سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵

پزشکی که برای حافظه بیرجند نسخه نوشت

کاری-  یک عمر برای بیماران نسخه نوشت و همزمان برای فراموش نشدن تاریخ سرزمینش قلم زد؛ حاصل این دو مسیر موازی، سال‌ها طبابت و تدریس، بیش از ۴۰ اثر فرهنگی و اهدای صدها عنوان کتاب است. آیین تجلیل از دکتر محمود رفیعی اما فقط مرور گذشته یک پزشک نبود؛ از گرانی کتاب و کمبود کتابخانه در جنوب بیرجند تا ضرورت انتقال تجربه بزرگان به نسل جوان، همه به یک پرسش رسید: حافظه فرهنگی یک شهر را چه کسانی برای آینده نگه می‌دارند؟

چه زیباست شبی که به نام کتاب آغاز شود؛ شبی برای پاسداشت مردی که نیم‌قرن از عمرش را میان پزشکی، آموزش، پژوهش و فرهنگ تقسیم کرده است.باغ سلامت بیرجند این بار میزبان یک مراسم معمولی نبود؛ پزشکان و دانشگاهیان آمده بودند، شاعران و اهالی فرهنگ کنار مسئولان نشسته بودند و کتاب و تاریخ، نقطه مشترک گفت‌وگوها بود.همه این مسیرها در آن شب به یک نام می‌رسید؛ دکتر محمود رفیعی.

پزشکی که بخشی از زندگی‌اش در مطب، بیمارستان و دانشگاه گذشته و بخش دیگری از آن میان کتاب‌ها، اسناد تاریخی و پژوهش درباره فرهنگ و هویت خراسان جنوبی.

آیین تجلیل از نیم‌قرن فعالیت فرهنگی دکتر محمود رفیعی با میزبانی مؤسسه چهار درخت و همراهی مجموعه‌های فرهنگی و علمی برگزار شد؛ شبی که هرچه جلوتر رفت، از بزرگداشت یک فرد فراتر رفت و به روایت بخشی از حافظه فرهنگی بیرجند تبدیل شد.

 

دو زندگی در یک عمر؛ پزشکی و فرهنگ

 

نام محمود رفیعی برای بسیاری با پزشکی و سال‌ها تدریس دانشگاهی گره خورده است، اما در کنار این کارنامه علمی، زندگی دیگری هم جریان داشته است؛ زندگی مردی که برای شناخت و ثبت تاریخ، فرهنگ، اسناد، گویش و نام‌آوران زادگاهش وقت گذاشته است.در این آیین عنوان شد که تاکنون بیش از ۴۰ اثر فرهنگی از دکتر رفیعی منتشر شده؛ آثاری که جدا از نوشته‌ها و تألیفات تخصصی او در حوزه پزشکی است.

بخشی از این آثار به تاریخ، اقلیم، فرهنگ، اسناد و چهره‌های اثرگذار خراسان جنوبی و شرق کشور اختصاص دارد؛ کتاب‌هایی که اهمیتشان تنها در تعداد صفحات یا شمارگان آنها نیست، بلکه در روایت‌ها و اسنادی است که از فراموشی نجات داده‌اند.افتخاری، فعال فرهنگی خراسان جنوبی با اشاره به این کارنامه، از رفیعی به عنوان چهره‌ای یاد کرد که برای معرفی نام‌آوران و حفظ داشته‌های تاریخی منطقه تلاش کرده است.وی از کتاب «ارج‌نامه دکتر محمود رفیعی؛ پزشک خادم فرهنگ» نیز یاد کرد و به فعالیت‌های فرهنگی خاندان رفیعی، آثار مرتبط با درمیان و قلعه فورگ و سابقه وقف در این خاندان پرداخت.اما شاید برای فهم ارزش این سال‌ها، باید از خود کتاب فاصله گرفت و پرسید پشت جلد هر کتاب تاریخی چه اتفاقی افتاده است؟

 

پشت جلد کتاب‌ها چه کسی ایستاده؟

 

علی ناصری، فرماندار بیرجند در این مراسم به بخش کمتر دیده‌شده کار فرهنگی اشاره کرد.وقتی خیری مدرسه‌ای می‌سازد یا بنایی ایجاد می‌کند، معمولاً نام او روی ساختمان می‌ماند و مردم بانی آن را می‌شناسند؛ اما صدها نفر ممکن است کتابی را بخوانند، بی‌آنکه بدانند پشت انتشار آن چه میزان تحقیق، سرمایه، جست‌وجو و تلاش قرار گرفته است.ناصری با اشاره به فعالیت‌های دکتر رفیعی گفت بخشی از آثار منتشرشده، بدون دریافت وجه در اختیار کتابخانه‌ها، مراکز و علاقه‌مندان قرار گرفته است.

در چنین نگاهی، کتاب دیگر فقط کالایی برای فروش نیست؛ وسیله‌ای است برای رساندن دانش و تاریخ به مخاطبی که شاید سال‌ها بعد به آن نیاز داشته باشد.فرماندار بیرجند برای توضیح اهمیت این تلاش، به «گزارش‌های محرمانه کنسولگری انگلیس در سیستان و قاینات» اشاره کرد؛ اسنادی که جمع‌آوری، نسخه‌برداری، انتقال و ترجمه آنها بخشی از کاری بوده که امروز ممکن است مخاطب در چند دقیقه آن را ورق بزند.

در میان همین صفحات، وقایع روزانه، رفت‌وآمد شخصیت‌ها و بخشی از تحولات منطقه ثبت شده و برای پژوهشگری که بخواهد گذشته بیرجند، قاینات و شرق کشور را بررسی کند، می‌تواند به یک منبع تاریخی تبدیل شود.ناصری تعبیر روشنی برای چنین تلاشی داشت: این کار جز با عشق و علاقه به تاریخ و فرهنگ یک سرزمین ممکن نیست.

 

وقتی کتاب گران می‌شود

 

اما سخن از کتاب، خیلی زود از گذشته به یکی از مشکلات امروز رسید؛ گرانی کتاب.

فرماندار بیرجند با اشاره به افزایش هزینه‌های انتشار گفت برخی کتاب‌هایی که در گذشته با قیمت بسیار پایین‌تری چاپ شده‌اند، اگر امروز تجدید چاپ شوند ممکن است حدود یک میلیون و ۳۰۰ تا یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان قیمت داشته باشند. این عدد در دل یک مراسم فرهنگی، معنای دیگری پیدا می‌کند.از یک طرف می‌خواهیم جوانان تاریخ شهرشان را بخوانند و با مفاخر و هویت منطقه آشنا شوند و از طرف دیگر، افزایش هزینه‌ها کتاب را برای بخشی از همان مخاطبان به کالایی گران تبدیل کرده است.وقتی کتاب از دسترس خانواده دور شود، بخشی از حافظه مکتوب جامعه هم از مخاطب فاصله می‌گیرد.

 

جنوب بیرجند؛ هنوز در انتظار فضای کتابخانه‌ای

 

شب تجلیل از دکتر رفیعی یک مطالبه شهری را نیز به میان آورد.ناصری با اشاره به اقدامات انجام‌شده برای نوسازی و بهسازی کتابخانه‌های بیرجند در سال‌های گذشته تصریح کرد که جنوب بیرجند همچنان با کمبود فضای کتابخانه‌ای مواجه است.جمله‌ای کوتاه، اما با یک سؤال جدی: اگر قرار است نسل بعد با کتاب و مطالعه مأنوس شود، سهم کودکان و نوجوانان ساکن مناطق مختلف شهر از دسترسی به کتابخانه چیست؟تجلیل از نویسنده و پژوهشگر زمانی معنای کامل‌تری پیدا می‌کند که کتاب‌هایش جایی برای خوانده شدن داشته باشند.فرماندار بیرجند آرزوی دیگری نیز مطرح کرد؛ اینکه روزی در مدارس، دانشگاه‌ها و محافل این شهر مردم از یکدیگر بپرسند: «آخرین کتابی که درباره تاریخ بیرجند منتشر شده چیست؟»او این آرزو را دست‌نیافتنی ندانست.شاید شاخص یک شهر فرهنگی نیز همین باشد؛ کتاب فقط در قفسه‌ها نماند، بلکه موضوع گفت‌وگوی مردم شود.

 

۷۵۰ عنوان کتاب؛ هدیه‌ای به دانشگاه

 

روایت دیگری از دکتر رفیعی را دکتر گنجی‌فرد، رئیس دانشگاه علوم پزشکی بیرجند بیان کرد.به گفته وی، رفیعی مجموعه‌ای شامل حدود ۷۵۰ عنوان کتاب را به دانشگاه علوم پزشکی بیرجند اهدا کرده است.گنجی‌فرد گفت فعالیت رفیعی را باید در دو عرصه دید؛ از یک سو پزشکی، تدریس و سال‌ها حضور دانشگاهی و از سوی دیگر فرهنگ، ادبیات و علوم انسانی.

وی تأکید کرد بخشی از آثار دکتر رفیعی برای معرفی اقلیم، تاریخ، فرهنگ و ظرفیت‌های خراسان جنوبی و شرق کشور نوشته و منتشر شده است.اما رئیس دانشگاه علوم پزشکی بیرجند تنها از گذشته سخن نگفت؛ درخواست او از این پزشک پیشکسوت، نگاه مراسم را به نسل آینده برد.

گنجی‌فرد از رفیعی خواست با آغاز سال تحصیلی در میان دانشجویان حاضر شود و از تجربه‌های چند دهه فعالیت علمی و حرفه‌ای خود برای آنان بگوید.

دانشجویی که در آغاز مسیر پزشکی قرار دارد، شاید در کنار درس‌های دانشگاه، به شنیدن روایت کسی نیاز داشته باشد که این مسیر را پیموده است؛ از انتخاب‌ها، دشواری‌ها و تجربه‌هایی که در هیچ کتاب درسی نوشته نمی‌شوند.

 

بزرگان متعلق به آینده‌اند

 

دانشگاه علوم پزشکی بیرجند در آستانه چهلمین سال فعالیت خود قرار دارد و گنجی‌فرد از برنامه‌ریزی برای برگزاری برنامه‌هایی به همین مناسبت و ثبت تجربه پیشکسوتان خبر داد.وی گفت برنامه‌هایی برای ابتدای سال در نظر گرفته شده بود که به دلیل شرایط پیش‌آمده امکان برگزاری آن در سه‌ماهه نخست سال فراهم نشد و دانشگاه امیدوار است تا پایان سال این برنامه را برگزار کند.رئیس دانشگاه از دکتر رفیعی نیز برای حضور در این برنامه و ثبت خاطرات و تجربیاتش دعوت کرد.

اما جمله‌ای که از میان سخنان او بیش از بقیه در فضای مراسم ماند، شاید فلسفه همه این بزرگداشت‌ها را در خود داشت:«بزرگان یک سرزمین متعلق به گذشته یا حال نیستند؛ متعلق به آینده‌اند.»اگر تجربه یک نسل ثبت نشود، نسل بعد بخشی از مسیر را دوباره از ابتدا طی خواهد کرد.

شاید تجلیل واقعی از یک پیشکسوت هم فقط لوح، قاب عکس و مراسم نباشد؛ گاهی نشاندن یک استاد در میان جوانان و شنیدن تجربه‌های او، میراثی ماندگارتر است.

 

فرهنگ با یک دست ساخته نمی‌شود

 

کدخدا، مدیر کانون کتاب بیرجند نیز در این مراسم از وجه دیگری به موضوع پرداخت؛ اینکه برنامه‌های فرهنگی بدون مشارکت و همدلی مجموعه‌های مختلف شکل نمی‌گیرند.وی گفت بسیاری از کسانی که برای برگزاری چنین برنامه‌هایی همکاری می‌کنند، بدون چشمداشت و با دغدغه فرهنگی پای کار می‌آیند.او از همراهی شهرداری بیرجند، فعالان فرهنگی، رسانه‌ها، مؤسسه چهار درخت و عوامل اجرایی قدردانی کرد و تأکید داشت اگر نهادهای فرهنگی کنار یکدیگر قرار گیرند، می‌توان برنامه‌هایی در شأن بیرجند و خراسان جنوبی برگزار کرد.کدخدا همچنین از برنامه‌ریزی برای برگزاری بزرگداشت شمس و مولانا سخن گفت؛ نمونه‌ای دیگر از همان نگاه جمعی که هر مجموعه گوشه‌ای از کار فرهنگی شهر را برعهده بگیرد.

 

وقتی بیرجند با گویش خودش شعر شد

 

میان سخنرانی‌ها، جمشید آذری، شاعر خراسان جنوبی شعری به گویش محلی خواند و برای دقایقی، صدای دیگری از فرهنگ منطقه در باغ سلامت پیچید. واژه‌هایی که برای برخی خاطره کوچه‌ها و خانه‌های قدیمی بیرجند بود، در شبی شنیده شد که موضوعش حفظ میراث فرهنگی بود.همین چند دقیقه یادآوری کرد که میراث یک شهر فقط در بناها و اسناد تاریخی خلاصه نمی‌شود؛ زبان و گویش مردم نیز بخشی از حافظه آن شهر است.گاهی میراث، همان کلمه‌ای است که اگر نسل بعد دیگر آن را بر زبان نیاورد، آرام و بی‌صدا از میان می‌رود.

 

همه از رفیعی گفتند؛ او از بیرجند

 

در پایان، مردی که همه شب درباره او سخن گفته بودند، پشت تریبون قرار گرفت.شاید انتظار می‌رفت حالا دیگر دکتر محمود رفیعی از کتاب‌هایش، سال‌های پزشکی یا دشواری‌های پنج دهه فعالیت خود بگوید، اما او بیش از آنکه از خودش سخن بگوید، از بیرجند گفت.رفیعی تأکید کرد: «حقیقتاً بیرجند شهر فرهنگی است.»از دانشمندان و بزرگانی گفت که از این دیار برخاسته‌اند و از چهره‌های علمی و فرهنگی که امروز در دانشگاه‌های بیرجند حضور دارند.سپس از تعبیر «حاکم فرهنگی» استفاده کرد و میان یک حاکم صرف و حاکمی که دغدغه فرهنگ و آموزش دارد، تفاوت گذاشت.وی گفت: «خیلی فرق است بین یک حاکم و یک حاکم فرهنگی؛ ما باید شکرگزار باشیم که حاکمان خوبی داشتیم و اینها حاکمان فرهنگی بودند.»رفیعی با اشاره به خدمات خاندان شوکت‌الملک افزود: «یاد و خاطره این بزرگان باید همیشه در ذهن ما بماند؛ اینها خدمتگزاران خوبی برای مردم بیرجند بودند.»بعد سخن به شوکتیه رسید؛ مدرسه‌ای که در نگاه رفیعی تنها یک بنای تاریخی نیست، بلکه نشانه‌ای از توجه پیشینیان این منطقه به آموزش و آینده است.او تأکید کرد نام کسانی که برای توسعه دانش و آموزش این سرزمین تلاش کرده‌اند باید در ذهن دانش‌آموزان و دانشجویان باقی بماند.شاید همین لحظه، شخصیت مردی را که مراسم برای او برگزار شده بود بهتر از بسیاری از تعریف‌ها نشان می‌داد؛ همه از رفیعی گفتند، اما وقتی نوبت خودش رسید، او از دیگران گفت.

 

کتابی که روی سن نماند

 

یکی از بخش‌های ویژه مراسم، رونمایی از کتاب «گزارش مأموریت و سفر خان بهادر مولابخش» بود.اما کتاب تازه فقط برای عکس یادگاری رونمایی نشد؛ نسخه‌هایی از آن همان شب میان حاضران توزیع و اهدا شد.اتفاقی که رونمایی را از یک حرکت تشریفاتی فراتر برد؛ کتاب از روی سن پایین آمد و به دست مخاطب رسید.در شبی که از اهمیت مطالعه، حفظ اسناد و انتقال تاریخ سخن گفته می‌شد، شاید تصویر مناسبی‌تر از این وجود نداشت؛ کتابی که همان شب رونمایی شد، همان شب خواننده‌اش را نیز پیدا کرد.

 

نسخه‌ای برای حافظه یک شهر

 

نیم‌قرن را نمی‌توان فقط با تعداد کتاب‌ها اندازه گرفت.پشت هر اثر تاریخی، ساعت‌هایی وجود دارد که در شناسنامه هیچ کتابی نوشته نمی‌شود؛ جست‌وجوی یک سند، یافتن یک نسخه قدیمی، ترجمه چند صفحه، پیگیری انتشار و گاهی هزینه‌ای که قرار نیست بازگردد.دکتر محمود رفیعی سال‌ها برای بیماران نسخه نوشته است، اما بخش دیگری از زندگی‌اش را صرف نسخه‌ای متفاوت کرده؛ نسخه‌ای برای فراموش نشدن حافظه یک شهر.آیین تجلیل از او نیز در پایان فقط بزرگداشت یک پزشک و پژوهشگر نبود.

از گرانی کتاب گفته شد؛ از جنوب بیرجند که هنوز به فضای کتابخانه‌ای بیشتری نیاز دارد؛ از دانشجویانی که باید تجربه پیشکسوتان را بشنوند؛ از گویشی که باید زنده بماند و از اسنادی که اگر کسی برای ثبت و ترجمه‌شان تلاش نکند، ممکن است بخشی از تاریخ را با خود ببرند.

شبی که با کتاب آغاز شد، با یک پرسش برای آینده پایان گرفت:اگر تجربه بزرگان ثبت نشود، اگر کتاب از دسترس مردم دور شود و اگر روایت‌های یک سرزمین به نسل بعد منتقل نشود، چه کسی حافظه شهر را نگه خواهد داشت؟شاید پاسخ همان جمله‌ای باشد که آن شب شنیده شد: «بزرگان یک سرزمین متعلق به گذشته یا حال نیستند؛ متعلق به آینده‌اند.»و محمود رفیعی یکی از همین بزرگان است؛ پزشکی که سال‌ها برای جسم آدم‌ها نسخه نوشت و نیم‌قرن نیز قلم زد تا حافظه دیارش بی‌نسخه نماند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاری – بخش تعاون خراسان جنوبی در یک سال گذشته با کسب رتبه‌های برتر ملی،

بیشتر

رمضانی – معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان رئیس‌جمهور در سفر به استان خراسان جنوبی،

بیشتر

محمدنژاد- مدیرکل تعزیرات حکومتی خراسان جنوبی گفت: قاچاقچی ۲۸ قطعه شمش نقره در شهرستان نهبندان،

بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فرم

فرم گزارش اشکال در سایت