چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵

سالمندی؛ ابر چالش پیش روی استان

بهروزی فر – لطفاً این عبارت‌ها را به دقت بخوانید؛ سیدجواد حسینی رئیس سازمان بهزیستی کشور در شورای سالمندان خراسان جنوبی با اشاره به روند شتابان سالمندی در این استان گفت: خراسان جنوبی از نظر سهم جمعیت سالمند در وضعیت بحرانی قرار ندارد، اما سرعت سالمندی در استان بالاست و همین موضوع ضرورت برنامه‌ریزی ویژه برای تغییر ساختار سنی جمعیت و ارتقای کیفیت زندگی سالمندان را نشان می‌دهد. در حال حاضر حدود ۹۱ هزار سالمند در خراسان جنوبی زندگی می‌کنند که ۱۰.۵۶ درصد جمعیت استان را تشکیل می‌دهند،  در سال ۱۳۹۶ سهم جمعیت زیر ۱۵ سال در خراسان جنوبی ۲۴.۸ درصد و سهم سالمندان ۹.۶ درصد بود، اما بر اساس افق ۱۴۳۰، سهم کودکان زیر ۱۵ سال به ۲۰ درصد کاهش و سهم سالمندان به ۲۳ درصد افزایش خواهد یافت.خلاصه این یک بند سراسر هشدار می‌شود اینکه در کمتر از ۲۵ سال دیگر، جمعیت سالمندان بر قشر پویا و کارای استان غلبه می‌یابد، و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!تحلیل تحلیل این عبارت‌ها می‌شود اینکه؛ جمعیت استان آرام و بی‌صدا در حال تغییر است، اما پیامدهای این تحول و دگرگونی، روزی نه چندان دور! با صدایی بلند خود را در همه عرصه‌های زندگی نشان خواهد داد. کاهش نرخ فرزندآوری، افزایش امید به زندگی و تغییر ساختار سنی جامعه، پدیده سالمندی جمعیت را به یکی از مهمترین مسائل آینده خراسان جنوبی تبدیل کرده است، ابرچالشی که اگرچه با تأخیر! اما از هم‌اینک باید آن را جدی بگیریم و برایش راه جبرانی بیابیم.سالمندی جمعیت فقط به معنای افزایش تعداد افراد سالخورده نیست، پشت این تغییر جمعیتی، مجموعه‌ای از پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، درمانی، فرهنگی و از همه مهمتر امنیتی نهفته است. افزایش نیاز به خدمات سلامت و توانبخشی، مراقبت‌های طولانی‌مدت، مناسب‌ سازی فضاهای شهری، افزایش هزینه‌های خانوار، کاهش جمعیت فعال اقتصادی و به ویژه احتمال افزایش تنهایی و انزوای اجتماعی سالمندان، بخشی از این پیامدهاست.اشاره رئیس سازمان بهزیستی کشور به وجود بیش از ۴ هزار سالمند تنها در خراسان جنوبی و تأکید بر توسعه مراکز مهر و گفتگو و طرح‌های توانمندسازی سالمندان در این استان، قطعاً زنگ هشداری است که باید صدای آن را جدی شنید. اما پرسش مهم این است؛ در برابر این واقعیت تلخ، چه باید کرد؟! نخستین تکلیف بر عهده مدیران و دستگاه‌های اجرایی است. سالمندی نباید موضوع اختصاصی یک دستگاه تلقی شود. استانداری، فرمانداری‌ها، بهزیستی، دانشگاه علوم پزشکی، شهرداری‌ها، دستگاه‌های فرهنگی و اجتماعی و دیگر مجموعه‌های مرتبط باید هر کدام سهم خود را در مدیریت این پدیده مشخص کنند. برنامه‌ریزی برای سالمندی باید از یک اقدام مقطعی و مناسبتی به یک سیاست مستمر و قابل سنجش تبدیل شود.مدیران شهری باید به این پرسش پاسخ دهند که آیا به راسنی شهرهای ما برای استفاده سالمندان مناسبند؟! آیا پیاده‌روها، بوستان‌ها، ناوگان حمل‌ونقل عمومی، مراکز درمانی، اماکن فرهنگی و فضاهای عمومی برای فردی که توان جسمی محدودی دارد، مناسب‌سازی شده‌اند؟! آیا مناطق روستایی که با توجه به پراکندگی جمعیت و دسترسی محدودتر به برخی خدمات، اقتضائات متفاوتی دارند، در برنامه‌ریزی‌ها مورد توجه واقع شده‌اند؟! آیا استان در زمینه خدمات مراقبت در منزل و حمایت از خانواده‌های دارای سالمند، شرایط مطلوب و مناسبی دارد؟! مراکز روزانه، خدمات توانبخشی، آموزش مراقبان، حمایت‌های اجتماعی و سازمان‌های مردم‌نهاد به چه میزان رشد کرده و می‌توانند نیاز خانواده‌ها را برآورده کنند؟! و البته که بار همه مسئولیت بر دوش دولت نیست، مردم نیز در برابر سالمندان تکلیف دارند. جامعه‌ای که سالمند خود را فراموش کند، در واقع بخشی از حافظه و هویت خودش را از بین برده است. احترام به سالمند، سر زدن به والدین و سالمندان تنها، مشارکت دادن آنان در تصمیم‌ها و فعالیت‌های خانوادگی، شنیدن حرف‌ها و تجربه‌هایشان و پرهیز از نگاه ترحم‌آمیز، ساده‌ترین اما مؤثرترین اقداماتی است که هر شهروند می‌تواند انجام دهد.باید بپذیریم که سالمند الزاماً فردی ناتوان نیست. سالمندان، سرمایه‌ای از تجربه، مهارت، خاطره و دانش اجتماعی هستند. اگر زمینه حضور آنها در فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی، آموزشی و حتی اقتصادی فراهم شود، سالمندی می‌تواند دوره‌ای از اثرگذاری دوباره باشد.اینجاست که نقش سازمان‌های مردم‌نهاد، مساجد، گروه‌های جهادی، مراکز فرهنگی، رسانه‌ها و تشکل‌های اجتماعی نیز اهمیت پیدا می‌کند. مقابله با تنهایی سالمندان، صرفاً با ساخت یک مرکز محقق نمی‌شود، بلکه باید شبکه‌ای از ارتباطات انسانی شکل بگیرد. طرح‌هایی مانند مهر و گفتگو زمانی موفق خواهند بود که به یک فرهنگ عمومی تبدیل شوند، فرهنگی که در آن هیچ سالمندی احساس نکند از جامعه کنار گذاشته شده است. از سوی دیگر، رسانه‌ها نیز باید در این زمینه مطالبه‌گر باشند. همان‌گونه که درباره اشتغال، مسکن، جوانی جمعیت و آسیب‌های اجتماعی مطالبه‌گری می‌شود، سالمندی به عنوان آسیبی پیش رو نیز باید در دستور کار رسانه‌های استان قرار گیرد. مدیران باید درباره برنامه‌های خود برای آینده سالمندان پاسخگو باشند و جامعه نیز باید بداند برای مواجهه با تغییرات جمعیتی چه برنامه‌ای در حال اجراست؟!البته باید این نکته را هم‌مدنظر داشته باشیم که سیاست‌های حمایت از خانواده و فرزندآوری، در کنار برنامه‌ریزی برای سالمندی، دو روی یک سکه‌اند. امروز باید هم برای افزایش پویایی جمعیت و حمایت از خانواده‌های جوان تلاش کنیم و هم برای نسلی که در دهه‌های آینده سالمند خواهد شد، زیرساخت فراهم نماییم.خراسان جنوبی می‌تواند در این زمینه پیشگام باشد. ظرفیت‌های اجتماعی، فرهنگی و خانوادگی استان، همراه با روحیه مشارکت و مسئولیت‌پذیری مردم، سرمایه‌ای ارزشمند برای طراحی یک الگوی بومی سالمندی فعال و سالم است، الگویی که در آن دولت، خانواده، مردم و تشکل‌های اجتماعی هر کدام وظیفه‌ای روشن داشته باشند.واقعیت این است که سالمندی نه یک بحران ناگهانی، بلکه فرآیندی تدریجی و قابل پیش‌بینی است. بنابراین، مدیریت آن نیز باید پیش‌نگرانه باشد. اگر امروز برای مناسب‌سازی شهرها، توسعه خدمات سلامت و توانبخشی، مراقبت در منزل، حمایت از خانواده‌ها، مقابله با تنهایی و مشارکت اجتماعی سالمندان اقدام کنیم، فردای استان را برای دوره سالمندی شاداب‌تر و کم‌هزینه‌تر آماده کرده‌ایم.سالمندی به خودی خود تهدید نیست، بلکه بی‌برنامگی در برابر سالمندی تهدیدی جدی است.

(لطفاً نظرات و پیشنهادات خود درباره این سرمقاله را از طریق  ۰۹۱۵۷۲۴۸۲۸۹ اعلام یا ارسال بفرمایید)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاری – ۱۴۷ مقاله علمی، ۵۲ داور تخصصی و نمایشگاهی که قرار است برای نخستین‌بار

بیشتر

کاری – بیش از سه دهه از عمر پروژه هتل کویر بیرجند می‌گذرد؛ پروژه‌ای که

بیشتر

فرهنگ ریشه‌دار و پیشینه درخشان وقف در خراسان جنوبی، نمادی ارزشمند از عمق باورهای دینی

بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فرم

فرم گزارش اشکال در سایت