بهروزی فر -دومین کنگره ملی ۲۴۰۰ شهید خراسان جنوبی با همه شور و هیجانی که ایجاد کرده بود به ایستگاه آخر رسید و دفتر یکی از مهمترین رویدادهای فرهنگی- اجتماعی استان در این مقطع بسته شد.دومین کنگره شهدای خراسان جنوبی بعد از یک فاصله ۸ ساله از نخستین کنگره در سال ۹۷، یک بار دیگر نشان داد که یاد شهدا همچنان میتواند شور و هیجانی کمنظیر در جامعه ایجاد کند و اقشار مختلف مردم را از خانوادههای معظم شهدا و ایثارگران گرفته تا جوانان و نوجوانان، هنرمندان، ورزشکاران، گروههای جهادی، اصناف، دانشگاهیان و مجموعههای فرهنگی و اجرایی به میدان بیاورد. این کنگره در واقع فرصتی شد تا بسیاری از ظرفیتهای مردمی که شاید در برنامههای عادی کمتر کنار هم قرار میگیرند، حول یک آرمان مشترک گرد هم بیایند. این دومین رویداد مهم فرهنگی استان هم ثابت کرد که کنگره شهدا، نه صرفاً اجتماعی چندروزه یا برنامهای تشریفاتی در تقویم فرهنگی استان، بلکه یک جریان فرهنگی، تربیتی و اجتماعی ماندگار در راستای انتقال فرهنگ، سبک زندگی و روحیه ایثار و مسئولیتپذیری به نسلهای امروز و فرداست. تأکید رهبر شهید انقلاب (ره) بر استمرار و عمقبخشی به این حرکت، دقیقاً از همین منظر قابل فهم است. ایشان در دیدارهای مختلف با دستاندرکاران کنگرههای شهدا بر ضرورت حفظ یاد و نام شهدا و انتقال ویژگیها و روحیات آنان تأکید کردهاند و یکی از راههای ماندگار کردن این میراث را استفاده از کار هنری فاخر و اثرگذار دانستهاند. در واقع، کنگره زمانی به هدف خود نزدیک میشود که اثر آن به بعد از پایان مراسم محدود نشود.در خراسان جنوبی، برگزاری دومین کنگره ملی شهدای استان با گستره قابل توجهی از برنامهها و اجلاسیهها، تجربه ارزشمندی را پیش روی ما گذاشته است. در این دوره تعداد اجلاسیههای استانی نسبت به دوره نخست افزایش یافت و برنامههای متنوع فرهنگی و رسانهای نیز در دستور کار قرار گرفته است، اما به راستی بعد از این دومین کنگره چه اتفاقی باید بیفتد؟!اگر قرار است سومین کنگره حدود یک دهه دیگر برگزار شود، این فاصله دهساله نباید به معنای تعطیلی فعالیتها و بازگشت دوباره به نقطه صفر در سالهای پایانی باشد. اتفاقاً از همین امروز، فرصت ارزشمندی در اختیار داریم تا برای این ده سال برنامهریزی کنیم، برنامهای که در آن، یادوارهها و اجلاسیهها متناسب با مناسبتها، ظرفیت شهرستانها، اقشار مختلف و موضوعات فرهنگی، در طول سالهای مختلف برگزار شوند.نباید همه کار را برای سال دهم گذاشت و متأسفانه مشابه آنچه طی یکسال اخیر شاهد بودیم، در چند ماه، مجموعهای از برنامهها را پشت سر هم و به توالی برگزار کرد. فرهنگسازی با فشردگی برنامهها در یک مقطع زمانی ساخته نمیشود. مخاطب باید فرصت دیدن، شنیدن، تجربه کردن و ارتباط برقرار کردن داشته باشد. هر اجلاسیه باید یک اتفاق فرهنگی مستقل و یک روایت تازه، یک اثر تازه، یک تجربه تازه و فرصتی برای ارتباط دوباره مردم با سیره شهدا باشد.از همین رو، شاید یکی از مهمترین مأموریتهای ستاد کنگره پس از پایان این دوره، تدوین یک نقشه راه دهساله باشد، نقشهای که مشخص کند در هر سال چه اجلاسیههایی برگزار شود؟ کدام شهدا و اقشار مورد توجه قرار گیرند؟ چه آثار هنری و رسانهای تولید شود؟ چه کتابها و مستندهایی به سرانجام برسد؟ و چه برنامههایی برای مدارس، دانشگاهها، مساجد، محلات و روستاها طراحی شود؟!این برنامهریزی باید به ویژگی تنوع آراسته باشد، قرار نیست هر سال همان برنامههای قبلی تکرار شود. یک سال میتوان محور را بر شهدای دانشآموز گذاشت، سال دیگر شهدای کارگر، کشاورز، فرهنگی، ورزشکار، عشایر یا هنرمند، در مقطعی روایت مادران و پدران شهدا محور قرار گیرد و در مقطعی دیگر، سبک زندگی و انتخابهای خود شهدا، محل بحث باشد، چنین تنوعی باعث میشود کنگره از تکرار دور شده و به یک جریان زنده تبدیل شود.و صدالبته که مهمترین مخاطب این جریان، نسل جوان و نوجوان هستند، اگر قرار است فرهنگ شهدا به نسل آینده منتقل شود، باید زبان این نسل را شناخت. نوجوان امروز الزاماً با قالبهای سنتی ارتباط برقرار نمیکند، لذا لازم است از ظرفیتهایی چون فیلم کوتاه، پویانمایی، بازی، موسیقی، ادبیات، هنرهای تجسمی، تولیدات فضای مجازی، روایتگری دیجیتال و حتی فناوریهای نو برای بازآفرینی داستان زندگی شهدا استفاده کرد.جوانان نباید فقط مخاطب برنامههای کنگره باشند، بلکه باید بخشی از کارهای طراحی و اجرا به این قشر مؤثر سپرده شود، از این رو لازم است گروههای نوجوان روایتگر شهدا، باشگاههای تولید محتوای دانشآموزی، پویشهای محلهای، مسابقات فیلم و عکس، مستندسازی خاطرات خانوادههای شهدا و رویدادهای ایدهپردازی جوانان را در این مسیر فعال کرد. این نگاه، یک ضرورت است، چرا که اگر روایت شهدا را خودمان با زبان نسل جدید بازتولید نکنیم، فاصله میان نسل امروز و این میراث ارزشمند بیشتر خواهد شد.از سوی دیگر، خانوادههای شهدا باید در این فرآیند جایگاهی محوری داشته باشند. هر خانواده شهید، یک آرشیو زنده از تاریخ انقلاب و دفاع از کشور است. خاطرات، دستنوشتهها، عکسها، نامهها و روایتهای مادران، پدران، همسران و فرزندان شهدا نباید منتظر سال برگزاری کنگره بماند. این ده سال، فرصت ثبت و حفظ این گنجینههاست. نکته قابل تأمل اینکه دیده شدن خانواده شهدا به دیدارهای مدیران دستگاهها و صرفاً برای رفع تکلیف خلاصه نشود. کنگره همچنین باید هرچه بیشتر مردمی شود. تجربههای موجود در استان نشان داده که ظرفیتهای مردم، گروههای جهادی، موکبها، سمنها، مساجد، هیئات مذهبی، هنرمندان، اصناف و خانوادههای شهدا بسیار گسترده است. استاندار خراسان جنوبی نیز بر استفاده درست از ظرفیت گروههای مردمی و دستگاههای اجرایی و ارزیابی مستمر عملکرد کمیتههای کنگره بارها تأکید کرده، بنابراین وظیفه دستگاههای اجرایی نباید صرفاً تأمین اعتبار و برگزاری مراسم باشد، هر دستگاه میتواند متناسب با مأموریت خود، یک پروژه ماندگار از تولید اثر فرهنگی و هنری گرفته تا تکمیل یادمانها، ساماندهی گلزارها، حمایت از خانوادههای شهدا، تولید محتوای آموزشی و یا نامگذاری و اجرای طرحهای عمرانی و اجتماعی به نام شهدا را تعریف کره و در دستورکار قرار دهد. حتی میتوان از ظرفیت مسئولیت اجتماعی مجموعههای اقتصادی استان برای ایجاد آثار ماندگار بهره گرفت، به گونهای که هر سال بخشی از فعالیت فرهنگی و اجتماعی بنگاهها به نام و یاد شهدا گره بخورد و اثر آن در زندگی مردم دیده شود. نکته مهم دیگر، ارزیابی مستمر است. نباید منتظر سال نهم یا دهم ماند تا مشخص شود چه کردهایم. اگر برای ده سال آینده برنامه داریم، باید هر سال وضعیت پیشرفت کار، میزان مشارکت مردم، تعداد آثار تولید شده، میزان حضور جوانان و نوجوانان و اثرگذاری واقعی برنامهها ارزیابی شود و در صورت نیاز مسیر اصلاح گردد. کنگره شهدا زمانی موفق است که مردم بعد از پایان آخرین اجلاسیه، احساس نکنند یک پرونده بسته شد، بلکه یقین داشته باشند که فصل تازهای با قوت و قدرت هر چه بیشتر آغاز شده است. از امروز تا سومین کنگره، ده سال زمان داریم، یک دهه برای اینکه هزاران روایت ثبت شود، صدها اثر هنری تولید گردد، نسل جدید با زندگی شهدا آشنا شوند، خانوادههای شهدا روایتهای خود را به آیندگان بسپارند و هر سال بخشی از جامعه با این گنجینه فرهنگی ارتباط تازهای پیدا کند. کنگره بعدی باید از همین امروز و لحظه پایان دومین کنگره و نه با نصب دوباره بنرها، بلکه با یک برنامه دهساله برای ساختن روایت ماندگار شهدا آغاز شود. اگر چنین اتفاقی بیفتد، اجلاسیهها نیز از حالت برنامههای فشرده و پشت سرهم خارج میشوند و به مناسبتهایی فرهنگی تبدیل خواهند شد که مردم با میل و علاقه در آنها حضور پیدا میکنند، جوانان و نوجوانان در آنها نقش دارند و هر بار حرف تازهای برای گفتن وجود دارد. شهدا متعلق به یک دهه و یک نسل نیستند، آنها میراث این ملت میباشند، بنابراین، پاسداشت آنان نیز نباید به یک دهه و یک کنگره محدود شود. کنگره شهدا، اگر قرار است در تراز نام شهدا برگزار شود، باید نه پایان یک مسیر، بلکه آغاز یک حرکت مستمر برای زنده نگه داشتن یک فرهنگ باشد.
(لطفاً نظرات و پیشنهادات خود درباره این سرمقاله را از طریق ۰۹۱۵۷۲۴۸۲۸۹ ارسال بفرمایید)

