زمانی – در حالی که تمام نگاهها به مرزهای دیپلماتیک و میزهای مذاکره دوخته شده تا گرهی از تحریمهای خارجی باز شود، واقعیتی تلخ در لایههای زیرین اقتصاد کشور در حال رخ دادن است: «خودتحریمی». امروز تولیدکننده و فعال اقتصادی بیش از آنکه از فشارهای واشینگتن و بروکسل هراس داشته باشد، از دیوارهای بلندی میترسد که بروکراسی اداری، قوانین متناقض و ساختارهای فرسوده در داخل کشور پیش پای او بنا کردهاند. از بنبستهای طولانی در ترخیص کالا از گمرکات که منجر به رسوب سرمایه و فاسد شدن مواد اولیه میشود، تا نظام بانکی که به جای پیشران تولید، به ترمزی برای حرکت فعالان خرد تبدیل شده است؛ همه نشاندهنده یک جنگ داخلی فرسایشی علیه معیشت مردم است.برخی گمرکهای ما ( البته نه در استان ما ) امروز به جای آنکه دروازه عبور ثروت باشند، به توقفگاههای اجباری تبدیل شدهاند که در آنها کالای اساسی با بخشنامههای خلقالساعه حبس میشود. این ناهماهنگی سیستماتیک، فضا را برای فعالان اقتصادی خرد و صادق تنگ کرده است؛ همانانی که در خط مقدم تولید میجنگند اما در راهروهای ادارات قربانی «سنگاندازیهای قانونی» میشوند. در مقابل، گویی فرش قرمزها فقط برای کسانی پهن است که با رانت و انحصار، نبض بازار را در دست گرفتهاند. این دوقطبیِ «تولیدکننده بیپناه» و «مافیای صاحبنفوذ»، ریشه امید را در دل کارآفرینان استانی میخشکاند و میدان را به نفع زالوهای اقتصادی خالی میکند.نمود عینی این آشفتگی و مدیریتِ «وارونه» را میتوان در صنعت استراتژیک مرغداری خراسان جنوبی مشاهده کرد. استانی که قطب تولید گوشت سفید در شرق کشور است، مدتی است که با چالشهای کمرشکنی دست و پنجه نرم میکند. اما نکته حیرتانگیز و تأملبرانگیز اینجاست: در حالی که رسانهها از محاصره دریایی و فشارهای حداکثری آمریکا در اطراف ایران خبر میدهند، به شکلی متناقض، قیمت نهادههای دامی نظیر ذرت و سویا به جای صعود، با کاهش مواجه شده است! این پارادوکس، پرده از یک واقعیت پنهان برمیدارد که سالهاست فعالان اقتصادی فریاد میزنند.این کاهش قیمت در اوج فشار خارجی، ثابت میکند که بخش بزرگی از گرانیهای افسارگسیخته نهادهها در ماههای گذشته، نه محصول دلار بود و نه ناشی از تحریمهای بینالمللی؛ بلکه نتیجه «مهندسیِ معکوسِ» بازار توسط دستهای پنهان داخلی بود. وقتی با وجود تهدیدات خارجی، قیمت نهاده در بازار داخلی میشکند، یعنی تا پیش از این، کالای موجود در انبارها به بهانههای واهی و با هدف سودجویی انحصاری، گروگان گرفته شده بود. این نشان میدهد که «یک جای کار در سیستم تأمین و توزیع کالای کشور به شدت میلنگد» و نظام نظارتی ما به جای برخورد با ریشهها، تنها به شاخوبرگها مشغول است.حوزه نهاده های دامی امروز قربانی سیستمی است که در آن «شفافیت» ذبح شده است. چطور ممکن است در شرایطی که هزینههای حملونقل و تورم عمومی بالاست، ناگهان قیمت مواد اولیه سقوط کند؟ پاسخ را باید در شکستِ ساختگیِ حبابهایی جستوجو کرد که مافیا برای غارت جیب تولیدکننده و مصرفکننده ساخته بود. این اتفاق نشان داد که اگر ارادهای برای حذف واسطههای رانتی و پاکسازی گلوگاههای گمرکی وجود داشته باشد، حتی در سختترین روزهای تحریم هم میتوان ثبات را به بازار برگرداند، به شرط آنکه منافع عدهای خاص بر مصلحت کل جامعه ارجحیت داده نشود.در نهایت باید گفت که خراسان جنوبی و ایران، بیش از آنکه نیازمند معجزه در سیاست خارجی باشند، محتاج جراحی در سیاستهای داخلی هستند. پایان دادن به خودتحریمی، شکستن شاخ مافیاهای واردات و هموار کردن مسیر برای مرغداری که در کویر نانبر سفره مردم میگذارد، از اوجب واجبات است. اگر دولت و نهادهای نظارتی نتوانند رابطه مشکوک «بحران خارجی و ارزانی داخلی» را رمزگشایی و اصلاح کنند، اعتماد عمومی به عنوان بزرگترین سرمایه نظام، در لای چرخدندههای این سیستمِ لنگ و انحصاری از بین خواهد رفت. وقت آن است که به جای دشمنتراشی در آن سوی مرزها، با دشمنان تولید در داخل گمرکها و دفاتر لوکس تهران و مراکز استانها برخورد شود.

خودکار – مدیرکل سرمایهگذاری، نظارت بر بهرهبرداری و امور آزادراههای سازمان راهداری و حملونقل جادهای

