دادرس مقدم – خراسان جنوبی، این دیار کویری و کهن، همواره بهعنوان استانی بکر، مذهبی و پایبند به ارزشهای اصیل ایرانی-اسلامی شناخته شده است؛ سرزمینی که مردمانش با قناعت، غیرت و مهماننوازی، گویی تابلویی از یک زندگی ساده اما پرمعنا را به تصویر کشیدهاند. بااینحال، این روزها نشانههای هشداردهندهای از یک تحول خاموش اما بنیادین در بافت فرهنگی این استان به چشم میخورد؛ تحولی که از آن با عنوان «استحاله فرهنگی» یاد میشود. رهبر شهید انقلاب سالها پیش نسبت به این خطر هشدار دادند و آن را به بمبی شیمیایی تشبیه کردند که نامحسوس منفجر میشود و آثار زیانبارش دیر اما جبرانناپذیر خود را نشان میدهد. متأسفانه باید اذعان کرد که ما در خراسان جنوبی، امروز در حال تماشای آثار این انفجار خاموش هستیم؛ جایی که مدارس، دانشگاهها، فضاهای عمومی، خیابانها و حتی آرزوهای کودکانمان یکبهیک در حال تغییر ماهیت هستند و متولیان فرهنگی استان، بهجای میدانداری، نقش نظارهگری را پذیرفتهاند.شاید وقتی از واژه «فرهنگ» در استان سخن به میان میآید، نخستین تصویری که در ذهن متولیان و حتی بخشی از جامعه نقش میبندد، صرفاً مقوله حجاب و عفاف یا فریضه امر به معروف و نهی از منکر باشد. بیتردید این موضوعات از ارکان مهم فرهنگ دینی و اجتماعی ما هستند و دستگاههای فرهنگی و رسانهها نیز همواره بر آنها تأکید داشتهاند؛ اما آیا تمرکز افراطی بر یک بخش، ما را از مشاهده زوال در سایر حوزههای حیاتی فرهنگی غافل نکرده است؟ پاسخ به این پرسش، ما را به واقعیت تلخ استحاله فرهنگی در خراسان جنوبی رهنمون میشود؛ استحالهای که در آن، هنجارها و ناهنجاریها جای خود را به طرز خطرناکی عوض کردهاند. استحاله فرهنگی بهمعنای تغییر ماهیت یک فرهنگ بدون تغییر شکل ظاهری آن است و این پدیده در خراسان جنوبی، ابعاد گوناگونی از زندگی روزمره را درنوردیده است؛ از تصادفات جادهای که بیتوجهی به فرهنگ رانندگی آن را به مرز یک بحران جدی رسانده، تا سبک زندگی فرزندان این دیار که هر روز رنگ و بوی دیگری به خود میگیرد.نگرانکنندهترین مصداق این استحاله، تغییر در باورها و آرمانهای نسل کودک و نوجوان استان است. زمانی که اسباببازی موردعلاقه کودکان استان ما ، ماکت خودروهای شوتی و سوختکش میشود و آرزوی بسیاری از آنها «سوختکش شدن» است، باید عمیقاً به فکر فرو رفت. این موضوع، فراتر از یک سرگرمی ساده، نشان از یک بحران هویتی عمیق و شکلگیری الگویی نادرست از موفقیت و قهرمانپنداری در ذهن کودکان دارد. چه کسی جای این الگوهای نامناسب را در ذهن کودک ما پر کرده است؟ مگر قرار نبود متولیان فرهنگی با تولید محتوا و برنامههای خلاقانه، هویت اصیل ایرانی-اسلامی را برای نسل آینده تبیین کنند؟ اینجا باید پرسید برنامه متولیان برای پر کردن اوقات فراغت این نسل و ارائه الگوی مناسب چیست؟ مگر متولیان استان وظیفه ندارد با برگزاری رویدادهای جذاب، جوانان را به سمت فعالیتهای سالم سوق دهد؟ اما بخش عمدهای از فعالیتهای این مجموعه، معطوف به برنامه های کلیشه ای است و برای اقشار عمومی و نوجوانانِ در معرض آسیب، برنامه مدونی به چشم نمیخورد.مدرسه و دانشگاه، دو نهاد کلیدی برای تربیت انسانهای پویا، متعهد و آیندهساز هستند؛ اما امروز گویا این کارکرد کمرنگ شده است. شاهد آن هستیم که «کافهها» و فضاهای مجازی، نقش یک مدرسه موازی را ایفا میکنند و مدلهای زندگی، ترندهای رفتاری و سبک تعاملات اجتماعی را برای جوانان استان بازتعریف میکنند. آنان که مسیر پیست پیادهروی انتهای خیابان غفاری در بیرجند را برای ورزش انتخاب میکنند، راویان عینی سبک زندگی تغییریافته استان هستند؛ محیطی که هر روز ویترینی از زیر پوست شهر را به نمایش میگذارد؛ از ضبط ادا و رفتارهای ترندشده اینستاگرامی تا نوجوانانی که خودنمایی را در کشیدن سیگار و رفتارهای پرخطر میدانند. این صحنهها، نتیجه طبیعیِ نبودِ یک راهبرد فرهنگیِ پیشگیرانه و کارآمد است. در غیاب برنامههای انسانساز و حضور میدانی در مدارس و دانشگاهها، چه کسی عهدهدار فرهنگسازی برای نسل فردای استان شده است؟استحاله فرهنگی در خراسان جنوبی، تنها به حوزه رفتارهای اجتماعی محدود نمیشود، استحاله فرهنگی در خراسان جنوبی، تنها به حوزه رفتارهای اجتماعی محدود نمیشود، بلکه سبک زندگی و الگوی مصرف را نیز درنوردیده است. مصرفگرایی شبهمدرن حتی به روستاهای استان نفوذ کرده و سبب شده افراد برای تأمین نیازهای اولیه خود وابسته به شهرها شوند؛ در حالی که فرهنگ اصیل و غنی روستاها، همراه با هنرها، آدابورسوم و صنایعدستی منحصربهفرد، در حال فراموشی است. این تغییرات نهتنها به اقتصاد محلی ضربه میزند، بلکه گسست نسل جدید از ریشههای خود و وابستگی به فرهنگی وارداتی را رقم میزند. در کنار این موارد، یکی از تلخترین جلوههای استحاله فرهنگی را باید در حوزه رانندگی و ترافیک جستوجو کرد. تصادفات جادهای و شهری در خراسان جنوبی به معضلی جدی تبدیل شده است و در ریشهیابی آن، بهوضوح ردپای ضعف فرهنگ رانندگی دیده میشود. بیتوجهی به قوانین، سبقتهای پرخطر، سرعت غیرمجاز و استفاده از تلفن همراه حین رانندگی، نشان از بحرانی فرهنگی دارد که متأسفانه متولیان برای مهار آن، تنها به برخوردهای مقطعی و جریمههای رانندگی بسنده کرده و از آموزش و فرهنگسازی مستمر غافل ماندهاند.مسئولان استانی نیز اذعان دارند که ریشه بسیاری از آسیبهای اجتماعی در خراسان جنوبی مانند اعتیاد، طلاق، خشونتهای خانگی و کودکان کار، به ضعف فرهنگی و نبود پیشگیریهای لازم بازمیگردد. با وجود تدوین سند راهبردی برای مقابله با این آسیبها، پرسش اصلی اینجاست: چرا با وجود این اسناد و برنامهها، همچنان شاهد گسترش آسیبها هستیم؟ آیا صرفاً جمعآوری متکدیان، ساخت کمپهای ترک اعتیاد برای معتادان متجاهر و ساماندهی مقطعی آسیبدیدگان راهگشاست؟ پاسخ منفی است. این اقدامات صرفاً درمانِ معلول است؛ در حالی که پیشگیری، نیازمند اقدام فرهنگی عمیق و ریشهای است. متولیان باید بپذیرند تا زمانی که برنامه فرهنگی میدانی و جذابی برای نسل جوان نداشته باشند، این مراکز هر روز با ورودیهای تازهای مواجه خواهند شد. اعتیاد ریشه در ناامیدی، بیکاری و فقدان الگوهای هویتبخش دارد و صرفاً با راهاندازی مراکز درمانی مهار نمیشود. همچنین پدیدههایی مانند کودکان کار، بازتابی از ضعف در نظامهای آموزشی، اقتصادی و فرهنگی است که نباید با برخوردهای صرفاً ویترینی پاسخ داده شود.متأسفانه برخی متولیان فرهنگی، دامنه فعالیت خود را به یک یا دو سرفصل خاص محدود کردهاند؛ حال آنکه این موضوعات بخشی از یک منظومه کامل فرهنگی هستند. تمرکز تکبعدی سبب شده ابعاد دیگر فرهنگ که حیاتی و سرنوشتسازند، به محاق روند. وقتی از جنگ ترکیبی و تلاش برای استحاله ماهیت جامعه سخن به میان میآید، مقابله با آن نیازمند راهبردی همهجانبه و متوازن است که همزمان به اقتصاد، هنر، ورزش، سبک زندگی، آموزشوپرورش، فرهنگ رانندگی و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی توجه کند. در نقطه مقابل، تجارب موفق جوانان جهادیِ دهه هفتادی استان نشان میدهد ظرفیت عظیمی در بدنه مردمی وجود دارد که از آن بهرهبرداری شایستهای نمیشود؛ الگوهایی که نشان میدهند میدانداری واقعی چگونه شکل میگیرد.مردم خراسان جنوبی، همواره همراه، متدین و غیرتمند بودهاند، اما امروز نیازمند یک راهبرد فرهنگی روشن، منسجم و روزآمد هستند. مطالبه عمومی از دستگاههای متولی، گذار از «نظارهگری اداری» به «میدانداری اثرگذار» و جایگزینی الگوهای کارآمد بهجای اقدامات مقطعی است. برنامههای فرهنگی باید با ذائقه نسل جوان تطبیق یابد و با بهرهگیری از ظرفیتهای بومی، هنرها و ورزشهای سنتی، پاتوقهای سالم و پرجاذبهای در برابر فضاهای مجازی مخرب ایجاد شود. همچنین نگاه مدیران باید از رویکردی تکبعدی به چشماندازی جامع تغییر کند؛ نقشهای بلندمدت و مبتنی بر هویت استانی که دروازه تمدنی منطقه به شمار میرود.خراسان جنوبی استانی با سرمایههای عظیم معنوی و انسانی است، اما تداوم غفلت میتواند این سرمایه را با چالشهای اخلاقی و اجتماعی جبرانناپذیری مواجه سازد. امروز زمان اقدام میدانی و مؤثر در عرصه فرهنگ است. متولیان فرهنگی و اجتماعی باید دریابند که مهار آسیبها نیازمند تدبیر، آموزش، هدایتگری و حضور فعال در میدان است، نه تماشای منفعلانه و برگزاری جلسات مکرر. بیتردید تأخیر در بازنگری این رویهها، دیار اصیل خراسان جنوبی را در معرض آسیبهایی قرار خواهد داد که ترمیم آنها بهمراتب دشوارتر و پرهزینهتر خواهد بود.

اعتمادیان – رئیس سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی در جلسه کارگروه توسعه صادرات استان از
