مهدی آبادی – در جغرافیای تقویم، پاییز موسم خزان برگها، سردی هوا و خواب طبیعت است؛ اما در اقلیم کویری و نجیب خراسان جنوبی، معادله تقویم جور دیگری ورق میخورد. پاییز برای مردمان سختکوش این دیار، نه فصل خاموشی، که سرآغاز جنبوجوش، کار و تولید، و در یک کلام، بهار کشاورزی است. وقتی بوی شهریور با عطر دانههای یاقوتی عناب پیوند میخورد و با حلول مهر و آبان، درختچههای زرشک با خوشههای سرخ درخشان سر از خاک برمیآورند، و دشتها با گلهای ارغوانی زعفران آذین بسته میشوند و انارهای ترکخورده بر شاخسارها میدرخشند، گویی خاک تشنه کویر، تمام سخاوت و شگفتی پنهان خود را به رخ جهان میکشد. این چهار محصول استراتژیک عناب، زرشک، زعفران و انار تنها یک مشت کالای کشاورزی نیستند؛ اینها هویت، شناسنامه اقتصادی و حاصل یک سال عرقریزان مردمی هستند که با قناعت و نجابت، آب را از دل کویر بیرون کشیدهاند تا سفره ایران رنگین باشد. اما پشت این تابلوی باشکوه و رنگارنگ اما پشت این تابلوی باشکوه و رنگارنگ پاییزی، قصهای تلخ و پر از بغض پنهان است؛ قصهای که هر سال با رسیدن فصل برداشت تکرار میشود و کام کشاورزان پرشمار این خطه را تلخ میکند. بخش بزرگی از جمعیت شاغل استان خراسان جنوبی مستقیماً وابسته به همین کشاورزی هستند؛ هزاران خانواری که تمام امیدشان به همین چند ماه برداشت بسته شده تا بدهیهای کود، بذر، سم، دستمزد کارگر و وامهای سررسیدشده را بپردازند. با این حال، پارادوکس دردناکی در جریان است: در حالی که تورم عمومی در کشور بیوقفه میتازد و قیمت سبد معیشت خانوار، نهادههای کشاورزی، نایلون، جعبه، مزد چیدن و حتی هزینه تانکر آب چند برابر شده است، نرخ خرید این محصولات استراتژیک در سرِ زمین به شکلی ناعادلانه در رکود مانده و حتی گاهی نسبت به سال گذشته افت میکند. کشاورز مظلوم ما امروز میان دو لبه یک قیچی گیر افتاده است: از یک سو تورم سرسامآور هزینههای نگهداری و برداشت، و از سوی دیگر بازاری بیسامان و رهاشده به دست واسطهها. زرشککاری که ماهها خوندل خورده تا دانههای زرشکش آفت نزند و در نبود بارگاههای استاندارد، محصولش به بار بنشیند، حالا باید حاصل دسترنجش را با نازلترین قیمت به خریدارانی بسپارد که تعیینکننده نهایی بازار هستند. زعفرانکار سختکوشی که نیمهشبهای سرد پاییز را تا طلوع آفتاب بر زمین زانو میزند تا گل زعفران را قبل از آفتاب جمع کند، در نهایت میبیند که بیشترین سود و ارزش افزوده این طلای سرخ، نه به جیب او، بلکه به جیب دلالان پایتخت یا واسطههای خارجی سرازیر میشود. انارکاران و عنابکاران نیز با همین درد مشترک دستبهگریباناند؛ نبود صنایع تبدیلی مدرن، کمبود سردخانههای مجهز، و ضعف مفرط در فرآوری و بستهبندی باعث شده تا بخش عمدهای از تولیدات مرغوب استان به صورت فلهای و خامفروشی از دست برود. پرسش بنیادین این است: چرا استانی که در جهان یا خاورمیانه رتبهدار تولید باکیفیتترین زرشک، عناب و زعفران است، کشاورزانش باید هر سال برای فروش محصولشان دچار بحران روانی و اضطراب نان شب باشند؟ چرا با وجود این پتانسیل کمنظیر، هنوز سازوکاری پایدار، عادلانه و تضمینشده برای خرید محصولات شکل نگرفته است؟ کشاورزی در خراسان جنوبی فقط یک فعالیت اقتصادی نیست؛ یک سپر امنیتی و مانع اصلی مهاجرت است. اگر چراغ مزارع و باغات این استان خاموش شود، پیامد آن حاشیهنشینی در شهرهای بزرگ، تخلیه روستاهای مرزی و مرگ تدریجی زیستبوم منطقه خواهد بود. از همین رو، انتظار جامعه شریف کشاورزان از مدیران عالی استان، سازمان جهاد کشاورزی، صمت و شبکه تعاون روستایی، فراتر ازشعار و برنامه های جاری در جشنوارههای مقطعی است. امروز زمان مداخله شجاعانه، واقعبینانه و حمایتی در بازار است. راهاندازی فوری خرید توافقی و حمایتی با قیمتهای واقعی و منطبق بر تورم، فعالسازی خطوط اعتباری کمبهره برای تشکلها و تعاونیهای روستایی جهت خرید مستقیم، کنترل دستهای آلوده و دلالانی که با تعیین قیمتهای صوری در ابتدای فصل نبض بازار را برهم میزنند، و از همه مهمتر، دعوت جدی از سرمایهگذاران بخش خصوصی برای ایجاد صنایع بستهبندی و فرآوری، وظیفه انکارناپذیر مسئولان است. کشاورز خراسان جنوبی اهل اعتراض و جنجال نیست؛ نجیب است، صبور است و خاک میهنش را با اشک چشم آبیاری کرده است. اما این صبوری نباید مجوزی برای بیتفاوتی باشد. بهارِ پاییزی کویر نباید با زمستانِ حسرت در سفره کشاورزان تمام شود. چشم صدها هزار زن و مرد باایمان این دیار به تدبیر و اراده مسئولانی دوخته شده که سرنوشت اقتصاد منطقه در دستان آنان است؛ تدبیری که باید فوراً و پیش از آنکه دلالان آخرین بارقههای امید این مردم را غارت کنند، بر سفره تصمیمگیری بنشیند.
(لطفاً نظرات و پیشنهادات خود درباره این سرمقاله را از طریق 09155665782 ارسال بفرمایید)

