یکشنبه ۵ مهر ۱۴۰۵

ردپای جاده و  ژنتیک در معلولیت استان

کاری -۲۹۳ در برابر ۲۱۲؛ فاصله‌ای که در نگاه نخست فقط ۸۱ نفر به ازای هر ۱۰ هزار نفر است، اما پشت آن می‌تواند تجربه صدها خانواده و سرنوشت شمار زیادی از شهروندان قرار داشته باشد. وقتی نرخ اعلام‌ شده معلولیت در خراسان جنوبی از میانگین کشور بالاتر است، با رقمی ساده در یک جدول آماری روبه‌رو نیستیم؛ با مسئله‌ای اجتماعی مواجهیم که بخشی از ریشه‌های آن به عوامل ژنتیکی و بخشی دیگر به حوادث رانندگی و جاده‌ای بازمی‌گردد.گازرانی، مدیرکل بهزیستی خراسان جنوبی، نرخ شیوع معلولیت در کشور را حدود ۲۱۲ نفر به ازای هر ۱۰ هزار نفر و این نرخ را در استان ۲۹۳ نفر اعلام کرده است؛ آماری که به گفته او «زنگ خطر» به شمار می‌رود. بر پایه همین ارقام، نرخ استان نزدیک به ۳۸ درصد بیشتر از رقم کشوری است. این فاصله پرسشی جدی پیش می‌کشد: چه عواملی خراسان جنوبی را در چنین وضعیتی قرار داده‌ و چه بخشی از موارد را می‌توان با مداخله به‌موقع پیشگیری کرد؟

مدیرکل بهزیستی برای این وضعیت یک علت واحد معرفی نکرده و از عوامل مختلفی سخن گفته است؛ از جمله اختلالات ژنتیکی و حوادث رانندگی و جاده‌ای. همین اشاره نشان می‌دهد که مسئله از محدوده مسئولیت یک نهاد فراتر می‌رود. وقتی بخشی از معلولیت‌ها ریشه در عوامل ژنتیکی دارند و بخشی در پی تصادف شکل می‌گیرد، پیشگیری نیازمند همکاری مجموعه‌ای از دستگاه‌ها، از بهزیستی و دانشگاه علوم پزشکی تا نهادهای مسئول ایمنی و ترافیک است.بهزیستی در بسیاری از موارد زمانی وارد میدان می‌شود که معلولیت رخ داده و فرد به حمایت، توانبخشی و خدمات اجتماعی نیاز دارد. این خدمات ضروری‌اند، اما سیاست مؤثر در حوزه معلولیت نباید فقط به مرحله پس از وقوع آسیب محدود بماند. پیشگیری یعنی بازگشت چند گام به عقب؛ به جایی که هنوز می‌توان خطر را کاهش داد و از تبدیل یک آسیب به محدودیتی ماندگار جلوگیری کرد.یکی از مهم‌ترین نقاط این مداخله، جاده است. خبر تصادف‌ها اغلب با شمار جان‌باختگان و مصدومان منتشر می‌شود و پس از چند روز، حادثه‌ای تازه جای آن را می‌گیرد. اما هزینه انسانی تصادف به آمار فوتی‌ها ختم نمی‌شود. برخی مصدومان زنده می‌مانند، اما با آسیب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که زندگی فرد و خانواده‌اش را برای سال‌ها تحت تأثیر قرار می‌دهد. معلولیت ناشی از تصادف، بخشی کمتر دیده‌ شده از بهای حوادث جاده‌ای است. از این منظر، تأکید بر نقش حوادث رانندگی در کنار عوامل دیگر معلولیت، یک نکته مهم را برجسته می‌کند: پیشگیری باید پیش از رسیدن فرد به درِ بهزیستی آغاز شود. اصلاح نقاط حادثه‌خیز، ایمن‌سازی راه‌ها، رعایت قوانین، نظارت مؤثر، رفتار مسئولانه رانندگان، سرعت امدادرسانی و کیفیت درمان مصدومان، هرکدام حلقه‌ای از زنجیره پیشگیری‌اند. محاسبه هزینه تصادف نیز باید فراتر از خسارت خودرو و شمار جان‌باختگان برود و پیامدهای بلندمدت معلولیت را دربرگیرد.سوی دیگر این هشدار، اختلالات ژنتیکی است؛ حوزه‌ای که در آن شناسایی به‌موقع و دسترسی به مشاوره می‌تواند در پیشگیری نقش داشته باشد. گازرانی از همکاری بهزیستی و دانشگاه علوم پزشکی و فعالیت مراکز مشاوره ژنتیک گفته و اعلام کرده است که خدمات مشاوره و آزمایش‌های مورد نیاز برای افراد نیازمند به‌صورت رایگان ارائه می‌شود و برای دیگران نیز تخفیف‌هایی در نظر گرفته شده است. کاهش مانع مالی اقدامی مهم است، اما به‌تنهایی پاسخ‌گوی همه موانع دسترسی نیست.وجود مرکز یا رایگان بودن آزمایش، الزاماً به معنای دسترسی واقعی مردم نیست. خانواده‌ها باید بدانند چه زمانی به مشاوره ژنتیک نیاز دارند، از خدمات موجود آگاه باشند و بتوانند مسیر مشاوره، ارجاع و آزمایش را بدون مانع جدی جغرافیایی و اقتصادی طی کنند. این موضوع در استانی با گستردگی جغرافیایی خراسان جنوبی اهمیت بیشتری دارد. بنابراین، در کنار اعلام تعداد مراکز و خدمات، باید روشن شود چه سهمی از افراد نیازمند واقعاً به این خدمات دسترسی پیدا می‌کنند.عدد ۲۹۳ نیز بدون بررسی روند گذشته، تصویر کاملی از مسئله به دست نمی‌دهد. آیا نرخ معلولیت استان در سال‌های پیش هم بالاتر از میانگین کشور بوده است؟ فاصله در حال افزایش است یا کاهش؟ کدام نوع معلولیت سهم بیشتری دارد و چه نسبتی از موارد مادرزادی یا اکتسابی‌اند؟ سهم حوادث رانندگی و عوامل ژنتیکی چقدر است و آیا میان شهرستان‌های استان تفاوت معناداری وجود دارد؟ پاسخ به این پرسش‌ها برای تعیین اولویت‌ها ضروری است.این عدد به‌تنهایی می‌گوید مسئله‌ای وجود دارد، اما نشان نمی‌دهد دقیقاً کجا باید بیشترین مداخله انجام شود. اگر سهم قابل توجهی از موارد قابل پیشگیری به تصادف‌ها مربوط باشد، راهکار اصلی باید در سیاست‌های ایمنی و ترافیکی جست‌وجو شود؛ اگر عوامل ژنتیکی در گروه‌ها یا مناطق خاصی نقش پررنگ‌تری داشته باشند، دسترسی به مشاوره و خدمات تشخیصی باید هدفمندتر شود. بدون داده‌های جزئی، خطر آن وجود دارد که منابع میان برنامه‌های پراکنده توزیع شوند، بی‌آنکه اثر واقعی هرکدام روشن باشد.در همین‌جا تفاوت میان «اقدام» و «نتیجه» اهمیت پیدا می‌کند. تعداد جلسات برگزارشده، خدمات ارائه‌ شده یا برنامه‌های آموزشی، به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که پیشگیری موفق بوده است. پرسش اصلی این است که این اقدامات چه تغییری در روند معلولیت ایجاد کرده‌اند. اگر اثر مورد انتظار دیده نمی‌شود، باید مشخص شود مشکل از کمبود خدمات است، از دسترسی ناکافی، از آگاهی عمومی یا از حلقه‌ای دیگر. پاسخ به این پرسش نیز بدون شاخص‌های قابل سنجش ممکن نیست.در عین حال، بالا بودن نرخ معلولیت نباید به معنای مسئله دانستن افراد دارای معلولیت تلقی شود. مسئله اصلی، شناسایی و کاهش عوامل قابل پیشگیری است؛ در کنار آن، برخورداری افراد دارای معلولیت از توانبخشی، آموزش، اشتغال، مناسب‌سازی و امکان حضور برابر در جامعه باید پیوسته و جدی دنبال شود. پیشگیری و حمایت دو مسئولیت هم‌زمان‌اند و هیچ‌کدام نباید بهانه‌ای برای نادیده گرفتن دیگری شود.آمار اعلام‌شده از سوی مدیرکل بهزیستی می‌تواند نقطه آغاز یک بررسی دقیق باشد، نه پایان آن. اکنون باید سهم عوامل مختلف، وضعیت شهرستان‌ها، روند چندساله و نتیجه برنامه‌های پیشگیرانه روشن شود. مسئله خراسان جنوبی فقط فاصله ۲۹۳ با ۲۱۲ نیست؛ پرسش مهم‌تر این است که چند مورد از معلولیت‌های آینده را می‌توان امروز پیشگیری کرد. تا زمانی که پاسخ این پرسش با داده‌های معتبر و قابل ارزیابی ارائه نشود، ۲۹۳ تنها عددی هشداردهنده باقی می‌ماند. اما اگر این هشدار به شناخت علت‌ها و برنامه‌ای سنجش‌پذیر منجر شود، می‌تواند آغاز تغییری باشد که موفقیتش نه با تعداد جلسات و گزارش‌ها، بلکه با کاهش موارد قابل پیشگیری سنجیده شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اعمال محدودیت‌های عملیاتی برای بخشی از ناوگان هواپیماهای MD که منجر به حذف ۶ پرواز

بیشتر

خودکار – استاندار مدیریت فضای مجازی،تولید محتوای مؤثر وتبیین دستاوردهای نظام راسه اصل مهم استان

بیشتر

بصیرت- مسابقات شطرنج سریع ریتد کشوری «جام مهر» گرامیداشت هفته دفاع مقدس با حضور ۸۲

بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فرم

فرم گزارش اشکال در سایت