مهدی آبادی – دانشآموزانی که در زنگ ورزش تنها با یک توپ فوتبال پلاستیکی یا کمباد در گوشه حیاطی آسفالتشده رها میشوند، تصویر آشنا و مشترکی برای چندین نسل از ایرانیان است. ساعتی که میبایست میدان تکوین نشاط، پرورش سواد حرکتی و پایهریزی سلامت جسمی نسل فردا باشد، دهههاست به وقت گذراندن بیهدف یا بازیهای خطرآفرین روی سطوح سخت تبدیل شده است. امروز اما این تصویر بهظاهر نوستالژیک از مدار یک خاطره مشترک گذشته و به یک بحران خاموش و ویرانگر در حوزه سلامت عمومی بدل گردیده است. بر اساس آمارهای وزارت بهداشت و پایشهای سراسری طرح کنترل وزن و چاقی دانشآموزان، حدود ۲۵ درصد از جمعیت دانشآموزی کشور، یعنی بیش از چهارمیلیون کودک و نوجوان ۷ تا ۱۷ سال، از چاقی مفرط و اضافهوزن رنج میبرند. ریشه این بحران فراگیر را بیش از هر عامل ژنتیکی یا الگوی تغذیهای مدرن، باید در کالبد فرسوده، حیاطهای تنگ و نامناسب و فقر ساختاری سرانه فضاهای ورزشی مدارس جستوجو کرد؛ جایی که فرصت آزادانه دویدن و یادگیری اصول پایه حرکتی، در مسلخ کمبود امکانات فیزیکی ذبح میشود و بازیهای دیجیتال و سکون جایگزین تحرک طبیعی کودک میگردد. در این میان، وضعیت در استانهای مرزی و کمترتوسعهیافتهای همچون خراسان جنوبی ابعادی بسیار نگرانکنندهتر به خود میگیرد. دیاری که با اقلیم گرم و خشک، طوفانهای موسمی شن، تابشهای سوزان آفتاب و بادهای ۱۲۰ روزه شناخته میشود، عملاً امکان استفاده ایمن و منظم از همین حیاطهای سیمانیِ باز را نیز در بخش عمدهای از سال تحصیلی از دانشآموزان سلب میکند. در خراسان جنوبی، حیاط مدرسه تنها با چالش کمبود فضا روبهرو نیست؛ بلکه شرایط اقلیمیِ بیابانی و خشن، هرگونه فعالیت فیزیکی در فضای باز را در پاییز و بهار با گرمازدگی و در زمستان با سوز سرمای کویر مواجه میسازد. از بیرجند گرفته تا شهرهای مرزی و روستاهای زیرکوه، نهبندان، درمیان و سربیشه، دانشآموزان بسیاری زنگ ورزش را در سرمای خشک یا گردوغبار حیاطهای آسفالت سپری میکنند، بدون اینکه سهمی حتی از یک سالن چندمنظوره سرپوشیده استاندارد داشته باشند. از سوی دیگر، سرانه فضاهای ورزشی دانشآموزی در خراسان جنوبی فاصلهای معنادار با میانگینهای کشوری دارد. در مناطقی که مردم بهدلیل مشکلات معیشتی، نوسانات اقتصادی و خشکسالیهای متوالی توان مالی ثبتنام فرزندان خود را در باشگاهها و کلاسهای بخش خصوصی ندارند، مدرسه عملاً «تنها پناهگاه و پایگاه رسمی ورزش و تحرک» برای کودک و نوجوان به شمار میرود. وقتی مدرسهای سالن استاندارد، چمن مصنوعی یا یک زمین خطکشیشده ایمن ندارد، دانشآموز مرزنشین بهطور خودکار به ورطه کمتحرکی و انزوای فیزیکی پرتاب میشود. این محرومیت مضاعف تنها به افزایش توده بدنی و چاقی منتهی نمیشود؛ بلکه اختلالات اسکلتی، انحرافات ساختار قامتی ناشی از نشستن طولانیمدت پشت نیمکتهای نامناسب، افسردگیهای پنهان نوجوانی و ضعف محسوس سواد حرکتی را نیز بهدنبال دارد. باید پذیرفت که سلامت آینده این استان مرزی وابسته به تصمیمات امروز در حوزه عمرانی و تجهیز مدارس است. ادامه سیاستهای کلیشهای و بسنده کردن به توزیع چند توپ و تور در آغاز مهرماه، هرگز نمیتواند گرهی از این بحران بگشاید. دستگاه تعلیم و تربیت در خراسان جنوبی بیش از هر زمان دیگر نیازمند توزیع عادلانه اعتبارات عمرانی، تسریع در پروژههای نهضت احداث سالنها و زمینهای چمن درونمدرسهای، و جلب نگاه حمایتی خیرین مدرسهساز به «احداث فضاهای ورزشی سرپوشیده» است. ورزش دانشآموزی نباید بهعنوان یک فوقبرنامه تفننی تلقی شود؛ ورزش پایهایترین رکن تربیت، تمرین انضباط فردی و ابزار بنیادین پیشگیری از بحرانهای سنگین درمان و بهداشت عمومی در دهههای آینده است. اگر امروز فکری به حال حیاطهای بتنی و سوزان مدارس خراسان جنوبی نکنیم، در سالهای نهچندان دور با نسلی خسته، بیمار و بیانرژی مواجه خواهیم شد که سنگینی فقر حرکتی امروز، توان بالندگی فردا را از آنان سلب کرده است. عدالت آموزشی بدون عدالت در سلامت و تحرک جسمانی معنایی نخواهد داشت.
(لطفاً نظرات و پیشنهادات خود درباره این سرمقاله را از طریق 09155665782 ارسال بفرمایید

