زمانی – این روزها صدای سوت قطار توسعه استان از دور شنیده میشود. علیرغم شرایط سخت کشور، هر هفته خبری تازه از افتتاح پروژهای زیرساختی، طرحی عمرانی یا موفقیتی اجتماعی به گوش میرسد؛ خبرهایی که بیشک حاصل تلاش شبانهروزی مدیران، کارکنان و بخش خصوصی و همراهی مردم استان است و جای قدردانی دارد. اما در کنار این تصویر روشن، سایهای سنگین بر چهره برخی حوزهها افتاده که نمیتوان از آن چشم پوشید؛ سایهای که این روزها به مهمترین دغدغه مردم تبدیل شده است: امنیت روانی و اجتماعی.دقت کردهاید؟ در فضای مجازی، هر روز افرادی با نامهای مستعار یا حسابهای بیهویت و بعضا مشخص، به دروغپراکنی و لجنپرانی مشغولند. علیه افراد، نهادها و حتی دستاوردهای استان مینویسند، تهمت میزنند،ادعاهای دروغین مطرح می کنند و آرامش اذهان جامعه را ببا عناوین جذاب بر هم میزنند. اما در این میان، پرسشی ساده و در عین حال بنیادین بیپاسخ میماند: اینها با چه هدفی و با چه اجازهای اقدام به این حرکات میکنند؟ چرا هیچ نهادی خود را موظف به پیگیری نمیداند؟در سوی دیگر، زبانههای فساد در درون برخی سیستمها به راحتی دیده میشود. مردم میبینند، میدانند و حتی گاهی مدارک در دست دارند، اما نکته تلخ ماجرا اینجاست که برخی از دستگاههای ناظر نیز این اتفاقات را مشاهده و سکوت میکنند.
سکوتی که خودش به اندازه خود فساد، آزاردهنده و اعتمادسوز است و شکاف میان مردم و حاکمیت را عمیقتر میکند.عجیبتر از همه، دوگانگی رفتار در برخورد با تخلفات است. اگر یک فعال صنفی خرد در یک روستای دورافتاده بخواهد اقدامی کوچک و خلاف قوانین جاری آن هم از نوع قابل اغماض انجام دهد، از صد سیستم برای کنترل و برخورد با او وارد میشوند. اما برای برخی مفسدههای بزرگ، یا برای بازی با روان جامعه و بر هم زدن آرامش مردم، سکوت میشود. گویی حساسیت سیستم فقط برای قشرضعیف است و برای قدرتها، آستانه تحمل بینهایت است.این دوگانگی، همان چیزی است که اعتماد عمومی را فرسوده میکند.
مردمی که میبینند قانون برای همه یکسان اجرا نمیشود، به تدریج از سیستم فاصله میگیرند و این فاصله، بستری برای رشد بیاعتمادی، نارضایتی و حتی ناامیدی میشود. توسعه زیرساختی و عمرانی، بدون امنیت روانی و اجتماعی، بنایی است بر شن زار. مردم میتوانند افتتاح پروژهها را ببینند، اما اگر احساس کنند در برابر فساد و دروغپراکنی تنها ماندهاند، آن پروژهها هم رنگ اعتماد نخواهند گرفت.

