مهدی آبادی – آمار پرداخت مقرری بیمه بیکاری به حدود ۱۴۰۰ نفر در خراسان جنوبی، صرفاً یک عدد در گزارشهای اداری نیست؛ این رقم میتواند نشانهای از فشارهای پنهان و آشکار بر بازار کار و بهویژه کارگاههای کوچک و متوسط استان باشد. کارگاههایی که شاید در ظاهر تنها با چند کارگر فعالیت میکنند، اما در واقع سهم بزرگی در پویایی اقتصادی شهرها و روستاها، حفظ جمعیت مولد و تأمین معیشت خانوارها دارند. در خراسان جنوبی، بخش قابل توجهی از اشتغال در واحدهای کوچک شکل گرفته است؛ از کارگاههای تولیدی و خدماتی گرفته تا واحدهای فرآوری محصولات کشاورزی، صنایعدستی، مشاغل وابسته به معدن، تعمیرگاهها، واحدهای صنفی و کسبوکارهای خانوادگی. این واحدها معمولاً سرمایه در گردش محدودی دارند و به همین دلیل، در برابر تکانههای اقتصادی آسیبپذیرتر هستند. کاهش فروش، افزایش ناگهانی قیمت مواد اولیه، هزینههای انرژی و حملونقل، دشواری کاهش فروش، افزایش ناگهانی قیمت مواد اولیه، هزینههای انرژی و حملونقل، دشواری تأمین نقدینگی، تأخیر در وصول مطالبات و کاهش قدرت خرید مردم، میتواند یک کارگاه کوچک را در مدت کوتاهی به مرز تعدیل نیرو یا حتی تعطیلی برساند. در یک کارخانه یا کارگاه بزرگ، گاه امکان جبران بخشی از هزینهها از طریق ذخایر مالی، تنوع تولید یا دسترسی آسانتر به منابع بانکی وجود دارد؛ اما در واحدی که با پنج، ۱۰ یا ۲۰ کارگر اداره میشود، هر افزایش هزینه میتواند تصمیم کارفرما را تحت تأثیر قرار دهد. کارفرمایی که ناچار است میان پرداخت دستمزد، خرید مواد اولیه، پرداخت اقساط، هزینه برق و گاز، اجاره محل کار و هزینه حملونقل انتخاب کند، ممکن است در نهایت به کاهش نیروی انسانی روی بیاورد؛ تصمیمی که نه از سر بیمیلی، بلکه از سر ناتوانی در ادامه مسیر اتخاذ میشود. نباید فراموش کرد که پشت هر مقرریبگیر بیکاری، یک خانواده، یک توان تولیدی و یک تجربه کاری قرار دارد. فردی که از چرخه اشتغال خارج میشود، تنها درآمد ماهانه خود را از دست نمیدهد؛ اعتماد به آینده، امنیت روانی خانواده و امکان برنامهریزی برای زندگی نیز آسیب میبیند. از سوی دیگر، فاصله گرفتن طولانیمدت از محیط کار، بازگشت نیروی کار به بازار اشتغال را دشوارتر میکند. مهارتها بهروز نمیمانند، ارتباط فرد با بازار کار کمرنگ میشود و احتمال ورود او به مشاغل غیررسمی یا کمدرآمد افزایش مییابد. واقعیت این است که حفظ یک شغل موجود، بسیار کمهزینهتر از ایجاد شغل جدید است. همچنین نگه داشتن یک کارگاه فعال، به مراتب کمهزینهتر از پرداخت مقرری بیمه بیکاری و تلاشهای بعدی برای بازگرداندن یک فرد بیکار به بازار کار است. زمانی که یک واحد تولیدی تعطیل میشود، فقط کارگران آن آسیب نمیبینند؛ زنجیرهای از تأمینکنندگان مواد اولیه، حملونقل، خدمات فنی، فروشندگان و کسبوکارهای محلی نیز از پیامدهای آن متأثر میشوند. از این منظر، حمایت از کارگاههای کوچک نباید تنها به پرداخت تسهیلات بانکی محدود شود. تسهیلاتی که اگر با نرخ، دوره بازپرداخت و سازوکار متناسب با توان واقعی تولیدکننده طراحی نشود، خود میتواند به باری تازه بر دوش کارفرما تبدیل شود. آنچه واحدهای کوچک نیاز دارند، مجموعهای از حمایتهای هوشمندانه و هدفمند است: تسهیل دسترسی به سرمایه در گردش، کاهش زمان و پیچیدگی فرآیندهای اداری، کمک به تأمین مواد اولیه، ایجاد بازار فروش پایدار، حمایت از حضور در نمایشگاهها و بازارهای دیجیتال، آموزش مهارتهای مدیریت مالی و بازاریابی، و برنامهریزی برای کاهش هزینههای تولید. در استانی مانند خراسان جنوبی که فاصله از بازارهای بزرگ، هزینه حملونقل و محدودیتهای زیرساختی بر فعالیت اقتصادی اثرگذار است، باید به مزیتهای بومی بیش از گذشته توجه شود. فرآوری محصولات کشاورزی، توسعه صنایعدستی، بهرهگیری از ظرفیت معادن، گردشگری محلی و تولیدات دانشبنیان میتواند زمینه پایداری بیشتری برای اشتغال فراهم کند؛ به شرط آنکه تولیدکننده کوچک در مسیر اخذ مجوز، تأمین سرمایه، فروش محصول و صادرات، تنها نماند. آمار ۱۴۰۰ مقرریبگیر باید برای همه دستگاههای مسئول، نهادهای حمایتی، بانکها، تشکلهای کارگری و کارفرمایی و مدیران محلی یک پیام روشن داشته باشد: پیشگیری از تعطیلی کارگاهها، اولویتی اقتصادی و اجتماعی است. باید پیش از آنکه کارفرما به مرحله تعدیل نیرو برسد، نشانههای بحران شناسایی و برای حل آن اقدام شود. نجات یک کارگاه کوچک شاید در ظاهر به معنای حفظ چند فرصت شغلی باشد، اما در واقع حفظ چراغ خانههایی است که با همان چند شغل روشن ماندهاند. اقتصاد محلی با تصمیمهای بزرگ شکل میگیرد، اما با دوام آوردن همین کارگاههای کوچک زنده میماند.
(لطفاً نظرات و پیشنهادات خود درباره این سرمقاله را از طریق 09155665782 ارسال بفرمایید)


