جم – بررسی جدید از هزینه خانوارها نشان میدهد که فقر از مرز دهکهای پایین عبور کرده و به میانه جدول رسیده است. دهک هشتم که بسیاری آن را نماد رفاه میدانند، تنها با یک جهش قیمت مسکن یا درمان، به زیر خط ۶۰ میلیون تومانی
سقوط میکند. در این میان، دهکهای اول و دوم حتی توان تأمین کف هزینه خوراک روزانه را هم ندارند.به گزارش اقتصادنیوز، فقر دیگر با حساب بانکی خالی شروع نمیشود؛ از جایی آغاز میشود که سفره کوچکتر میشود، پروتئین حذف میشود، درمان به تأخیر میافتد و اجارهخانه تمام درآمد را میبلعد. در چنین شرایطی، قرار گرفتن در دهک هفتم یا هشتم، نشانه رفاه نیست؛ فقط یعنی وضعیت این خانوارها «کمی بهتر از بقیه» است. دهکبندی، جایگاه نسبی را نشان میدهد، نه امنیت معیشتی را.
خط فقر به دهکهای میانی رسید؛ هفت دهک در منطقه نارنجی
بر اساس دادههای طرح هزینه و درآمد خانوار سال ۱۴۰۳ که با شاخص قیمت تا خرداد ۱۴۰۵ تعدیل شده، خط فقر نسبی تهران حدود ۶۰ میلیون تومان برآورد شده است. با در نظر گرفتن محدوده ۱۵ درصد بالاتر و پایینتر به عنوان منطقه آسیبپذیر، تصویر هشداردهنده است: دهکهای اول تا ششم آشکارا زیر خط فقر قرار دارند. دهک هفتم با ۵۵.۸ میلیون تومان، ۷ درصد پایینتر از مرز فقر ایستاده و دهک هشتم با ۶۵.۸ میلیون تومان، فقط ۱۰ درصد بالاتر از این خط نفس میکشد. یعنی تنها یک شوک قیمتی، این دهک را هم به جمع زیرخطفقرها میفرستد.
دهکهای اول و دوم: حتی کف خوراک را هم نمیتوانند تأمین کنند
نکته تلختر در سبد خوراک نهفته است. بر اساس برآوردها، کف هزینه خوراک ماهانه یک خانوار متوسط ۳.۳ نفره حدود ۲۴.۹ میلیون تومان است؛ رقمی که فقط شامل غذا میشود و هیچ سهمی برای مسکن، درمان و سایر مخارج ندارد. اما دهک اول با ۱۳.۷ میلیون و دهک دوم با ۲۳.۸ میلیون تومان کل هزینه ماهانه، حتی به این کف خوراک هم نمیرسند. در دهکهای سوم تا ششم، سهم خوراک از کل هزینه بین ۵۲ تا ۸۴ درصد است؛ یعنی سفره، تمام بودجه را بلعیده و جایی برای اجاره و درمان نمانده است.
دهک هشتم؛ برچسب رفاه، اما جیب خالی مستأجران
میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، پیشتر اعلام کرده بود که یک خانوار سهنفره تهرانی با ۳۰ میلیون درآمد (مالک) یا ۴۲ میلیون (مستأجر) وارد دهک هشتم میشود. این یعنی دهک هشتم، برای مستأجران، همان خط فقر است با یک پسوند مسکنخورده. معاون رفاه وزارت کار نیز تأکید کرده که اختلاف معناداری بین دهکهای هفتم، هشتم و نهم وجود ندارد و حذف این دهکها از حمایتها، از نظر کارشناسی اشتباه است.
دهک دهم؛ از کارمند معمولی تا مولتیمیلیاردر در یک گروه آماری
میانگین ۱۴۶ میلیونی هزینه دهک دهم، تصویری فریبنده از رفاه ارائه میدهد. اما این میانگین، تحت تأثیر ثروتمندترین یک درصد جامعه شکل گرفته است. دهک دهم شامل صدکهای ۹۱ تا ۱۰۰ است؛ یعنی خانوادهای که تازه از دهک نهم عبور کرده، در کنار افرادی با خودروهای ۵ میلیاردی و املاک ۵۰ میلیاردی قرار میگیرد. وزارت رفاه نیز به همین دلیل، تحلیل را به صدکها برده تا این نابرابری دروندهکی پنهان نماند.
کف خوراک، فشار مضاعف بر دهکهای میانی
بر اساس جدول سهم خوراک، دهک هفتم باید ۴۵ درصد و دهک هشتم ۳۸ درصد از کل هزینه خود را به غذا اختصاص دهند. این ارقام در حالی است که هزینه مسکن در تهران بهتنهایی میتواند بیش از ۴۰ درصد درآمد خانوار را بخورد. یعنی دهک هشتم، با وجود قرار گرفتن «بالاتر از خط فقر»، عملاً در تنگنای شدید انتخاب میان اجاره و سفره قرار دارد. این همان جایی است که «رفاه آماری» با «فقر عملیاتی» برخورد میکند.
مرز یارانه، پایینتر از مرز امنیت معیشتی
دولت در طرح جدید کالابرگ، حدود ۹۰ درصد جمعیت را تحت پوشش قرار داده و تنها دهک دهم (با درآمدهای بسیار بالا) را از حمایت خارج کرده است. این پوشش گسترده، بهخوبی نشان میدهد که مرز نیاز به حمایت، بسیار بالاتر از سه دهک اول قرار دارد. اما مسئله این است که «بالاتر از خط فقر بودن» مساوی با «بینیازی» نیست. دهک هفتم روی لبه فقر ایستاده، دهک هشتم تنها یک قدم فاصله دارد و حتی بخشی از دهک دهم، به تأکید وزارت رفاه، تفاوت چندانی با دهک نهم ندارد.
فقر در حاشیه دهکهای میانی؛ نه فقط پایین جدول
دادهها نشان میدهد فقر امروز فقط دهک پایین را درگیر نکرده است؛ در حاشیه دهک میانی حرکت میکند، به سفرهها نزدیک شده و خود را در کاهش کالری، حذف پروتئین و عقبانداختن درمان نشان میدهد. دهک بندی، جایگاه نسبی خانوار را مشخص میکند، اما هرگز نمیگوید که آیا این جایگاه برای یک زندگی حداقلی امن است یا خیر. فقر جدید، پشت برچسبهای آماری پنهان شده و از سفرههای بهظاهر معمولی، غذا را میدزدد.

