مهدی آبادی – تقویم کشور ما هر ساله در چنین روزهایی، رنگ و بوی متفاوتی به خود میگیرد؛ هفته پدافند غیرعامل آغاز شده است. همان هفتهای که در آن شاهد تکرار سناریوهای آشنا هستیم: برگزاری همایشها و سمینارها، رونمایی از تیزرهای تبلیغاتی، رزمایشهای نمادین، و افتتاح سامانههایی که شاید در بزنگاههای واقعی، هرگز فرصت یا امکان عملیاتی شدن نداشته باشند. اما در پس این هیاهوی رسانهای و تبلیغات، یک سؤال استخوانسوز همچنان پابرجاست: «چرا با وجود این حجم از فعالیتهای رسمی، در بزنگاههای مهم و واقعی، بسیاری از این اقدامات عملاً خنثی یا ناتوان به نظر میرسند؟» پاسخ به این پرسش در یک کلمه نهفته است: شعارزدگی. متأسفانه واقعیت این است که بخشی از فعالیتهای ما در حوزه پدافند غیرعامل، در همان فضای رؤیاپردازیهای روی کاغذ و ویترینهای اداری باقی مانده است. ما عادت کردهایم پدافند غیرعامل را به عنوان یک مناسک اداری انجام دهیم، نه یک حیات ضروری. امروز، کشور ما بیش از هر زمان دیگری در کانون ما عادت کردهایم پدافند غیرعامل را به عنوان یک مناسک اداری انجام دهیم، نه یک حیات ضروری. امروز، کشور ما بیش از هر زمان دیگری در کانون تحولات امنیتی قرار دارد. تجربه جنگهای یکساله اخیر در منطقه و سایهی سنگین تهدیداتی که هر روز رنگ عوض میکنند، دیگر اجازه نمیدهد به پدافند غیرعامل نگاهی فانتزی داشته باشیم. ما در یک بازه زمانی کوتاه، شاهد دو جنگ تمامعیار در نزدیکی مرزهای خود بودهایم و اکنون نیز با تهدیدات جدیدی مواجهیم که ماهیتی ترکیبی (هیبریدی) دارند. در چنین شرایطی، پدافند غیرعامل دیگر نه یک انتخاب، که اصلیترین ستون حفظ موجودیت است. اگر امنیت ملی را یک ساختمان فرض کنیم، پدافند غیرعامل ستونهای نامرئی آن است که در زمان حادثه، باید از فرو ریختن سقف بر سر مردم جلوگیری کند. اما آیا ما واقعاً به این ستونها باور داریم؟ بیایید صادق باشیم و از خود بپرسیم: اگر همین امروز، خدای ناکرده، در یک دستگاه اجرایی (از سطح وزارتخانه تا بخشداریهای دورافتاده)، حادثهای مانند آتشسوزی، سرقت اسناد یا یک حمله سایبری تمامعیار رخ دهد، خروجیِ ما چه خواهد بود؟ چند درصد از بایگانیها و اسناد هویتی مردم بر باد فنا خواهد رفت؟ چند درصد از دادههای حیاتی سرقت میشود و چه میزان از خدماترسانی به مردم مختل خواهد شد؟ واقعیت تلخ این است که در بسیاری از ادارات ما، تداوم کسبوکار معنای اجرایی ندارد. پدافند سایبری برای بسیاری از ما هنوز به معنای نصب یک آنتیویروس ساده است، در حالی که دشمن با حملات پیچیده، زیرساختهای انرژی، آب و ارتباطات را هدف میگیرد. ما در دنیای جنگ الکترونیک و حملات هوشمند زندگی میکنیم، اما گاهی در سیستمهای اداری خود، همچنان در حال دفاع با ابزارهای سنتی هستیم. مشکل اصلی ما فقدان بودجه نیست؛ مشکل ما فقدان اعتقاد عملی است. وقتی پدافند غیرعامل به عنوان یک پیوست اجباری برای دریافت پایانکار یا بودجه دیده میشود، نتیجهاش همین چیزی است که امروز میبینیم: پروژههایی که اجرا میشوند اما بهرهبرداری نمیشوند؛ سناریوهایی که تمرین میشوند اما هرگز برای شرایط بحرانی واقعی، بومیسازی نشدهاند. پدافند غیرعامل یعنی مدیر یک اداره بداند در لحظه قطع سراسری برق یا اینترنت، چگونه باید امور مردم را مدیریت کند. پدافند غیرعامل یعنی برای تکتک کارمندان و شهروندان، نقشهای مشخص تعریف شده باشد، نه اینکه همه چیز به چند مدیر ارشد در مرکز استان خلاصه شود. اگر مردم در پدافند غیرعامل مشارکت نکنند، اگر مدیران میانی پدافند را یک مزاحمت اداری بدانند، تمام رزمایشها، تنها نمایشهایی پرهزینه باقی خواهند ماند. ما در منطقهای زندگی میکنیم که صلح در آن، همواره در آستانهی تهدید است. هفته پدافند غیرعامل باید برای ما فرصتی برای بازنگری در باورها باشد، نه گزارشنویسی از فعالیتها. زمان آن رسیده است که از پشت میزهای جلسات، به کف میدان اجرایی بازگردیم. هر میزان سرمایهگذاری واقعی (نه صوری) در حوزه پیشگیری، کاهش آسیبپذیری و آموزشِ عمومی، تضمینکنندهی حفظِ جانِ مردم و آرامش نسلهای آینده است. اگر به دنبال اقتدار هستیم، باید از سایهی شعارها بیرون بیاییم و پدافند غیرعامل را از کتابچههای دستورالعمل، به فرهنگ روزمرهی مدیریتی تبدیل کنیم. حقیقت این است که دشمن، منتظر پایان هفتهی پدافند غیرعامل نمیماند تا حملهاش را آغاز کند؛ ما باید همیشه آماده باشیم. در پایان باید تاکیدکرد پدافند غیر عامل در خراسان جنوبی اوضاع بهتری نسبت به سایر نقاط کشور دارد و برنامه ریزی ها و پیگیری های مستمر متولیان این امر در استان قابل تقدیر است لکن بی توجهی عمومی به مقوله حیاتی پدافندغیرعامل در بین تمام ارکان جامعه آسیبی است که متاسفانه در خراسان جنوبی نیز از آن مستثنی نیست . امید می رود ما در جغرافیای خراسان جنوبی هم پیش بینی و هم برنامه ریزی خوب برای آینده خود در مواجهه با تهدیدات داشته باشیم . انشاا….
(لطفاً نظرات و پیشنهادات خود درباره این سرمقاله را از طریق 09155665782 ارسال بفرمایید)


