چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵

چرا ایران 47 سال، ابزار تنگه هرمز را رو نکرد؟

فدایی- سؤالی مطرح می‌شود که اگر ایران ابزار بستن یا کنترل تنگه هرمز را در اختیار داشته، چرا در طول ۴۷ سال گذشته یا حتی در جریان جنگ ۱۲ روزه از آن استفاده نکرده است؟این پرسش در نگاه نخست عجیب به نظر می‌رسد. در عقلانیت مدرن امروز، اغلب «برخورداری از قدرت» مترادف با «اعمال قدرت» تلقی می‌شود. از این رو، هنگامی که فرد یا کشوری قدرتی در اختیار دارد اما از آن استفاده نمی‌کند، این موضوع برای بسیاری باورپذیر نیست.
ایالات متحده پیش و بیش از آن‌که در میدان نبرد نظامی شکست بخورد، در عرصه ایده و نظریه با چالش و فرسایش مواجه شده است. در منطق رایج آمریکایی، دشوار است پذیرفته شود که کشوری توان ایجاد بحران اقتصادی و اختلال در امنیت انرژی جهان از طریق کنترل یک تنگه راهبردی را داشته باشد، اما با وجود دهه‌ها تحریم و فشار، از چنین ابزاری استفاده نکند. این مقوله آن‌چنان باورناکردنی تلقی می‌شود که به یکی از بزرگ‌ترین خطاهای محاسباتی آمریکا در جنگ کنونی تبدیل شده است. آنان باور نمی‌کردند ایران بتواند تنگه را در اختیار خود بگیرد؛ معادله‌ای که کل توازن جنگ را دستخوش تغییر کرده است.
در شرایط کنونی، زمان به سود ایران در حال گذر است. با گذشت هر روز از جنگ، وضعیت در کشورهای غربی و متحدان تمدنی آمریکا دشوارتر می‌شود. تاکنون افزایش قیمت‌ها آشکار شده است؛ باید منتظر ماند تا پیامدهای آن در قالب کمبودها نیز نمایان شود. در آن صورت، نشانه‌های فرسایش نظم مبتنی بر سلطه غرب بیش از هر زمان دیگری شنیده خواهد شد. اما پرسش اصلی همچنان باقی است: چرا جمهوری اسلامی ایران تاکنون چنین اقدامی انجام نداده است؟ پاسخ کوتاه، ساده اما برای افکارعمومی جهان نامأنوس است.
جمهوری اسلامی ایران تلاش کرده است تا حد امکان از به‌کارگیری ابزارهای قدرت خود خودداری کند. این رویکرد نه از سر ناتوانی، بلکه ناشی از سیاستی است که تمایلی به سلطه‌جویی یا بهره‌برداری فرصت‌طلبانه از موقعیت‌های بحرانی ندارد. حتی در شرایط فشار و تحریم‌های طولانی‌مدت نیز تلاش شده است از تبدیل این گذرگاه راهبردی به ابزاری برای ایجاد ناامنی و بی‌ثباتی پرهیز شود. در واقع، ایران در طول این سال‌ها کوشیده است با ایفای نقشی امنیت‌ساز، به تداوم جریان باثبات و نسبتاً ارزان انرژی در جهان کمک کند. رویکرد جمهوری اسلامی در قبال تنگه هرمز همواره بر حفظ امنیت و ثبات کشتیرانی استوار بوده و مخالفت با حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس نیز در همین چارچوب و با هدف جلوگیری از تبدیل شدن این منطقه به عرصه رقابت و فشار قدرت‌های خارجی مطرح شده است.تردیدی نیست که اگر ایالات متحده به چنین گذرگاه راهبردی دسترسی و تسلط مستقیم می‌داشت، از آن به‌عنوان ابزاری برای اعمال نفوذ گسترده بر دیگر کشورها و تحمیل اراده خود در مقیاس جهانی بهره می‌گرفت.بر همین اساس، سیاست ایران در قبال تنگه هرمز نه «بستن» آن، بلکه «مدیریت و تأمین امنیت» این گذرگاه راهبردی بوده است. مدیریت تنگه به معنای جلوگیری از عبور دیگر کشورها نیست؛ بلکه به معنای حفظ ثبات، تضمین امنیت کشتیرانی و جلوگیری از تبدیل شدن این مسیر حیاتی به ابزاری برای اعمال فشار قدرت‌های فرامنطقه‌ای است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاری – ۱۴۷ مقاله علمی، ۵۲ داور تخصصی و نمایشگاهی که قرار است برای نخستین‌بار

بیشتر

کاری – بیش از سه دهه از عمر پروژه هتل کویر بیرجند می‌گذرد؛ پروژه‌ای که

بیشتر

فرهنگ ریشه‌دار و پیشینه درخشان وقف در خراسان جنوبی، نمادی ارزشمند از عمق باورهای دینی

بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فرم

فرم گزارش اشکال در سایت