کاری – دو اتوبوس مسافربری، دو تصادف در فاصله کمتر از یک شبانه روز، ۹ جانباخته و ۱۱ مصدوم. این مجموعه اعداد، تصویری نگرانکننده از تکرار یک الگوی حادثه در جادههای خراسان جنوبی است. نخستین سانحه ساعت ۲:۵۵ بامداد سوم مهر در محور بیرجند ـ سربیشه رخ داد؛ اتوبوس اسکانیای مسیر مشهد به زابل با تریلی ولوو برخورد کرد و ۶ مصدوم بر جای گذاشت. حدود ۲۱ ساعت و نیم بعد، اتوبوس دیگری در مسیر مشهد به زاهدان، این بار در محور بیرجند ـ قاین و گردنه ثمنشاهی با عقب یک کشنده حامل میلگرد برخورد کرد؛ برخوردی که به آتشسوزی انجامید و ۹ کشته و ۵ مصدوم بر جای گذاشت. در هر دو پرونده، پلیس علت را عدم توجه به جلو ناشی از خستگی راننده اعلام کرد؛ شباهتی که ماجرا را از سطح دو تصادف جداگانه خارج میکند. خراسان جنوبی یکی از مسیرهای مهم عبور ناوگان مسافری و ترانزیتی شرق کشور است و اتوبوسهای بسیاری با مبدأ خراسان رضوی و مقصد سیستان و بلوچستان از محورهای آن عبور میکند. طولانی بودن مسیر، حرکت شبانه، تردد فراوان خودروهای سنگین و فاصله زیاد شهرها، شرایطی ایجاد میکند که در آن خستگی راننده نمیتواند صرفاً یک خطای فردی تلقی شود. پرسش اصلی این است که سیستم نظارتی تا چه اندازه توانسته پیش از حادثه خستگی راننده را تشخیص دهد یا مانع ادامه رانندگی شود. رانندگان چند ساعت پیش از حادثه پشت فرمان بودهاند؟ آخرین استراحت مؤثر آنها چه زمانی بوده؟ آیا راننده دوم حضور داشته؟ اطلاعات سرعتنگار چه میگوید؟ پاسخ این پرسشها مشخص میکند با دو خطای فردی مواجهیم یا با ضعفی گستردهتر در کنترل ناوگان مسافربری.مسئله فقط راننده نیست. شرکت مسافربری باید توضیح دهد برنامه سفر چگونه تنظیم شده، چه مدت استراحتی برای رانندگان در نظر گرفته شده و اتوبوس پیش از حرکت چه کنترلهای فنی را پشت سر گذاشته است. پلیس راه و سازمان راهداری نیز باید روشن کنند از زمان خروج اتوبوسها از مشهد تا رسیدن به محل حادثه، چه کنترلهایی بر ساعت کار راننده، وضعیت هوشیاری، سرعت، توقفهای الزامی و سلامت فنی خودرو انجام شده است. اگر راننده در مبدأ خسته نبوده اما چند ساعت بعد توان تمرکز خود را از دست داده، نظارت بینراهی باید پیش از وقوع حادثه مداخله کند، نه اینکه پس از برخورد، خستگی راننده به عنوان علت نهایی اعلام شود.حادثه دوم در محدوده گردنه ثمنشاهی رخ داد؛ بخشی از محور بیرجند ـ قاین که طی سالهای اخیر پروژه دوباندهسازی آن تکمیل شده و مسئولان از کاهش تصادفات در آن سخن گفتهاند.
دوباندهسازی بدون تردید بخشی از ریسک تصادفات رخبهرخ را کاهش میدهد، اما حادثه اخیر نشان میدهد ایمنی جاده فقط به تعداد باندها وابسته نیست. وضعیت روشنایی، شیب و هندسه راه، دید راننده، فاصله طولی، تردد خودروهای سنگین، علائم هشداردهنده و کیفیت کنترل ترافیک، همگی باید در بررسی حادثه دیده شود. اعلام خستگی راننده به عنوان علت مستقیم نباید موجب شود سایر عوامل احتمالی کنار گذاشته شود؛ اگر محل حادثه شرایطی داشته که شدت برخورد را افزایش داده، باید این بخش نیز شفاف اعلام و اصلاح شود.آتشسوزی پس از برخورد، بخش مهم دیگری از این پرونده است. باید مشخص شود حریق از کدام خودرو آغاز شده، چه عاملی باعث گسترش سریع آن شده و تجهیزات اطفای حریق اتوبوس تا چه اندازه کارآمد بودهاند. وضعیت خروجهای اضطراری، کپسولهای آتشنشانی، سیستم سوخترسانی و امکان تخلیه سریع مسافران باید بررسی شود؛ زیرا در تصادفات اتوبوسی، چند دقیقه نخست میتواند میان نجات و مرگ تفاوت ایجاد کند. از سوی دیگر، خراسان جنوبی استانی پهناور با فاصلههای طولانی میان شهرهاست و یکی از موضوعات کمتر توجهشده، تعداد و کیفیت استراحتگاههای مناسب برای ناوگان مسافربری است. رانندهای که در ساعات بامدادی از مسیرهای طولانی عبور میکند، باید امکان توقف امن و استراحت واقعی داشته باشد؛ اگر استراحتگاه کافی نیست یا برنامه شرکتها راننده را برای رسیدن به زمان مشخص تحت فشار میگذارد، توصیه به «خواب کافی» کافی نخواهد بود.در حادثه ثمنشاهی، هشت تیم عملیاتی هلالاحمر و ۱۵ نیروی امدادی به محل اعزام شدند و اورژانس نیز حضور داشت. سرعت امدادرسانی مهم است، اما اصل مسئله به مرحله قبل از حادثه بازمیگردد؛ نظام ایمنی زمانی موفق است که پیش از برخورد، راننده خسته شناسایی، اتوبوس متوقف، نقص فنی کشف و مسیر پرخطر اصلاح شود. اکنون افکار عمومی حق دارد بداند اطلاعات سرعتنگار چه میگوید، رانندگان چند ساعت رانندگی کردهاند، آخرین استراحت چه زمانی بوده، اتوبوسها چه زمانی معاینه فنی شدهاند و چه نظارتی بر ساعات کار رانندگان صورت گرفته است. وقتی دو اتوبوس در دو شب متوالی، در دو محور خراسان جنوبی و با الگویی تقریباً مشابه با خودروهای سنگین برخورد میکند، دیگر نمیتوان ماجرا را فقط به شانس یا خطای لحظهای نسبت داد. مسئله اصلی این نیست که چه کسی مقصر نهایی معرفی میشود؛ مسئله این است که چه نقصی در زنجیره ایمنی وجود دارد که راننده خسته، اتوبوس مسافربری و خودروی سنگین در نهایت در یک نقطه به هم میرسد. پاسخ به این سؤال، شاید بتواند مانع تکرار حادثه سوم شود.

