزری انجام می‌دهم و پس از آن، سایر مراحل کار را در خانه انجام می‌دهم. کارگاه مستقلی ندارم و محل تولید من همان خانه است.»

 

تولید خانگی در محاصره هزینه‌ها

 

آنچه امروز بیش از هر عامل دیگری بر فعالیت این هنرمند تأثیر گذاشته، افزایش هزینه مواد اولیه است.چرم طبیعی، یراق‌آلات و ابزار مورد نیاز، سهم قابل توجهی در قیمت تمام‌شده محصول دارند. به گفته خیرآبادی، تغییر قیمت‌ها به اندازه‌ای سریع شده که گاهی فاصله میان دو خرید نیز می‌تواند هزینه تولید را تغییر دهد.او می‌گوید: «قیمت چرم و ابزار و یراق مرتب تغییر می‌کند. اگر بخواهم یک لاشه کامل چرم تهیه کنم، به نقدینگی بالایی نیاز دارم و اگر تکه‌ای خرید کنم، به دلیل پرتی کار، هزینه تمام‌شده بیشتر می‌شود.»پرت چرم یکی از هزینه‌های پنهان تولید است. خرید قطعات کوچک‌تر ممکن است در ظاهر سرمایه کمتری بخواهد، اما بخشی از چرم در فرآیند برش قابل استفاده نیست و همین مسئله هزینه تولید را افزایش می‌دهد.از سوی دیگر، خرید عمده که می‌تواند قیمت مواد اولیه را کاهش دهد، خود نیازمند سرمایه بیشتری است.خیرآبادی بیشتر مواد اولیه مورد نیاز خود را از بیرجند تهیه می‌کند و تجربه محدودی نیز از خرید در تهران دارد. به گفته او، خرید مستقیم از مراکز عمده در تهران یا مشهد زمانی مقرون‌به‌صرفه خواهد بود که تولیدکننده توان خرید در حجم بالاتر را داشته باشد.

 

وقتی خرید مواد اولیه نقدی می‌شود

 

افزایش قیمت تنها بخشی از مسئله است. تغییر شرایط فروش مواد اولیه نیز فعالیت تولیدکنندگان کوچک را دشوارتر کرده است.خیرآبادی می‌گوید در گذشته امکان پرداخت مرحله‌ای برخی خریدها وجود داشت، اما اکنون بخش عمده معاملات به‌صورت نقدی انجام می‌شود.«قبلاً گاهی می‌توانستم هزینه خرید چرم را در دو مرحله پرداخت کنم، اما اکنون بیشتر فروشندگان نقدی کار می‌کنند. برای تولیدکننده‌ای که سرمایه در گردش محدودی دارد، این شرایط کار را سخت‌تر می‌کند.»در چنین وضعیتی، چرخه تولید به فروش سریع محصول قبلی وابسته می‌شود؛ به این معنا که تا محصول تولیدشده به فروش نرسد، سرمایه لازم برای خرید مواد اولیه محصول بعدی فراهم نمی‌شود.

 

تولید به اندازه سرمایه موجود

 

خیرآبادی شرایط فعلی کسب‌وکار خود را نزدیک به نقطه سربه‌سر توصیف می‌کند. سرمایه محدود اجازه نمی‌دهد تعداد زیادی محصول تولید و برای فروش آینده نگهداری شود.او می‌گوید: «مواد اولیه را تهیه می‌کنم و محصول را می‌سازم، اما باید همان محصول به فروش برسد تا بتوانم دوباره چرم و یراق بخرم. اگر فروش انجام نشود، سرمایه‌ای برای تولید بعدی باقی نمی‌ماند.»

این وضعیت یکی از تفاوت‌های مهم میان تولیدکننده کوچک خانگی و واحدهای دارای سرمایه در گردش است. در کسب‌وکارهای کوچک، توقف گردش سرمایه می‌تواند مستقیماً به کاهش یا توقف تولید منجر شود.خیرآبادی نیز فعالیت خود را از ابتدا با سرمایه‌ای محدود آغاز کرده است: «از ابتدا سرمایه زیادی نداشتم. با چرم مصنوعی و در حجم کم شروع کردم و به مرور کار را توسعه دادم.»برای چنین کسب‌وکارهایی، سرمایه در گردش یک مفهوم صرفاً اقتصادی نیست. گاهی فاصله میان خرید یک لاشه چرم و ناتوانی در خرید آن، فاصله میان ادامه تولید و توقف کار است.

خیرآبادی هنوز همان مسیر ۱۵ سال گذشته را ادامه می‌دهد؛ تولید می‌کند، در بازارچه‌ها حاضر می‌شود، مشتری پیدا می‌کند و بخشی از درآمد حاصل از فروش را دوباره برای خرید مواد اولیه به چرخه کار بازمی‌گرداند.در انتهای این مسیر، خواسته او چندان دور از نقطه‌ای نیست که سال‌ها پیش از آن آغاز کرده است؛ فضایی برای کار کردن. با این تفاوت که این بار به جای گوشه‌ای از خانه، رؤیای کارگاهی کوچک را دارد؛ کارگاهی که چند نفر دیگر نیز پشت میزهای آن بنشینند و یک هنر فردی، به فرصتی برای درآمد و اشتغال تبدیل شود.

 

دو سوی یک قیمت؛ تولیدکننده و مشتری

 

افزایش قیمت مواد اولیه در نهایت خود را در قیمت محصول نهایی نشان می‌دهد؛ نقطه‌ای که مشکلات تولیدکننده با محدودیت قدرت خرید مشتری تلاقی می‌کند.خیرآبادی می‌گوید برخی مشتریان با مشاهده قیمت محصول، آن را بالا می‌دانند، در حالی که بخش زیادی از قیمت نهایی پیش از شروع دوخت و هنگام تهیه چرم و یراق شکل گرفته است.«وقتی مشتری قیمت را می‌بیند، ممکن است بگوید محصول گران است؛ اما وقتی ماده اولیه با قیمت بالا خریداری شده، طبیعی است که قیمت محصول نهایی نیز افزایش پیدا کند.»در مقابل، کاهش قدرت خرید مردم نیز واقعیتی است که این هنرمند آن را در تعداد سفارش‌ها مشاهده می‌کند. حتی مشتریان دائمی نیز در شرایط افزایش هزینه‌های زندگی، سفارش‌های کمتری ثبت می‌کنند.

 

سهم هنرمند از گرانی؛ کاهش دستمزد

 

در این میان، خیرآبادی تلاش کرده است همه افزایش هزینه‌ها را به قیمت نهایی منتقل نکند.او می‌گوید برای حفظ بازار و توان خرید مشتری، گاهی بخشی از افزایش هزینه را از سهم دستمزد خود جبران می‌کند.«سعی می‌کنم قیمت‌ها را مرتب افزایش ندهم و تا جایی که امکان دارد قیمت محصول را پایین نگه دارم. در عمل بخشی از این فشار از دستمزد خودم کم می‌شود.»این جمله شاید یکی از مهم‌ترین بخش‌های روایت یک تولیدکننده صنایع‌دستی باشد؛ جایی که برای کنترل قیمت نهایی، نخستین بخشی که کوچک می‌شود سهم نیروی انسانی و ارزش زمانی است که برای تولید یک محصول صرف شده است.

 

بازارچه‌ها؛ ویترین تولیدکنندگان بدون مغازه

 

خیرآبادی مغازه یا فضای فروش دائمی ندارد. نمایشگاه‌ها و بازارچه‌های شهری برای او تنها محل عرضه چندروزه محصول نیستند؛ بخشی از مسیر بازاریابی و ارتباط مستقیم با مشتری محسوب می‌شوند.او می‌گوید: «نمایشگاه‌هایی که در شهر برگزار می‌شود یکی از مهم‌ترین فرصت‌های من برای ارتباط مستقیم با مردم است. در همین نمایشگاه‌ها تعدادی از افراد با کارم آشنا شدند و بعد از طریق صفحه مجازی به مشتری دائم تبدیل شدند.»فروش اینترنتی و انتشار آگهی در پلتفرم‌های مختلف نیز بخشی دیگر از تلاش او برای دسترسی به بازار است.

با این حال، فروش مجازی نیز نمی‌تواند اثر کاهش قدرت خرید را به‌طور کامل جبران کند.به گفته خیرآبادی، مشتری ثابت همچنان وجود دارد اما میزان سفارش در شرایط اقتصادی فعلی کاهش پیدا کرده است.

 

تسهیلات؛ حلقه مفقوده توسعه کار

 

برای توسعه این کسب‌وکار خانگی، مهم‌ترین مطالبه خیرآبادی سرمایه اولیه و سرمایه در گردش است.او می‌گوید برای دریافت تسهیلات اشتغال پیگیری‌هایی انجام داده اما تاکنون موفق به دریافت حمایت مالی مورد نیاز نشده است.به گفته وی، در یکی از پیگیری‌ها به او اعلام شده بود که در مقطع موردنظر، به دلیل شرایط پس از جنگ ۱۲ روزه، اولویت تسهیلات با استان‌های آسیب‌دیده است و تسهیلات مورد انتظار هنوز به استان اختصاص نیافته بود.خیرآبادی معتقد است دسترسی به سرمایه می‌تواند شرایط خرید مواد اولیه را تغییر دهد؛ زیرا به جای خریدهای خرد و گران‌تر، امکان تهیه عمده چرم و یراق از بازارهای اصلی فراهم خواهد شد.او می‌گوید: «اگر سرمایه اولیه داشته باشم می‌توانم از تهران یا مشهد خرید عمده انجام دهم. وقتی مقدار خرید بیشتر باشد، قیمت هم متفاوت خواهد بود. اما خرید عمده خودش سرمایه می‌خواهد.»

 

تجربه‌ای که می‌تواند به اشتغال تبدیل شود

 

فعالیت خیرآبادی در این سال‌ها تنها به تولید محصول محدود نمانده است. او سابقه آموزش این هنر در مجموعه‌های مختلف، از جمله اداره زندان را نیز دارد.همین تجربه آموزشی سبب شده نگاه او به آینده صرفاً افزایش تولید شخصی نباشد.خیرآبادی می‌گوید علاقه‌مند است در صورت فراهم شدن شرایط، کارگاهی کوچک ایجاد کند و تعدادی از افراد را در کنار خود به کار گیرد.«آموزش دادن را دوست دارم. دوست دارم یک کارگاه کوچک داشته باشم و چند نفر هم در کنار من کار دوخت‌ودوز را انجام دهند تا آنها نیز بتوانند به درآمد برسند.»در چنین شرایطی، حمایت از یک کسب‌وکار کوچک تنها به افزایش تولید یک هنرمند محدود نمی‌شود و می‌تواند زمینه انتقال مهارت و ایجاد فرصت‌های درآمدی جدید را نیز فراهم کند.

 

فاصله یک خانه تا یک کارگاه

 

پانزده سال از نخستین روزهایی که خیرآبادی با چرم مصنوعی و الگوهای مقوایی کار خود را آغاز کرد، گذشته است. امروز تجربه بیشتری دارد، با چرم طبیعی کار می‌کند، مشتریان ثابتی پیدا کرده و آموزش این هنر را نیز تجربه کرده است؛ اما هنوز تولید در خانه انجام می‌شود و سرمایه در گردش، مهم‌ترین محدودیت توسعه فعالیت اوست.روایت این هنرمند بیرجندی، تنها شرح مشکلات یک تولیدکننده نیست؛ تصویری از بخشی از مشاغل خرد و خانگی است که میان افزایش هزینه مواد اولیه و کاهش توان خرید بازار قرار گرفته‌اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در هفتادوهفتمین جلسه شورای گفتگوی دولت و بخش خصوصی خراسان جنوبی، طرح مطالبات و انتقادات

بیشتر

حاجی – استاندار خراسان جنوبی در شورای اقامه نماز استان تأکید کرد که میزان موفقیت

بیشتر

خاتون ختم – مدیرکل صنعت، معدن و تجارت خراسان جنوبی از تحقق ۳۶ همت سرمایه‌گذاری

بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فرم

فرم گزارش اشکال در سایت